ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٠ - چگونگى دستور بناى مسجد جمكران
باره براى من تعيين بفرمائيد».
امام (ع) در پاسخ فرمودند: «ما در اينجا نشانه اى را قرار مى دهيم تا سخن شما را مردم تصديق نمايند. تو آنچه را كه بيان شد انجام بده به نزد «سيد ابوالحسن» برو و به او بگو بيايد و حسن بن مسلم را حاضر كند و سود چند ساله زمين را از او بگيرد و آن را به مردم بدهد تا با آن بناى مسجد را شروع كنند و بقيه مخارج آن را از منافع قريه «رهق» كه ملك ما در ناحيه «اردهال» است به اتمام برسانند ما نصف درآمد رهق را وقف اين مسجد نموده ايم تا همه ساله درآمد آن را بياورند به اينجا و صرف عمارت و آبادانى و ساير مخارج اين مسجد بنمايند».
سپس حضرت افزودند: «به مردم بگو تا به اين مكان روى آورند و آن را عزيز و گرامى دارند و در آن چهار ركعت نماز به جاى آورند؛ دو ركعت اول را به نيت نماز تحيت (به اين ترتيب كه در هر ركعت اول سوره حمد را يك بار و بعد سوره «قُلْهُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» را هفت بار و در ادامه هر يك از ذكرهاى ركوع و سجود را هم هفت بار تكرار كنند و نماز را به پايان ببرند) و دو ركعت بعد را هم به نيت نماز امام زمان (ع) به جاى مى آورند (به اين ترتيب كه در هر ركعت بعد از نيت وقتى سوره حمد را شروع كردند به «إِيَّاكَنَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» كه رسيدند آن بخش را صد بار تكرار مى نمايند و بعد در ادامه سوره حمد را مى خوانند و آنگاه سوره توحيد را يكبار و هر يك از ذكرهاى ركوع و سجود را هفت بار تكرار مى كنند و بعد نماز را تمام مى كنند.
سپس يك بار لااله الّا اللّه مى گويند و در ادامه هم تسبيحات حضرت زهرا (ع) را كه عبارت از سى و چهار مرتبه «اللّه اكبر» و سى و سه مرتبه «الحمدللّه» و سى و سه مرتبه «سبحان اللّه» است ذكر مى نمايند و آنگاه به سجده رفته صد بار بر پيامبر (ص) و آل پيامبر (ع) درود و صلوات مى فرستند)».[١]
در ادامه حضرت اضافه كردند: «هر كس اين نماز را بخواند مانند آن است كه در كعبه نماز خوانده باشد».
حسن بن مثله مى گويد: «وقتى اين سخنان را شنيدم با خود گفتم: گويى آن مكان مورد نظر اينجاست كه مسجد باشكوه امام زمان (ع) خواهد شد». بعد حضرت به من اشاره فرمودند كه: «برو».
چون به راه افتادم و مقدارى رفتم دوباره آن حضرت مرا صدا زدند و فرمودند: «در گله جعفر كاشانى (كه يك نفر چوپان بود) بزى هست كه اگر مردم پول آن را دادند با پول آنها و اگر ندادند با پول خودت آن را خريدارى كن و آن را به اينجا بياور و ذبح كن و در روز چهارشنبه كه برابر با هجدهم ماه مبارك رمضان است گوشت آن را در شب آينده براى بيماران و كسانى كه گرفتارى دارند انفاق كن خداوند [تبارك و تعالى [همه آنها را شفا مى دهد. نشانى و علامت آن بز اين است كه ابلق است و موى بسيار دارد و در ضمن هفت علامت سفيد و سياه در بدن آن بز هست كه سه تاى از آنها در يك طرف بدن و چهار تا در طرف ديگر آن است كه هر يك از آنها به اندازه يك درهم هستند».
بعد وقتى مجددا به راه افتادم براى سومين بار مرا صدا زده فرمودند: «اينجا هفت يا هفتاد روز اقامت مى كنى اگر هفت روز اقامت كنى آن مصادف با شب قدر؛ يعنى بيست و سوم رمضان خواهد بود و اگر هفتاد روز بمانى آن مطابق با شب بيست و پنجم ذيقعده است كه هر دو شب بسيار گرانقدرى هستند».
حسن بن مثله مى گويد: «سپس برگشته و به خانه آمدم و تمام شب را در انديشه آنچه واقع شده بود به سر بردم وقتى صبح شد نماز را به جاى آوردم و بعد نزد «على بن منذر» آمده و ماجرا را به وى بازگو كردم بعد به همراه او به محلى كه ديشب مرا به آنجا برده بودند رفتيم». حسن بن مثله چنين ادامه مى دهد: «سوگند به خدا علامتهايى را كه حضرت فرموده بودند كه از جمله آنها ميخ ها و زنجيرهايى بود كه با آنها حدود مسجد را مشخص نموده بودند در آنجا مشاهده كرديم. سپس به همراه على بن منذر به طرف منزل سيد بزرگوار