ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٣ - د) اساطير بوميان آمريكا
مهايوگاست، توجيه و تفسيرى فلسفى براى پاسخ به ايرادات و نابسامانيهاى اجتماعى مىباشد كه در طى آن به خاطر وضعيت غير قابل بهبود اجتماع، خداوند تصميم به نابودى نوع بشر مىگيرد.
آنچه كه در اين دو نوع قيامت قابل توجه است، بر خلاف اساطير ديگر ملل متمدن؛ مانند ايرانيان و عبريان، پايان جهان در اساطير هند به قصد نابودى صورت مىگيرد و زندگى ديگرى براى مردمان فعلى در پس آن ويرانى متصور نيست؛ زيرا در آفرينش بعدى همه چيز از نو شكل مىگيرد، بدون حضور موجودات قبل؛ در حالى كه قيامت در اساطير ايرانى و ديگر اديان يك تحول عظيم به قصد اصلاح جهان و جامعه انسانى است نه نابودى كامل مردمان و جهان.
د) اساطير بوميان آمريكا
از بين اقوام بومى ساكن آمريكاى جنوبى دو قوم «مايا» و «آزتك»، براى دنيا پايانى قائلاند. آزتكها تقويمى دارند كه براساس آن در روزهاى مشخصى عمر هر يك از ادوار قبلى جهان به پايان رسيده است. هر يك از دنياهاى قبلى داراى خورشيدى مشخص بودهاند كه در پايان آن دوره، آن خورشيد نيز نابود شده است. به نظر آنان، علت ويرانيهاى پيشين، اختلاف بين دو ايزد مهم اين قوم؛ يعنى «كتسال كوآتل» و «تسكاتليپوكا» بوده است. هر كدام از آن دو، اقدام به آفرينشى مىكند و ديگرى آن را ويران مىسازد. آنها تاريخ حدوث ويرانيهاى قبلى را چنين مشخص كردهاند: «ببر- ٤»، «باد- ٤»، «باران- ٤» و «آب- ٤» و دنياى ما، دنياى پنجمين خورشيد است كه روزى به نام «زلزله- ٤» ويران خواهد شد[١].
آزتكها در پايان هر دوره پنجاه و دو ساله، انتظار وقوع اين حادثه هولناك را داشتهاند. در پايان هر دوره پنجاه و دو ساله، مراسم بيدار ماندن اضطراب آلودى برپا مىكرده و آتشى مىافروختهاند. آنها معتقد بودند كه اگر برپايى اين آتش جديد با موفقيت همراه نشود، ستارگانى هيولايى به نام «تسى تسى ميمه» كنترل جهان را به دست مىگيرند[٢].
ماياها نيز به چهار دوره براى جهان اعتقاد داشتند و فكر مىكردند سه دوره قبلى با حادثهاى به پايان رسيدهاند. به نظر آنان در دوران اول، فقط كوتولهها مىزيستند. آنها فكر مىكردند كه اين كوتولهها شهرهاى بزرگى را كه آثار آنان برجاى مانده است، ساخته بودهاند. زمان آنها در تاريكى بود؛ زيرا هنوز خورشيد خلق نشده بود. هنگامى كه خورشيد تابيدن گرفت، همه آنها به سنگ تبديل شدند و دنياى آنان با طغيان آب ويران شد. در دومين دنيا، مجرمان و متخلفان مىزيستند كه باز طغيان آب آن را ويران كرد. در دنياى سوم تنها ماياها مىزيستند كه نژاد قبلى اين قوم بودهاند و با آب ويران شده است. چهارمين دنيا، عصرى است كه همه انسانها در آن زيست مىكنند كه باز با طغيانى ديگر ويران خواهد شد[٣]. ماياها در پايان هر سال ٣٦٥ روزه، انتظار اين ويرانى را مىكشيدند. به همين خاطر پايان سال براى آنان، زمانى بسيار خطرناك بود و در هول و اضطراب به سر مىبردند. شايد اين اضطراب پايان سال ماياها را بتوان با مراسمهاى آشوب و هرجومرج بينالنهرين باستان قياس كرد. در بينالنهرين باستان نيز مردمان در پايان سال و قبل از عيد «اكيتو»، كه در اوايل بهار برپا مىشد، به كوچهها و خيابانها مىريختند كه آن را سمبل آشفتگى و هرج و مرج نخستين كيهانى مىدانستند كه به عقيده آنان خدايان از آن آشفتگى نخستين، جهان را نظم بخشيدهاند كه به مناسبت اين نظم جهانى، عيد اكيتو برپا مىشد.
پىنوشتها:
[١]. هميلتون، اديت (١٣٧٦)، سيرى در اساطير يونان و روم، ترجمه عبدالحسين شريفيان، تهران: انتشارات اساطير، ص ٩١.
[٢]. منظور از پنج ستاره، زمين، عطارد، زهره، زحل و مشترى مىباشد.
[٣]. اولانسى، ديويد (١٣٨٠)، پژوهشى نو در ميتراپرستى، ترجمه مريم امينى، تهران: نشر چشمه، ص ١١٥.
[٤]. «ناگل فار» به معنى «ناخن- كشتى» است و اعتقاد بر اين بود از ناخنهاى گرفته شده مردگان ساخته مىشود.
[٥]. «آيداوول» به معنى «دشت هميشه سبز» است يعنى جايى كه «اودين»، «ويلى» و «و» پس از ساخت نخستين جهان در آنجا گرد هم نشستهاند.
[٦]. پيج، ر. ى (١٣٧٧)، اسطورههاى اسكانديناوى، ترجمه عباس مخبر. تهران: نشر مركز، تلخيص از صفحات ٨٤ تا ٨٩.
[٧]. هميلتون، اديت، پيشين؛ ص ٤٣٣.
[٨]. تجليهاى ديگر ويشنو به صورت برهما، مانو، بودا و ... بوده است.
[٩]. ايونس، ورونيكا (١٣٧٣)، اساطير هند، ترجمه باجلان فرخى، تهران: انتشارات اساطير، ص ١٢٥.
[١٠]. الياده، ميرچا (١٣٦٢)، چشماندازهاى اسطوره، ترجمه جلال ستارى، تهران: انتشارات توس، ص ٦٨.
[١١]. روزنبرگ، دونا (١٣٧٥)، اسطورههاى خاور دور، ترجمه مجتبى عبداللّهنژاد، مشهد: انتشارات ترانه، ص ١٩.
[١٢]. كندرى، مهران (١٣٧٢)، دين و اسطوره در آمريكاى وسطا (پيش از كلمب)، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى (پژوهشگاه)، ص ١٥٠.
[١٣]. توب. كارل (١٣٧٥)، اسطورههاى آزتكى و مايايى، ترجمه عباس مخبر، تهران: نشر مركز، ص ١٩.
[١٤]. كندرى، مهران، پيشين؛ ص ٢٤٣.