ماهنامه موعود
(١)
شماره شصت و يكم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
عشق مقدّس، كينه مقدّس
٢ ص
(٤)
با امام زمان (ع) در عزاى امام حسين (ع)
٤ ص
(٥)
گزيده اى از زيارت ناحيه مقدّس
٤ ص
(٦)
اشعار عاشورايى
٧ ص
(٧)
عاشورايى ها
٧ ص
(٨)
خطبه در منا
٨ ص
(٩)
سخن امام حسين (ع) در امر به معروف و نهى از منكر
١٠ ص
(١٠)
در محضر دوست
١٢ ص
(١١)
تشرف علامه بحرالعلوم حاج على بغدادى
١٢ ص
(١٢)
از ميان خبرها
١٦ ص
(١٣)
لزوم استمرار مقاومت تا وجود تهديد
١٦ ص
(١٤)
دانش آموزان امانتى از سوى امام عصر (ع)
١٦ ص
(١٥)
ترجمه فرهنگ واقعى اهل بيت (ع) به زبان هاى مختلف
١٦ ص
(١٦)
برگزارى راهپيمايى شيعيان در بحرين به دعوت علماى شيعه
١٦ ص
(١٧)
ممنوعيت ورود قرآن آمريكايى به كشور هند
١٧ ص
(١٨)
درخواست همكارى سازمان كنفرانس اسلامى در بازسازى بقيع
١٧ ص
(١٩)
حمله خونين پليس يمن به شيعيان
١٧ ص
(٢٠)
احداث مخفيانه كنيسه در مسجدالاقصى
١٧ ص
(٢١)
توطئه سيا براى ايجاد تفرقه ميان شيعيان
١٨ ص
(٢٢)
تلاش وهابى ها براى تخريب پناهگاه پيامبر در كوه احد
١٨ ص
(٢٣)
درخواست از پاپ براى سردمدارى جنگ صليبى
١٨ ص
(٢٤)
عراق طعمه جديد تشكيلات بهائيت
١٩ ص
(٢٥)
پس از سال ها، عزادارى شيعيان در عربستان
١٩ ص
(٢٦)
سازمان وكالت
٢٠ ص
(٢٧)
تفكر عاشورايى و انقلاب اسلامى
٢٥ ص
(٢٨)
اشاره
٢٥ ص
(٢٩)
تشيع به روايت امام خمينى
٢٦ ص
(٣٠)
هويت شيعى و اهميت محرم در لاكنو، هند
٢٧ ص
(٣١)
آخرالزّمان بر پرده نقره اى
٢٨ ص
(٣٢)
راهبرد نظام تصويرسازى هاليوود براى القاى موعود صهيونيستى
٢٨ ص
(٣٣)
دئيسم (طبيعت خودكار)
٣٠ ص
(٣٤)
اومانيسم (انسان محورى)
٣٠ ص
(٣٥)
سكولاريسم (عرفان هاى اومانيستى)
٣٠ ص
(٣٦)
جبرگرايى و تقديرگرايى
٣٠ ص
(٣٧)
وابستگى به فناورى امروز
٣٠ ص
(٣٨)
بلواى يهود
٣٥ ص
(٣٩)
معنويت در آمريكا
٤٠ ص
(٤٠)
ديندارى يا لاييك بودن بر مبناى نژاد
٤١ ص
(٤١)
گرايش به اديان بر مبناى نژاد
٤١ ص
(٤٢)
شواليه هاى معبد
٤٢ ص
(٤٣)
جنگجويان صليبى
٤٢ ص
(٤٤)
شواليه هاى معبد و كابالا
٤٥ ص
(٤٥)
جادوگران مصر باستان
٤٦ ص
(٤٦)
اعتقاد مصريان باستان به نظريه مادى گراى تكامل
٤٨ ص
(٤٧)
نايب الزياره
٥٠ ص
(٤٨)
انتظار و عاشورا در شعر شاعران تاجيكستان
٥٤ ص
(٤٩)
سرانجام مستضعفين
٥٧ ص
(٥٠)
سنت الهى در تدبير جوامع
٥٨ ص
(٥١)
پيروزى حق بر باطل
٥٨ ص
(٥٢)
نويد پيروزى مستضعفان
٥٩ ص
(٥٣)
نمونه هايى از پيروزى مستضعفان
٥٩ ص
(٥٤)
دومين نشست آخرالزمان در اسلام
٦١ ص
(٥٥)
اشاره
٦١ ص
(٥٦)
آخرالزمان و اسلام
٦١ ص
(٥٧)
نشست سوم
٦٢ ص
(٥٨)
كتب منتشره مهدوى سال 84
٦٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - گزيده اى از زيارت ناحيه مقدّس

و شعله ور و در سوز و گداز تا اينكه [از] بى قرارى سختى ها و مصيبت ها و غصه اندوهگينى [به خاطر از دست دادن فرصت ها] بميرم.

شهادت مى دهم كه همانا تو نماز را به پا داشتى و زكات را پرداختى و به نيكى فرمان دادى و از بدى و ستمكارى بازداشتى و خداوند را فرمان بردى و از او سرپيچى نكردى و به او و ريسمانش چنگ آزيدى در نتيجه از او خشنود شدى و از خداوند ترسيدى و او را در نظر گرفتى و به او پاسخ گفتى و به روش او سلوك نمودى، و آشوب ها را فرو نشاندى و به سوى رشد و هدايت خواندى و راه هاى استوارى را آشكار كردى و در [راه‌] خداوند آن گونه كه شايسته جهادش بود كارزار كردى.

و تو براى خداوند فرمانبردار بودى و براى نيايت [حضرت محمد] (ص) پيرو، و براى سخن پدرت شنوا و به سوى [اجراى‌] وصيت و سفارش برادرت شتابگر كوشا، و براى پايه هاى دين بلندكننده، و براى سركشى و طغيان درهم كوبنده، و بر آشوبگران و طغيانگران سختگير كوبنده، و براى امت نصيحتگر و در لحظات مرگ ستايشگر و تسبيح كننده و بر گناهكارانِ هرزه درگير شونده و به حجت ها و دليل هاى خداوند قيام كننده و براى اسلام و مسلمانان رحم كننده (بخشايشگر) وبراى حق ياور و در هنگام بلا و گرفتارى شكيبا و براى دين نگهبان و از محدوده آيين دفاع كننده.

هدايت را نگاه داشتى و ياريش كردى و عدل و داد را گستردى و آن را پراكنده ساختى و آيين را يارى كردى و آشكارش ساختى. و كسى كه دين را بازيچه شمرده بود بازداشتى و او را راندى و پست را از شريف بازستاندى. و در حكم ميان توانا و ضعيف مساوات قرار دادى و تو باران بهارى [محبت به‌] يتيمان و بى پدران بودى و بازدارنده مردمان [از بدى‌] و عزت اسلام و گنجينه احكام و هم پيمان نيكويى، رهرو جدت و پدرت و در وصيت شبيه برادرت [هستى‌].

وفا كننده به امان دادن ها، دوستدار خوبى ها [ى‌] نيكو، كَرم هاى آشكار، نماز شب گزار در تاريكى ها، برپاگر روش ها، بخشنده به مخلوقات [خداوند]، بزرگِ پيشينيان نيكو نسب، با حسبِ زياد و فراوان، با رتبه هاى بلند، با مناقب فراوان، با سرشت هاى ستوده، با موهبت هاى بسيار، بردبارِ رشيد بازگشت كننده [به سوى خدا]، سخى، دانا، شديد، پيشواى شهيد، آموزشگر، انابه كننده، و دوست دارنده ترسان [هستى‌].

براى رسول (ص) فرزند بودى و براى قرآن سند و براى امت بازو، و در فرمانبرى كوشا، نگاهبان عهد و پيمان، كناره گير از راه هاى گناهكاران و هرزگان، عطاكننده و بخشنده به مسكينِ به سختى افتاده، صاحب ركوع و سجودهاى طولانى.

كناره گير در دنيا، همانند كناره گيرى كوچ كننده از آن، و نگرنده به دنيا، به ديده ترسندگان از آن، آرزوهايت از آن (دنيا) بازداشته شده و همت و تلاشت از آرايش هايش برگرفته شده، از شادمانى اش به سان چشمى كه بر آن چيزى بخورد و آب ريزان شده و بسته گردد، چشم پوشيده و اشتياقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور است.

تا اينكه آن هنگام كه بيداد دستش را از آستين برون كرد و ستم پرده از روى اسلحه اش برداشت و گمراهى پيروانش را فراخواند، در حالى كه تو در حرم جدّت ساكن بودى و براى ستمگران دورى گزير نشسته در خانه و محراب عبادتگاه، دورى گزيده از لذت ها و شهوت ها، زشتى را با قلبت و زبانت به مقدار توان و امكانت زشت مى شمردى، سپس موقعيت چنان ايجاب كرد كه پرچم انكار و مخالفت بردارى و تو را بر آن داشت كه با عيّاشان و هرزگان كارزار كنى پس با فرزندان و خاندان و پيروان و دوستانت به راه افتادى و حقيقت را به روشنى و درستى آشكار كردى و به سوى خداوند با حكمت و پند و اندرزهاى نيكو فراخواندى و از پليدى و طغيان و سركشى بازداشتى و با تو با ستم و دشمنى برخورد كردند.