ماهنامه موعود
(١)
شماره چهلم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
موقعيتى خطير!
٢ ص
(٤)
مهدويت و مسيحيت صهيونيستى
٤ ص
(٥)
مسيح يهودى و فرجام جهان
١٤ ص
(٦)
مسيحيان صهيونيست را بهتر بشناسيم!
٢٢ ص
(٧)
مبانى عقيدتى
٢٢ ص
(٨)
راست گرايان مسيحى و اسلام
٢٦ ص
(٩)
هدف؛ تخريب مسجدالاقصى
٣٢ ص
(١٠)
هشدار
٣٣ ص
(١١)
مسيحيت صهيونيستى
٣٤ ص
(١٢)
مسيحيت صهيونيستى در اسرائيل
٣٥ ص
(١٣)
مسيحيان صهيونيست چگونه از اسرائيل حمايت مى كنند؟
٣٦ ص
(١٤)
اين براى فلسطين چه معنايى دارد؟
٣٦ ص
(١٥)
آيا فقط مسيحيان صهيونيست تفاسير انجيلى دارند؟
٣٧ ص
(١٦)
هجوم به كنعان توسط يوشع بن نون
٣٧ ص
(١٧)
فلسطينيان دشمن خداوند نيستند
٣٧ ص
(١٨)
نسل ابراهيم چه كسانى هستند؟
٣٧ ص
(١٩)
كتاب عهد جديد و يهوديان
٣٨ ص
(٢٠)
مهر خداوند
٣٨ ص
(٢١)
نكته ها
٣٩ ص
(٢٢)
بيانيه سومين كنگره بين المللى مسيحيت صهيونيستى
٤٠ ص
(٢٣)
اشاره
٤٠ ص
(٢٤)
تعهدات
٤٢ ص
(٢٥)
راه بهره مند شدن از امام عصر (ع) در زمان غيبت
٤٣ ص
(٢٦)
پيغام دوست
٤٤ ص
(٢٧)
گلبانگ
٤٨ ص
(٢٨)
ديوانه عشق تو
٤٨ ص
(٢٩)
يكى از همين روزها
٤٩ ص
(٣٠)
به پيشواز بهارت
٤٩ ص
(٣١)
شوق وصال
٥٠ ص
(٣٢)
مسيحا
٥٠ ص
(٣٣)
يكى از همين جمعه ها
٥٠ ص
(٣٤)
جمعه هاى انتظار
٥٠ ص
(٣٥)
ياعلى (ع)
٥١ ص
(٣٦)
شهادت على!
٥١ ص
(٣٧)
موعود در «جشن ميلاد موعود»
٥٢ ص
(٣٨)
1- انتشار سه ويژه نامه
٥٢ ص
(٣٩)
2- انتشار پنج عنوان كتاب
٥٢ ص
(٤٠)
3- يك همايش و دوازده نشست مهدوى
٥٢ ص
(٤١)
4- نمايشگاه محصولات فرهنگى مهدوى
٥٣ ص
(٤٢)
5- برگزارى مسابقات فرهنگى
٥٣ ص
(٤٣)
6- ساير فعاليتها
٥٣ ص
(٤٤)
پيام مرجع عالى قدر حضرت ايت الله العظمى صافى گلپايگانى به دومين همايش «مهدويت، جهان آينده و استراتژى انتظار»
٥٤ ص
(٤٥)
قرنهاى انتظار
٥٦ ص
(٤٦)
يادگارى هاى موعود (مسجد مقدّس جمكران)
٥٨ ص
(٤٧)
مسجد مقدس جمكران
٥٨ ص
(٤٨)
چگونگى دستور بناى مسجد جمكران
٥٩ ص
(٤٩)
فضيلت و آداب مسجد جمكران
٦٢ ص
(٥٠)
يك فروغ روى او
٦٣ ص
(٥١)
استجابت مطلق
٦٦ ص
(٥٢)
پايگاه هاى شيعى در اينترنت (3)
٦٨ ص
(٥٣)
فجر مقدس
٧١ ص
(٥٤)
1 روز قيام و نقطه آغاز نهضت جهانى
٧٢ ص
(٥٥)
2 جمع شدن ياران حضرت در مدتى كوتاه
٧٢ ص
(٥٦)
3 اولين خطبه حضرت مهدى (ع) پس از ظهور
٧٥ ص
(٥٧)
4 انصار (ياوران) و بيعت ايشان با حضرت
٧٥ ص
(٥٨)
5 ندا و فرياد به نام حضرت مهدى (ع)
٧٧ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٤ - ٢ جمع شدن ياران حضرت در مدتى كوتاه

خويش بيابند. اهالى مكه از ورود اين افراد ناشناس تعجب مى كنند؛ چرا كه از ورود هيچ قافله اى جهت حج و عمره و يا تجارت خبرى نبوده، لذا بعضى از آنها به هم مى گويند: جمعيتى را امروز ديديم كه تا به حال آن را نديده بوديم كه [آن گونه از ظاهرشان پيداست‌] از يك شهر و بيابان [از يك نژاد و تيره و قبيله‌] نيستند نه شترى دارند و نه هيچ وسيله ديگرى. آنها كه مشغول اين صحبتها هستند و به درهاى [خانه هاى‌] خود نزديك مى شوند مردى از قبيله بنى مخزوم، وارد مى شود از مردم عبور مى كند و به نزد رئيس آنها مى رود و مى گويد: ديشب خواب عجيبى ديدم كه از آن مى ترسم و قلبم پريشان گشته است. رئيس به او مى گويد: خوابت را تعريف كن. مى گويد: ابرى از آتش را ديدم كه از اعماق آسمان نمايان شد و مدام پايين مى آمد تا اين كه به كعبه رسيد و دور آن چرخى زد. در آن ابر ملخهايى با بالهاى سبز رنگ بود و آن قدر كه خدا خواست، به دور كعبه طواف مى كردند. سپس به شرق و غرب پريدند و به هيچ شهرى نمى رسيدند، مگر آن كه آن را مى سوزاندند و از هيچ آبادى گذر نمى كردند، جز آن كه آن را منهدم مى نمودند. از خواب پريده و بر خود لرزيدم. الآن هم پريشان و ترسانم. مردم (به او) مى گويند: ما آنها را ديده ايم و بيا به نزد فلان مرد ثقفى برويم، تا خوابت را تعبير كند. ١٧ ١٨

جنگ با آنها را فراهم كرده باشد.

سرپرست مردم كه مردى از قبيله مخزوم است مى گويد: ما كه مطمئن نيستيم اين جمعيت پشتوانه اى [اعم از نيرو و امكانات‌] نداشته باشند. اگر [چنين ذخيره و عقبه اى داشته باشند و اين مجموعه‌] به آنها ملحق شوند، حقيقت وجودى و عظمت نيرويشان مشخص مى شود [و خواب دوستمان تعبير گشته و نمى توانيم بر آنها فايق آييم‌]. حال كه از حيث نيرو و امكانات در سطح پايينى هستند و پيش از آن كه نيروهاى كمكى به آنها ملحق شوند، حمله كنيد. آنها به نزد شما در مكه آمده اند و به سَروَرى مى رسند و مطمئنم كه خواب اين رفيق شما درست است. [فعلًا هم [شهرتان را گواراى وجودشان قرار دهيد [بگذاريد در شهر باشند و هر چه مى خواهند بكنند] و بنشينيد و نظرات و شرايط موجود را بررسى كنيد.

شخصى از ميان آنها مى گويد: اگر نيروهاى كمكى آنها هم مثل خودشان باشند كه ترس ندارند آنها كه نه اسب و مركبى دارند و نه سنگرى كه بدان پناه برند به علاوه كه آنها در اينجا غريبند اگر سپاه آنها بيايند، اول به آنها حمله مى كنيد و [شكست دادن آنها] به راحتى نوشيدن آبى گواراست. تا پاسى از شب گذشته مشغول اين صحبتها هستند و خداوند خواب را بر گوشها و چشمهايشان مسلط مى كند [لذا براى خوابيدن پراكنده مى شوند] و ديگر پس از آن تا فردا اجتماعى نخواهند داشت تا اين كه حضرت مهدى (ع) قيام كنند. [حضرت و يارانشان هم‌] چنان يكديگر را ملاقات مى كنند كه گويى از يك پدر و مادرند و صبح از هم جدا شده بودند و شب به هم رسيده اند.

قابل ذكر است كه دوازده تن از اصحاب در ميان باقى ياران جايگاه ويژه و ممتازى دارند كه آنها پيش از بقيه به حضرت مى پيوندند وليكن در انتها همگى پروانه وار به گرداگرد آن شمع پر نور الهى جمع گشته‌