ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - گزيده اى از زيارت ناحيه مقدّس
و شعله ور و در سوز و گداز تا اينكه [از] بى قرارى سختى ها و مصيبت ها و غصه اندوهگينى [به خاطر از دست دادن فرصت ها] بميرم.
شهادت مى دهم كه همانا تو نماز را به پا داشتى و زكات را پرداختى و به نيكى فرمان دادى و از بدى و ستمكارى بازداشتى و خداوند را فرمان بردى و از او سرپيچى نكردى و به او و ريسمانش چنگ آزيدى در نتيجه از او خشنود شدى و از خداوند ترسيدى و او را در نظر گرفتى و به او پاسخ گفتى و به روش او سلوك نمودى، و آشوب ها را فرو نشاندى و به سوى رشد و هدايت خواندى و راه هاى استوارى را آشكار كردى و در [راه] خداوند آن گونه كه شايسته جهادش بود كارزار كردى.
و تو براى خداوند فرمانبردار بودى و براى نيايت [حضرت محمد] (ص) پيرو، و براى سخن پدرت شنوا و به سوى [اجراى] وصيت و سفارش برادرت شتابگر كوشا، و براى پايه هاى دين بلندكننده، و براى سركشى و طغيان درهم كوبنده، و بر آشوبگران و طغيانگران سختگير كوبنده، و براى امت نصيحتگر و در لحظات مرگ ستايشگر و تسبيح كننده و بر گناهكارانِ هرزه درگير شونده و به حجت ها و دليل هاى خداوند قيام كننده و براى اسلام و مسلمانان رحم كننده (بخشايشگر) وبراى حق ياور و در هنگام بلا و گرفتارى شكيبا و براى دين نگهبان و از محدوده آيين دفاع كننده.
هدايت را نگاه داشتى و ياريش كردى و عدل و داد را گستردى و آن را پراكنده ساختى و آيين را يارى كردى و آشكارش ساختى. و كسى كه دين را بازيچه شمرده بود بازداشتى و او را راندى و پست را از شريف بازستاندى. و در حكم ميان توانا و ضعيف مساوات قرار دادى و تو باران بهارى [محبت به] يتيمان و بى پدران بودى و بازدارنده مردمان [از بدى] و عزت اسلام و گنجينه احكام و هم پيمان نيكويى، رهرو جدت و پدرت و در وصيت شبيه برادرت [هستى].
وفا كننده به امان دادن ها، دوستدار خوبى ها [ى] نيكو، كَرم هاى آشكار، نماز شب گزار در تاريكى ها، برپاگر روش ها، بخشنده به مخلوقات [خداوند]، بزرگِ پيشينيان نيكو نسب، با حسبِ زياد و فراوان، با رتبه هاى بلند، با مناقب فراوان، با سرشت هاى ستوده، با موهبت هاى بسيار، بردبارِ رشيد بازگشت كننده [به سوى خدا]، سخى، دانا، شديد، پيشواى شهيد، آموزشگر، انابه كننده، و دوست دارنده ترسان [هستى].
براى رسول (ص) فرزند بودى و براى قرآن سند و براى امت بازو، و در فرمانبرى كوشا، نگاهبان عهد و پيمان، كناره گير از راه هاى گناهكاران و هرزگان، عطاكننده و بخشنده به مسكينِ به سختى افتاده، صاحب ركوع و سجودهاى طولانى.
كناره گير در دنيا، همانند كناره گيرى كوچ كننده از آن، و نگرنده به دنيا، به ديده ترسندگان از آن، آرزوهايت از آن (دنيا) بازداشته شده و همت و تلاشت از آرايش هايش برگرفته شده، از شادمانى اش به سان چشمى كه بر آن چيزى بخورد و آب ريزان شده و بسته گردد، چشم پوشيده و اشتياقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور است.
تا اينكه آن هنگام كه بيداد دستش را از آستين برون كرد و ستم پرده از روى اسلحه اش برداشت و گمراهى پيروانش را فراخواند، در حالى كه تو در حرم جدّت ساكن بودى و براى ستمگران دورى گزير نشسته در خانه و محراب عبادتگاه، دورى گزيده از لذت ها و شهوت ها، زشتى را با قلبت و زبانت به مقدار توان و امكانت زشت مى شمردى، سپس موقعيت چنان ايجاب كرد كه پرچم انكار و مخالفت بردارى و تو را بر آن داشت كه با عيّاشان و هرزگان كارزار كنى پس با فرزندان و خاندان و پيروان و دوستانت به راه افتادى و حقيقت را به روشنى و درستى آشكار كردى و به سوى خداوند با حكمت و پند و اندرزهاى نيكو فراخواندى و از پليدى و طغيان و سركشى بازداشتى و با تو با ستم و دشمنى برخورد كردند.