ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - سازمان وكالت
واگذار مى شده يا در دوره خلافت ائمه (ع) كسانى به عنوان والى به مناطقى فرستاده مى شدند، ولى جريانى به اين شكل كه افرادى را با نام وكيل بفرستند وجود ندارد.
ما نام اين مجموعه را سازمان وكالت گذاشتيم. به دليل اينكه وكلاى امامان معصوم (ع) از زمان امام صادق (ع) يك مجموعه متشكل بودند و با يكديگر ارتباط داشتند و با رهبر سازمان كه ائمه (ع) هستند نيز ارتباط داشتند و در رده هاى ميانى مسئولينى داشتند كه از آنها به عنوان «وكلاى ارشد» نام برده مى شود كه ايشان معاونان ائمه (ع) در رهبرى سازمان بوده اند. نمونه هايى هم براى اين مورد وجود دارد كه در كتاب به آنها اشاره شده است؛ مثلًا شخصى خدمت امام مى رسد تا اموالى را به ايشان تحويل دهد و امام نمى پذيرد و مى فرمايد به «مفضل بن عمر» تحويل شود و او را واسطه قرار مى دهد و هر چه به زمان غيبت صغرى نزديك مى شويم اين مورد بيشتر نمود پيدا مى كند. مانند «عثمان بن سعيد عمرى» كه در رأس اين سازمان قرار مى گيرد و امام او را واسطه خود و اين سازمان قرار مى دهد.
اين سازمان داراى برنامه بوده است و حدود قلمرو، وظايف و مسئوليت هاى مشخصى داشته اند. حتى گاهى بعضى از وكلا در قلمرو وكيل ديگر دخالت مى كرده اند و امام ايشان را از اين كار باز مى داشته اند. براى مثال، امام نامه اى به دو نفر از وكلاى خود كه يكى از ايشان «ايوب بن نوح» بوده است مى نويسد و ايشان را از دخالت در محدوده يكديگر باز مى دارد و از نامه ايشان اين طور استنباط مى شود كه هر كدام از شما اگر به آنچه كه وظيفه شماست عمل كند هم براى حفظ خودتان بهتر است و هم براى حفظ ما و مجموعه شيعه. يا اگر وكيل امام در منطقه اى از دنيا مى رفت براى او جايگزين تعيين مى شد. نامه هايى هم در همين زمينه وجود دارد كه امام براى مردم و رهبران منطقه اى نوشته است و مى فرمايد فلان شخص كه نماينده من بود از دنيا رفت و شخص ديگرى را به جاى او گمارده ام كه اعزام خواهد شد.
به اين ترتيب، با توجه به ويژگى هايى كه براى سازمان برمى شمرند و نيز شرايط آن زمان مى توانيم عنوان «سازمان» را بر اين مجموعه بگذاريم.
اگر كسى سيره ائمه اطهار (ع) را صرف نظر از كارى كه در قالب سازمان وكلا انجام مى داده اند مطالعه كند به اين نگرش مى رسد كه فعاليت ائمه (ع) به كارهاى فرهنگى خلاصه مى شود و در مسائل سياسى تقيه مى كرده اند و نعوذبالله حتى منفعل عمل مى كرده اند. اما وقتى با چنين سازمان بزرگى مواجه مى شويم كه با وجود محدوديت هاى بسيارى كه در طول تاريخ وجود داشته است و شواهد زيادى كه از بين رفته است، از عصر امام صادق (ع) تا غيبت صغرى حدود نود نام در تاريخ وجود دارد كه با دلايل و شواهد تاريخى مى توان نتيجه گرفت از وكلاى ائمه (ع) هستند.
\* دليل ايجاد و راه اندازى سازمان وكالت از سوى ائمه معصومين (ع) چه بوده است؟
دورى مناطق شيعه نشين از ائمه (ع) و گسترش اين مناطق دليل عمده راه اندازى اين سازمان بوده است، هرچند ائمه (ع) به وسيله راه اندازى اين سازمان و عادت دادن مردم به ارتباط غيرمستقيم با امام، آرام آرام شيعيان را آماده عصر غيبت كرده اند و به همين جهت هر چه ما به عصر غيبت صغرى نزديك تر مى شويم مشاهده مى كنيم ارتباط مستقيم ائمه با مردم كمتر مى شود.
\* ساختار تشكيلاتى و نحوه عملكرد وكلا در اين سازمان به چه صورت بوده است؟
براى اين سازمان يك شكل هرمى مى توان تصور كرد كه در رأس اين هرم امام معصوم (ع) به عنوان «رهبر سازمان» و در قسمت هاى ميانى هرم وكلاى ارشد قرار دارند كه نقش هاى برجسته اى دارند و گاهى از ايشان به عنوان «باب» تعبير شده است و در منابع تحليلى ما كمتر به بحث باب توجه شده كه شايد يكى از علت هاى آن سوءاستفاده هايى است كه از اين مسئله شد. در اين كتاب به اين مسئله عنايت خاصى شده است؛ چون بعضى از اين افراد وكلاى ائمه (ع) نيز بودند و به عبارت ديگر در برخى از برهه ها مانند غيبت صغرى، باب هاى حضرت حجت (ع) رهبرى سازمان را به عهده داشتند. در قسمت هاى پايينى نيز وكلاى معمولى ائمه (ع) يا وكلاى ساكن در مناطق مختلف شيعه نشين قرار دارند.
\* چه اصول و ضوابطى بر رفتار اعضاى اين سازمان حاكم است؟
اصولى بر عملكرد اين سازمان حاكم است كه از جمله مهم ترين اين اصول، اصل «تقيه» و نهان كارى بوده است. حتى گاهى اگر بعضى از وكلا خلاف اين اصل عمل مى كرده اند مورد عتاب قرار مى گرفته اند. از جمله اين موارد در عصر حضرت امام عسكرى (ع) است كه ايشان مأموريتى به يكى از وكلا مى دهد، و او خلاف تقيه عمل مى كند و مورد مؤاخذه امام قرار مى گيرد.
يكى ديگر از مسائل اين سازمان بهره گيرى از