ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - مقدمه
پروتستانتيسم را مىتوان به نوعى بازگشت و رجعت مسيحيان به «عهد عتيق» يا تورات ناميد. نهضت پروتستانتيسم بهطور مشخص با «لوتر» و آراء اعتقادى جديد او در خصوص مسيحيت آغاز مىگردد. لوتر خود پيش از آغاز نهضت پروتستانتيسم تحت تأثير عميق آموزههاى فلسفى، تئولوژيك و جهانبينى عبرانى بوده است. «به هنگام تحقيق و پژوهش در خصوص لوتر به عنوان بزرگترين پيشواى پروتستانتيسم و اينكه او چگونه مجذوب چنين رويكردى گرديد، با علاقه زائدالوصف او به دين عبرانى و منابع عبرانى روبرو مىشويم.»[١]
تأثيرپذيرى لوتر و همفكران او از تئولوژى عهد عتيق در يك فرايند طبيعى موجب پيدايى تغييرات بزرگى در مفاهيم دينى كليساى كاتوليك گرديد، رويكرد «به بهشت دنيايى» به جاى «آخرتگرايى» مسيحى نشست. «ربح» و «ربا» كه در مسيحيت كاتوليك تحريم شده بود در مسيحيت پروتستان تشريع گرديد و پس از آن با سرعت و همراه با توسعه پروتستانتيسم در اروپا گسترش يافت. بزرگداشت يهوديان و برترداشتن قوم يهود و متعلق دانستن سرزمينهاى فلسطين تحت عنوان به اصطلاح «ارضموعود» و سرزمينهاى مقدس وعده داده شده به قوم يهود از جانب خداوند، شاخصه ديگر پروتستانتيسم لوترى بود. لوتر در اين ستايش و تمجيد از به اصطلاح «قوم برگزيده خداوند» به اندازهاى پيش رفت كه شبهه يهودى بودن او در محافل مسيحى كاتوليك به صورت جدى مطرح گرديد. خود او نيز با انتشار كتابى كه تحت عنوان عيسى مسيح يك يهودى زاده شد[٢] در سال ١٥٢٣ م. به رشته تحرير درآورد، به اين شبهه بيش از پيش دامن زد. او در اين كتاب نوشت:
يهوديان خويشاوندان خداوند ما (عيسى مسيح) هستند، برادران و پسر عموهاى اويند، روى سخنم با كاتوليكهاست. اگر از اينكه مرا كافر بنامند خسته شدهاند بهتر است مرا يهودى بخوانند.[٣]
ستايش لوتر از يهوديان در شرايطى كه كليساى كاتوليك بهعنوان باور حاكم و مقتدر بر اعتقاداتى كاملًا ضد يهودى استوار بود اين شبهه را بهطور فزاينده مطرح مىساخت كه پروتستانتيسم، مسيحيتى است كه بنيادها و شالودههاى آن يهودى است و شايد اين نظر بهنحوى بيانگر پيدايى مسيحيت يهودى بود. هر چند كه لوتر در سالهاى پايانى عمر خود با نوشتن مطالبى عليه يهوديان توانست بهنوعى نام خود را بهعنوان يك ضد يهودى در تاريخ رسمى ثبت نمايد اما اين اقدام لوتر نيز نتوانست بدبينى بهوجود آمده را برطرف كند.
لوتر بعد از «پاولوس قديس» پايهگذار دومين انحراف بزرگ در مسيحيت تلقى مىگردد. بايد يادآور شويم كه پاولوس، تعبيه كننده تثليث در مسيحيت، نيز همچون لوتر تحت نفوذ (دين) عبرانى قرار داشت. او يهودىاى بود كه نام حقيقى او «شائول» بود و قبل از مسيحى شدن در قدس مطالعات و تحقيقات مبسوطى بر روى كتاب كابالا منبع «باطنىگرايى عبرانى» انجام داده بود.[٤]
نكته جالب توجه ديگر در اين رابطه، حمايت و زمينهسازى