ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - چگونه امام شايسته مقام امامت مى شود؟
كه شما را نشناختهايم و به قدرتان پى نبردهايم ودر مقابل شما آن احترام واجب را ادا نكردهايم. بالاتر اينكه مىپرسم: خداوند متعال فردا چگونه به حساب ما رسيدگى خواهد كرد، در حالى كه در حقت كوتاهى كردهايم و مقامت را به اندازه (ظرفيت) خودمان پايين آوردهايم؟
اى كسى كه واسطه فيض نعمتهاى خداوند براى بندگانش هستى و حاشا كه تو را براى ذرهاى در ملك او شريك گردانيم. از شما بود كه توحيد و تنزيه و تحميد آموختيم. شهادت مىدهيم كه خدايى جز خداوند متعال وجود نداشته و شريكى ندارد:
أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ.[١]
و شهادت مىدهيم كه شما هم مثل جد خود حضرت رسول (ص) مىگوييد:
لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ.
نفع وضررى جز آنچه خداوند خواسته در اختيار ندارم.[٢]
ولى مامعتقديم كه آنچه خداوند متعال با سخن خود: «إلّا ماشاء اللّه» استثنا كرده است خيلى خيلى زياد است. شما را واسطه فيض و عطاى خود بر خلق خود قرار داده است. از عطا ولطف خداوند است كه شما اكنون موجود هستيد و اين از افعال خداست كه شما وسيله ايشان هستيد. نفسى كه مىكشيم به لطف خدا وبه بركت شماست. ديدن و گام برداشتن ما هم به لطف خدا و از شماست. ما معتقديم شما از ناحيه خود هيچ نداريد و آنچه در دست داريد همه از خداوند متعال است. شما اهل بيت و تو اى امام عصر رحمت واسعه خداوندى هستيد كه همه را دربر گرفته است و بهتر است كه ما زبان از مدح بربنديم وآن را براى كسى كه شايستهتر از ماست واگذاريم. امروز تنها مىخواستيم بفهميم كه ما مقصر و جاهل و عاجزيم و از اين تقصير خود عذر بخواهيم.
\*\*\*
ما با اين سخن گفتن از تو، خود را به شما عرضه مىكنيم شايد كه گوشه چشمى به ما كنيد. يكى از بزرگان كه به ايشان اعتماد دارم به من مىگفت كه رياضت خاصى هست كه هر كه آن را انجام بدهد مىتواند واقعه كربلا را همانطور كه بوده است، مشاهده كند. اين امر مورد قبول اكتشافهاى علمى هم هست كه حوادث و وقايع زمين در عالم اثيرى خاصى محفوظ است و ممكن است روحى با آن عالم اتصال برقرار كند و آن را ببيند.
او مىگفت: البته همه حوادث عاشورا را نمىتوان ديد. مقطعى حدود سه ساعت از كربلا را احدى نمىتواند مشاهده كند؛ يعنى از آن زمانى كه امام حسين (ع) از پشت اسب خود به زمين مىافتد تا آن زمان كه پيامبر اكرم (ص) خون ايشان را جمع كردند و آن را بالا برده و بر استوانه عرش قرار دادند كه تا روز قيامت برافراشته است. اين مقطع غير قابل رؤيت است. اين همان صبرى است كه امامت كبرى از آن برمىخيزد و همان صبر صاحب، الزمان ارواحنا فداه، است كه اين قتلگاه را هر صبح و شام مشاهده مىكنند.
حيات ايشان (ع) تماما امتحان است. در روايات آمده است در خانهاى كه آن حضرت در آن ساكن است پيراهن جدشان حسين (ع) در بالاى سرشان آويزان است و ايشان آن را مىبينند و هنگامى كه وقت ظهور ايشان فرا برسد خون آن تازه مىشود.[٣]
صبر ايشان به جهت وسعت علمى و رقت قلب و شفافيت مشاعر و حواس آن حضرت به صبر احدى از مردم شباهت ندارد. همه جنايات و ظلمهايى كه به جد بزرگوار ايشان پيامبر اكرم (ص) و ائمه طاهرين (ع) روا داشتهاند در برابر چشمان ايشان است و بى شك ايشان به زيارت مشاهد ايشان از مكه مكرمه گرفته تا قبر حضرت رسول (ص) و اجداد معصومش در مدينه منوره و قبر شريف امير مؤمنان (ع) در نجف و قبر جدشان حسين (ع) در كربلا و بقيه معصومين (ع) مىروند و مصيبتها و مظالم ايشان در برابر چشمانشان مجسم مىشود.
ايشان با قلب زنده و احساس لطيف خود اين چنين زندگى مىكنند ايشان با قداست روح جدشان اميرمؤمنان (ع) زندگى مىكنند. كسى كه حتى اگر سرزمينهاى هفتگانه تحت آسمانها را به ايشان