ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣ - دوره استيلاى آشوريان
تورات ذكر مىكند كه كفر و بت پرستى امرى آشكار در ميان پيروان يربعام بوده و مىگويد:
او دو گوساله از طلا ساخته يكى از آنها را در قدس و ديگرى را در «دان» قرار داد و در كنار آنها حيواناتى را قربانى كرد و به مردم گفت: اينها خدايان شما هستند كه از مصر شما را به سوى (شكيم) روانه ساختند، بنابراين در پيشگاه آنها قربانى كنيد و به طرف اورشليم نرويد. پس مردم خواسته او را پذيرفتند.[١]
در كنار پرستش گوساله، يربعام آنان را به پرستش خدايانى ديگر، از جمله «عشتروت» خداى صيدونيها و «كموش» خداى موُ آبىها و «مكلوم» خداى عمونىها، فرمان داد.[٢]
بعد از سه سال كشور يهودا به همين سرنوشت گرفتار شد و مردم به بت پرستى روى آوردند.[٣]
«شيشق» فرعون مصر فرصت را غنيمت شمرد و در سال ٩٢٦ ق. م به منظور پشتيبانى از يربعام و پايان دادن به دولت پسر حضرت سليمان و طرفداران وى، طى هجومى قدس را اشغال نمود «و خزانههاى خانه خداى خود و كاخ فرمانروا و حتى سپرهاى زرينى را كه حضرت سليمان (ع) ساخته بود با خود به غارت برد»[٤]
ظاهرا شرايط عمومى جامعه، فرعون مصر را براى تداوم سلطه خود يا سلطه هم پيمانش يربعام يارى نكرد، بنابراين پس از عقب نشينى او، اين كشور كوچك اندكى از موجوديت خود را بازيافت ولى نبردها با يربعام همچنان ادامه يافت.
چنانكه «آرامىها» نيز از ضعف دو دولت موجود در منطقه استفاده نموده و با هجوم به كشور يهودا پس از به اسارت درآوردن سرانشان، آنان را به سوى پايتخت خود دمشق آورده و براى آنها جزيه و ماليات مقرر داشتند، و اين ماجرا در زمان فرمانروايى آرامى بن هود (سال ٨٧٩- ٨٤٣ ق. م) اتفاق افتاد.[٥]
سپس در زمان پادشاهى «آخاب بن عومرى» در سالهاى ٨٧٤- ٨٥٣ ق. م بر كشور يربعام جزيه مقرر نموده و آنرا تحت الحمايه خود قرار دادند.
همچنين تورات، نبرد فلسطينيها با عربهايى را يادآور مىشود كه در اطراف «كوشسيين» از كشور يهودا در زمان فرمانروايى «يهورام» زندگى مىكردند. آنان قدس را اشغال نموده و بر اموال موجود در قصر فرمانروا استيلاء يافته و زنان و فرزندان وى را به اسارت درآوردند.[٦]
تورات مىگويد كه لشكر «آرامىها» در بيت المقدس به نبرد پرداخته و سران آنجا را هلاك كرد و تمام گنجينهها را برگرفته و به حزائيل پادشاه آرامىها تقديم نمود.[٧]
همچنين يوآش فرمانرواى اسرائيل بر كشور يهودا يورش برد و حصار شهر را ويران ساخت و تمام زر و سيم و ظروف موجود در خانه خدا و نيز خزانههاى سلطان را به يغما برد.[٨]
اين كشمكش و تسلط كشورهاى مجاور بر يهوديان تا زمان اشغالگرى آشوريان، ادامه داشت.
دوره استيلاى آشوريان
سلطه آشوريها بر يهوديان، با هجوم شَلْمَنَّصرِ سوم فرمانرواى آشوريان در سالهاى ٨٥٩ تا ٨٢٤ ق. به كشور آرامىها و قلمرو اسرائيل آغاز گرديد، بهگونهاى كه تمام منطقه، تحت فرمان او و فرمانروايان آشورىِ پس از وى درآمد. به نظر مىرسد كه كشور يهودا، بر خلاف كشور اسرائيل تحت فرمان و اطاعت آشوريان قرار گرفت؛ زيرا به گفته تورات فرمانرواى يهودا «آحاز بن يوثام» از فرمانرواى آشور «تَغلث فَلاسَرْ» خواست كه دست به حملهاى عليه كشور اسرائيل و آرامىها بزند و او درخواست وى را پذيرفته و در سال ٧٣٢ ق. م اقدام به حمله نمود. و جانشين او شَلمنَّصر پنجم نيز كار او را دنبال كرد، اما هنگام محاصره شكيم (نابلس) يعنى پايتخت اسرائيل، درگذشت و جانشين وى «سرجون دوم» اشغال نابلس را به پايان برد و بر آن تسلط يافت. آشوريان در حمله بر اسرائيل اخراج يهوديان از آن مكان را مطرح و «تغلث فلاسر» تمامى آنان را اسير و به سرزمين خود بازگرداند و آشوريان را جايگزين آنها نمود.[٩]
پس از او «سلطان فَقَحْ» به تكميل آن نقشه پرداخت و او را به اسارت گرفت.[١٠]
سرجون دوم، نزديك به سىهزار تن از يهوديان را به سوى حرّان و كرانه خابور و ميديا كوچ داد، و آرامىها را جايگزين آنان نمود.[١١]
در دوران فرمانروايى حزقيا كه ظاهرا مىكوشيد با مصريان ارتباط برقرار نمايد، كشور يهودا از سلطه آشوريها خارج گرديد. اما «سنحاريب» فرمانرواى آشور بر وى خشمگين شد و در حدود سال ٧٠١ ق. م براى تسلط بر كشور يهودا، دست به حمله گسترده زد و قدس را به تصرف خود درآورد. و «حزقيا» تمام نقرههاى موجود در خانه خدا و خزانههاى قصر فرمانروا را به وى تسليم كرد.»[١٢] اين آخرين هجوم آشوريان براى سيطره بر يهودا بود.
تورات فعلى علاوه بر پادشاهان قبلى آشور، از اسرْحَدّون، و آشور بانيبال آخرين فرمانرواى آنها ياد كرده، مىگويد:
اين دو، اقوامى را از آشور كوچانده و در سامره