ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - بخش سوم تاريخچه صهيونيسم مسيحى
مسيحى مذكور يهوديان را تنها «بندگان برگزيده خداوند» قلمداد نموده و اعتقاد دارند كه خداوند سعادت دنيا را به يهوديان و سعادت اخروى را نيز به آنها (گروههاى مسيحى) عطا خواهد نمود؛ چرا كه خداوند نيكى و سعادت اخروى را به آنها وعده داده است. به دليل وعده سعادت اخروى، اين گروههاى صهيونيست مسيحى خود را «مسيحيان از نو زاده شده»[١] ناميده و معتقدند كه آرماگدون را نخواهند ديد و هيچگونه تألمات ناشى از اين دوره را نيز متحمل نخواهند شد؛ چرا كه آنها اعتقاد دارند كه توسط خداوند به آسمانها برده خواهند شد آنها اين رخداد و واقعه را(Rapture) به معنى خوشى و شادمانى بى حد و حصر) ناميده و معتقدند كه اين حالت فقط و فقط شامل حال مسيحيان يادشده خواهد بود.
اين دكترين كه از سوى ديگر كليساها نيز پذيرفته شده است، «هزارهگرايى»[٢] ناميده شده است. چرا كه در كتاب مقدس (تورات) به وقوع اين جنگ در هزاره سوم اشاره شده و يا اينكه چنين تفسيرى از آن بهعمل آمده است. از سوى ديگر (گفته مىشود كه) عيسى مسيح در اين جنگ از آسمان به زمين باز خواهد گشت و دجال را در اينجا خواهد كشت و پس از آن پادشاهى خود را آغاز خواهد نمود و دوران صلحآميزى كه ساليان سال ادامه خواهد يافت آغاز خواهد گرديد. بدين ترتيب چرايى علاقه مسيحى صهيونيستهاى بنيادگرا به اسرائيل و آغاز سريع جنگى كه خود زمينه بازگشت مجدد مسيح را فراهم خواهد ساخت روشن مىگردد.
گروههاى صهيونيست مسيحى ياد شده از آنجايى كه معتقد به وجود هفت مرحله گذار در كتابمقدس هستند خود را «تدبيرگرايان» يا «dispensat ionalism»[٣] مىدانند. در عين حال اين گروههاى مسيحى بهدليل اينكه قبل از جنگ آرماگدون بودهاند و از فلاكت و مشقات و درد و رنج آن جنگ دور نگهداشته شدهاند خود را «بخشودهشدگان» مىنامند.
اين مراحل (هفتگانه) كه در كتاب مقدس پيشگويى شده و بخشوده شدگان به آن اعتقاد دارند عبارتند از:
١. بازگشت يهوديان به فلسطين؛
٢. ايجاد دولت يهود؛
٣. موعظه شدن انجيل به بنىاسرائيل و ديگر مردم دنيا و در تمامى دنيا؛
٤. (حصول مرحله) وجه(Rapture) به بهشت رفتن كليه كسانى كه به كليسا ايمان آوردهاند؛
٥. دوران فلاكت[٤] اين مرحله هفت سال طول خواهد كشيد. در اين مرحله يهوديان و ديگر (به اصطلاح) مؤمنان ظلم خواهند ديد. اما سرانجام صالحان با پيروان دجال به نبرد خواهند پرداخت؛
٦. وقوع جنگ آرماگدون، جنگى كه در صحراى مگيدو در اسرائيل به وقوع خواهد پيوست؛
٧. شكست لشكريان دجال و استقرار پادشاهى مسيح. پايتخت اين پادشاهى اورشليم (قدس) خواهد بود. اين پادشاهى به وسيله يهوديان اداره خواهد شد و يهوديان به مسيح خواهند پيوست و يا مسيحى خواهند شد.
مراحل ياد شده بنيانهاى اعتقادى «بخشوده شدگان» است. اما در ميان گروههاى يادشده بعضى تفاوتها وجود دارد. بهعنوان مثال، نقطه نظرات متفاوتى كه در ارتباط با عاقبت و فرجام يهوديان در ميان آنها وجود دارد (مثل بازگشت تمامى آنها به سرزمين اسرائيل و مواردى از اين قبيل).
«بخشوده شدگان» از تعيين و بازشناسى مكانهاى پيشگويى شده توسط كتاب مقدس بسيار خوششان مىآيد. مثل بازشناسى (تعيين حدود) صحراى مگيدو در اسرائيل. بخشوده شدگان با داشتن اين تلقى كه بعضى از كلمات عبرانى بهكار رفته در ارتباط با دجال در بخشهايى از كتاب مقدس در انگليس مترادف روسيه و مسكو است، چنين تعبير مىكنند كه دجال از سمت روسيه خواهد آمد. آنها اعتقاد دارند كه نبرد آرماگدون نبردى با سلاحهاى هستهاى خواهد بود. آمريكا كه در اين جنگ در كنار اسرائيل قرار خواهد گرفت دچار انحطاط اخلاقى خواهد شد.
كتاب هال ليندزى[٥] با نام زمين سياره بزرگ مرده[٦] كه از سوى تعدادى از رهبران بنيادگراى «بخشوده شدگان» بسيار تأثيرگذار عنوان شده است بهخوبى تعيين كننده اين تئورى و پرفروشترين كتاب در اين رابطه بوده است.[٧]
مسيحيت در پى تلافى كردن سياستهاى آنتى سيميتيك (يهود ستيزى) در تاريخ گذشته خود است. اما در عين حال اين موضوع براى بعضى از گروهها بهصورت بك پارادوكس درآمده است؛ چرا كه به زعم آنها مسيحيان برتر از يهوديان هستند. بهعنوان مثال آنها قبول دارند كه يهوديان بندگان برگزيده خداوند هستند و قبول دارند كه بهعنوان يك واسطه در بازگشت مجدد مسيح عمل مىنمايند، اما معتقدند در صورتى كه يهوديان پذيراى مسيح نباشند نمىتوانند به بهشت بروند. پارادوكس ديگر اينكه «بخشودهشدگان» معتقدند كه دياسپورا (سرگردانى يهود و متفرق شدن آنها) و حتى قتل عام آنها توسط نازيها مجازاتى الهى و ناشى از ايمان نياوردن يهوديان به مسيح و كشته شدن مسيح توسط آنها است.
بخش سوم: تاريخچه صهيونيسم مسيحى
تاريخچه پيدايش صهيونيسم مسيحى در واقع به قبل از تشكيل دولت اسرائيل و حتى به قبل از ظهور و پيدايى يهوديان صهيونيسم باز مىگردد. ريشه اين تئولوژى به عصر پيشين كسانى باز مىگردد كه هيچگونه مقام كليسايى نداشته و با ترجمه كتابمقدس به زبان مادرى خود مطالعه و تفسير آن برايشان ممكن شده است اين نظر كه تشكيل دولت ملى يهود در فلسطين نشانه بازگشت مجدد مسيح خواهد بود اولين بار توسط «اليور كرمول»[٨] و «پاوول فلگن هاوور»[٩] از رهبران پروتستانهاى قرن ١٧ مطرح گرديد.[١٠]