ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - مبانى عقيدتى
سپس «ضد مسيح»[١] در زمين ظاهر خواهد شد و خود را به دروغ منجى يهوديان خواهد خواند. برخى معتقدند كه آنچه كه موجب باور برخى به او مى شود اين است كه او قادر به اعاده صلحى ظاهرى در خاورميانه خواهد شد. حكومت ضد مسيح، هفت سال به طول مى انجامد و دوره «رنج يا آزمايش بزرگ»[٢] خوانده خواهد شد.
در نيمه اول اين دوره، ضد مسيح صلح ظاهرى را برقرار و در نيمه دوم عليه اسراييل اقدام خواهد كرد. او به اين ترتيب مجموعه گناهان بشر را كامل كرده و حكم نهايى خدا و شروع دوره اى بى سابقه براى آزار يهود را باعث خواهد شد. اين دوره با محاصره اورشليم (بيت المقدس) به وسيله ملتهاى متخاصم كه قصد نابودى آن را دارند خاتمه خواهد يافت و صحنه براى «نبرد نهايى» يا «آرماگدون»[٣] آماده خواهد شد.
پيروان كليساى انجيلى معتقدند كه در اين مرحله، حضرت عيسى، سوار بر اسبى سفيد، به زمين برخواهد گشت، و در پى او سواره نظامى مركب از مؤمنان از ابرها سرازير خواهند شد و حركت خواهند كرد. عيسى مسيح پيروزمندانه به جنگ وارد شده، معابد باستانى يهوديان را احيا و حكومتى هزار ساله را آغاز خواهد كرد، بهشتى و زمينى جديد را نشان خواهد داد و شيطان را براى هميشه خاموش خواهد كرد.
«بنياد گرايى مسيحى»[٤] در گذشته بر سلوك اخلاقى صحيح تكيه داشت، ولى در دهه هاى گذشته صرفاً سياسى شده است. به «بنياد گرايان»، لقب «تجديد حيات يافته» نيز داده مى شود. اين مسئله شامل يك نوع تجربه بيدارى معنوى و يا صرفاً گرايش به افكار سياسى خاص است. آنها معتقدند تاريخ بشر در طى نبردى در آخرالزمان به نام «آرماگدون» به پايان مى رسد و نقطه اوج آن ظهور دوباره مسيح است؛ پس از آن، داورى نهايى براى همه مردگان و زندگان انجام مى شود.
اين جريان معتقد است: خداوند مقرر كرده است كه بشر هفت مرحله يا هفت مشيت الهى را از سر بگذراند كه يكى از آنها «نبرد هسته اى آرماگدون» است.[٥] با آغاز اين جنگ وحشتناك، رستگارشدگان به آسمانها عروج خواهند كرد و از مصيبت جنگ در امان خواهند بود.
كتاب بر جاى مانده نوشته «تيم لاهه»، تشريح كننده چنين اعتقاداتى است و تا كنون در دوازده جلد انتشار يافته و مجموعاً بيش از ٥٠ ميليون نسخه فروش داشته است. در اين مجموعه كتابها اعتقادات مسيحيان انجيلى در مورد نبردهايى كه قبل و در جريان «بازگشت دوم» مسيح به وقوع خواهد پيوست، تشريح شده است. برخى از پيروان اين جريان بر اين مبنا كه حركت در جهت برخورد نهايى نبايد مختل يا كند شود، نسبت به بسيارى از اقداماتى كه در سطح بين المللى صورت مى گيرد، نظر منفى دارند، از جمله آنها، دبير كل سازمان ملل را- كه وظايفى در مورد حفظ صلح دارد- در جهت ضد مسيح مى دانند. بسيارى از آنها در پى حوادث يازده سپتامبر و درگيريهاى فلسطين بسيار فعال شده و آنها را دلايل ديگرى بر اجتناب ناپذير بودن «جنگ و ويرانى بزرگ» يافته اند. به قول «دولت گيبسون» مدير «ائتلاف جهانى انجيلى ها»، «خشونتها مردم را به فكر انداخته كه آيا مسيح در حال ظهور است؟»
آنچه در نظر بحث ما مهم است اين است كه مسيحيانى كه پروتستان انجيلى شمرده مى شوند و ظاهرا به درجات مختلف داراى چنين عقايدى هستند، بزرگ ترين فرقه مسيحى در آمريكا را به وجود آورده اند؛ اگرچه روشن نيست كه چه بخشى از آنها اصولًا به اين عقايد باور دارند و چه بخشى ندارند. به هر حال، بر مبناى چنين عقايدى راست مسيحى در آمريكا برقرارى صلحى پايدار، جامع و حقيقى در خاورميانه را تا قبل از آمدن «منجى» و وقوع «نبرد نهايى» نه تنها مشكل بلكه غيرممكن مى داند و نسبت به تلاش هايى از نوع «روند صلح» و «موافقت نامه هاى اسلو» به ديد شك