ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - ١١ خداترسى
٤. از خودگذشتگى و ايثار:
«يقونه بأنفسهم فى الحروب»
ياران حضرت حجت (ع) با دل و جان از حضرتش پاسدارى مىكنند و پيشمرگ او مىشوند و جان را فداى آن جانان مىكنند، كه جان تحفه ناقابلى است.
چو جان فداى لبت شد خيال مىبستم كه قطرهاى ز زلالت به كام ما مىافتد خيال زلف تو گفتا كه جان وسيله مساز كزين شكار فراوان به دام ما افتد.
٥. داشتن كفايت كافى و وافى:
«يكفونه ما يريد فيهم»
ياران حضرت مهدى كفايت فوقالعاده جهت انجام وظايف محوله دارند؛ چرا كه كفايت، مشروب از زلال علم است و ياران آن حضرت چون از مشرب تقواى بىبديل و خالص سيراب شدهاند، به اقتضاى «وَاتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ»،[١] دانش وسيع هر كارى را دارند و هر آنچه حضرت از آنها بطلبد به تمام وجود خواسته، اشراف كامل دارند و آن را به نحو احسن و اتم، انجام مىدهند و مراد حضرتش را كما هُوَ المَطلوب حاصل مىنمايند.
٦. شب زندهدارى:
«رجال لاينامون اللّيل رهبان باللّيل».
ياران حضرت مهدى (ع) شب را به قيام و قعود و عبادت و تهجد به سر مىآورند. رهبانان شباند. در خلوت شبان به دور از انظار رياطلبان، سجاده نياز و نماز را مىگسترانند و اشك خونى را بدرقه اميد وصال مىگردانند. به فرمايش على (ع): «أمّا اللّيل فصافون أقدامهم تالين لأجزاء القرآن يرتّلونه ترتيلًا و يحزنون به أنفسهم».[٢] ناى غرّش شيران روز در خلوت شبانگاهان باز مىشود؛ چرا كه اراذل بهايم در خواب غفلتند. مثل مار زخمخورده از شدت فراق بر خود مىپيچند و نالههاى نيازمندانهشان ميناى حيرت ملكوت را صد پاره مىكند. در شب، شياطين شركانگيز كمتر ميداندار معركهاند و در حظيره قدس عبادت بين عابد و معبود، حجابهاى روزانه نيست.
٧. شجاعت و دلاورى:
«ليوث بالنّهار»
ياران حضرتش كه شب تا سحر را نغنودهاند، بر عكس شب زندهداران دنيوى روز را در خواب و غفلت نمىسپارند، بلكه شيران نهارند و پگاه را بر فراز سمندهاى تيز پاى خود پيشواز مىكنند و از هرگونه بطالت و اهمال و لهو و لعب بدورند. البته از فراز «و يصبحون على خيولهم» جهت و سوى كارها و تلاششان مشخص مىشود كه اينان ياريگراناند و ياريگر بايد هماره در فكر يارى و كارهايش در جهت آن باشد. در فرهنگ قويم اينها، تلاش پربار واژهاى است كه ژرفناكترين معانى را حمل مىكند. آرى مصداق بارز فرمايش مولاى متقياناند كه «و أمّا النهار فحلماء علماء أبرار و أتقيا».[٣]
٨. عبادت خالصانه:
«لهم دوى فى صلاتهم كدوىّ النحل»
ياران آن حضرت شيفته عبادتاند و قرةالعينشان نماز است. زمزمه عاشقانه آنها در نماز ذوق شهد مصفّا را دارد. به خاطر خدا رو به قبله عشق مىآورند و از عبادت تجارتپيشگان و برده صفتان سخت احتراز مىجويند. بلكه او را به خاطر او، جلّ و علا، مىپرستند، (فتلك عبادة الأحرار) اينان محصول كمال را از سرزمين زرافشان سجاده درو مىكنند و از خمخانه آن، هر فضيلت ديگر را صبغه الهى مىزنند و صفاى اندرون را كه لياقت همصحبتى و انس و يادگيرى حضرتش را ارزانى مىدارد، از ميخانه سجاده حاصل مىكنند.
سر رشته جان به جام بگذار كاين رشته از او نظام دارد
٩. فرمانبرى و اطاعت محض:
«هم أطوع له من الأمة لسيّدها»
ياران امام زمان (ع) بر اطاعت بىچون و چراى مولاى خود كمر بستهاند و دل در رضاى او سپردهاند و هر آنچه او بخواهد آن را حق محض و محض حق شمرند. اينان ولايتمداران سر سپرده و بىهمتايند كه به هيچ رو از خط فرمان ولىّ خود سربر نمىتابند و سالك نستوه صراط قويم «أَطِيعُوااللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»[٤] هستند. تا آنجا كه اگر دستور باشد در دل آتش مىروند و خطاب: «يانارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً» [٥] را به جان تجربه مىكنند.
١٠. روشنگرى و هدايتبخشى:
«كالمصابيح كأنّ قلوبهم القناديل»
ياران مهدى (ع) چراغهاى روشن هدايتاند؛ چرا كه سرچشمههاى حكمت در اثر تقواى محض از سرزمين قلبشان بر زبانشان جارى است و سراسر وجودشان بارقه لطف ازل را نمايان ساخته و در ظلمت انديشهها از قنديل قلبشان پرتو افشانيها رخ داده و مهار خرد خردورزان را بر دست با كفايت خود گرفته و به سوى كعبه مقصود هدايت مىكنند.
١١. خداترسى:
«و هم من خشية اللّه مشفقون»