ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧١ - ب) اساطير اسكانديناوى
شمال منفور است؛ زيرا جايگاه سرماى بيشتر و زمستان طولانىتر است. اين تالار از مارهاى درهم بافتهاى ساخته شده كه زهرشان ساختمان را آلوده كرده است. كسانى كه در اين محل مأوا مىگزينند، سوگندشكنان و قاتلان ددمنشاند. اما نوعى تجديد حيات ديگر نيز وجود دارد كه در ادبيات رؤياگونه زير بيان شده است:
او شاهد برآمدن زمينى دوم است
از دل دريا بار ديگر سبز
آبشاران فرو مىريزند و عقابان بر فراز آنها به پرواز درمىآيند
و در آبهاى جارى كوهستان، ماهى شكار مىكنند.
ايسها (خدايان) بار ديگر در آيداوول[١] ديدار مىكنند
و از مار جهانى نيرومند سخن مىگويند
و به ياد مىآورند داوريهاى نيرومند را
و رازهاى كهن خود، خدايان بزرگ را [باز مىگويند].
پس از طى اين دوره، عصرى طلايى فرا خواهد رسيد. فرزندان خدايان كهن، ميراث خود را باز خواهند يافت و انسان كه با تغذيه از ژاله صبحگاهى از آن آتشسوزى فراگير پايانى، نجات يافته است؛ نسل جديدى بر زمين بهوجود خواهد آورد[٢]. اين حوادث، در اشعارى كه براى نمونه از مجموعه «شعر ادايى» انتخاب شده است چنين بيان مىشود:
خورشيد به تيرگى مىگرايد و زمين در دريا غرق مىشود
و ستارگان داغ از آسمان فرو مىافتند
و آتش تا به آسمان زبانه مىكشد
آنگاه ملكوتى نو و زمينى نو
با زيبايى شگفتانگيز، دوباره متجلى مىشود
و خانهها سقفى از طلا مىيابند
و كشتزارها ميوههاى رسيده مىدهند
و شادى ابدى بر همه جا سايه مىگسترد
در آن هنگام فرمانروايى فردى فرا مىرسد كه از اودين نيرومندتر است و اهريمن نيز نمىتواند بر او چيره شود:
كه بزرگتر از همه است ...