ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - چگونه امام شايسته مقام امامت مى شود؟
سراغ آيهاى از قرآن مىرويم كه اصل مطلب است و معناى آن را به اجمال با هم مرور مىكنيم:
وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ.[١]
در اين آيه چهار بحث وجود دارد كه اميدواريم در آن تأمل كنيد:
بحث اول: «وَجَعَلْنا مِنْهُمْ ....» امامت امرى است كه از ناحيه خداوند متعال و نه سقيفه جعل شده است. قرآن هدايت خود را براى همه با عبارت واشاره بيان مىكند و علما و محققان اين هدايت را مىفهمند و اين گناه قرآن نيست كه قلوب و اذهان سخت باآن هدايت نشوند. وقتى كه زندگينامه علماى عالى مقام را مطالعه مىكنيم مىبينيم كه آنها پس از تكميل مراحل علمى خود رو به مطالعه قرآن مىآورند آن هم غير از اين قرائت عادى كه مرسوم است.
اين آيه درباره «مطلق امامت» است نه «امامت مطلقه». هر چند كه اين آيه مربوط به تعدادى از ائمه بنىاسرائيل است ليكن [اين مطلب را به ما مىفهماند كه در موضوع امامت] هم بشر هيچگونه حق جعلى ندارد و الزاما خداوند متعال مىبايست آن را جعل كند. وقتى وضعيت مطلق امامت اينگونه باشد امامت مطلقه پس از خاتمالانبياء (ص) چگونه خواهد بود؟
امامت ائمه معصومين (ع) و امامت حضرت صاحب العصر و الزمان، ارواحنا فداه، امامت مطلقه است و مطلق امامت نيست و ميان آنها تفاوت زيادى وجود دارد.
مبحث دوم: «وَجَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً ...» «مِن» در اينجا تبعيضيه است؛ به عبارت ديگر يعنى آنها كه مناسب اين منصب الهى هستند بعضى از مؤمنان همراه پيامبران هستند و نه همه ايشان.
مبحث سوم: بيان اصل امامت.
مبحث چهارم: بيان فرع امامت. حال اصل و فرع امامت چيست؟
اصل امامت همان «لمّا صبروا» است و فرع آن: «يهدون بأمرنا». اين اعجاز قرآن است؛ اعجاز فصاحت و بلاغت قرآن. اعجازى لفظى است، اما اعجاز آن براى انديشمندان بزرگ از علما اين است كه نه تنها در يك آيه بلكه در جزئى از آيه چنين عجايبى را عرضه مىكند. در اينجا بر شخص پژوهشگر لازم است كه ابتدا معناى «صبر»؛ سپس معناى «هدايت»؛ سپس معناى «امر» در آيه و آنگاه معناى «هدايت به امر» را بفهمد.
صبر در لغت به معناى خودنگهدارى است و اين مقولهاى است نسبى و با مراتب متفاوت و يا به تعبير منطقيها مشكّك. صبر، ريشه، اصل و راه رسيدن انسان به مراتب عالى كمال انسانى است. و بزرگان انبيا و امامان (ع) به وسيله صبر توانستند به اين مرتبه برسند كه همه عوالم وجود را دست خود بگيرند.
ما اگر چيزى از اين مسير مىفهميديم و در آن رشد مىيافتيم وضعيتى غير ازآنچه الان بدان مبتلا هستيم داشتيم. صبر با كم حرف زدن شروع مىشود. به رواياتى كه امر به كمگويى و نهى از زيادهگويى مىكنند، نگاه كنيد و ياد بگيريد كه چگونه با صبر بر سخن گفتن خودتان را حفظ كنيد، تا اثرش را ببينيد.
بزرگان از انديشمندان، علما و كسانى كه در راه جهاد با نفس تلاشهاى زيادى داشتهاند، به جايگاههاى شايسته دست نيافتند مگر با تحقق شروط سلوكشان كه از اولين اين شروط، خاموشى، سكوت و كم حرف زدن بوده است.
صبر با حفظ چشم و زبان؛ يعنى با صبر از ديدن و گفتن آغاز مىشود كه در اين مطلب سرّى وجود دارد و آن هم اينكه لغزشهاى نفس از چشم و زبان شروع مىشود.
سپس صبر به مرتبهاى مىرسد كه بتوان بر همه امور صبر كرد: صبر بر امور شهوانى، درگيريها و مجادلات، ناراحتيها و سختيها و ... و با اتمام اين مرتبه از صبر تازه الفباى صبر تمام مىشود تا جايى كه صبر بر همه دنيا ممكن مىشود و صاحب چنين صبرى بر همه عالم ماده صبر مىكند و روحش از تمام تعلقات اين عالم رها مىگردد.
هنگامى كه اين مرتبه از صبر كامل شد و شخص توانست خود را از همه مظاهر عالم ماده، از