ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - مبانى عقيدتى
مى نگرد.
چنانكه در آينده تشريح خواهد شد، عقايد دين شناختى (تئولوژيك) راست مسيحى به نوبه خود مبناى اصولى جانبدارى اين جريان از اسرائيل است و پايگاه سياسى قابل توجهى براى طرفداران ليكود در آمريكا و عملكرد كسانى چون شارون در اراضى اشغالى فراهم آورده است. بر اين مبنا، ايجاد اسرائيل در سال ١٩٤٨ تحقق يك «پيشگويى پيامبرانه» و مقدمه عملى شدن پيشگوييهاى ديگر بوده است. از اين جهت ملاحظات استراتژيك يا سياسى يا ارزشهاى مشترك و امثال آن كه مبناى جانبدارى جريانهاى غيرمذهبى از اسرائيل است نقش عمده اى ندارد.
البته بحث آخرالزمان در فرقه هاى مختلف مسيحيت به گونه هاى مختلف مطرح شده است و حتى در داخل جريان راست مسيحى نيز تفاوتهايى در نگرشهاى بخشهاى مختلف آن به مسئله آخرالزمان و ربط آن با كشور اسرائيل وجود دارد. برخى از اينان حاكميت خدا را به گونه اى موسع مى بينند و بر اين مبنا معتقدند كه خدا قادر به انجام هر آنچه كه اراده كند، هست و لذا ضرورى نيست كه وسيله به خصوصى (دولت به خصوصى) وجود داشته باشد تا خدا بتواند هدف به خصوصى را محقق سازد. به علاوه موضوع تشكيل اسرائيل تا جنگ دوم به عنوان موضوعى جدى مطرح نبود و تنها بعد از اين جنگ جدى شد. اين واقعيت كه نزديك به دو هزار سال اعتقادى كه رژيم اسرائيل از محورهاى آن به شمار مى رود، نقشى در مسيحيت نداشته است، از بزرگ ترين نقاط ضعف اين اعتقاد است.
در بين برخى از انجيلى ها اعتقاد راسخى وجود دارد مبنى بر اين كه شكل گيرى حكومت ضدمسيح نزديك است و در اثر آن يك ديكتاتورى سياسى و اقتصادى شديد حاكم خواهد شد به نحوى كه حتى براى خريد و فروش معمولى نيز احتياج به كسب اجازه قبلى خواهد بود. اينان اعتقاد دارند كه براى تقويت چنين رژيمى يك پيامبر دروغين توانا و يك مذهب جهانى به وجود خواهد آمد.
البته همه هواداران جريان راست مسيحى الزاما به اين گونه عقايد پايبند نيستند، و اعتقادى به مراحل هفت گانه ندارند، بلكه بعضا پذيرفته اند كه آموزه هاى انجيلى بايد با شرايط عصر جديد انطباق داده شده و بازگشت به قوانين انجيلى و تحقق قطعى آنها ممكن است قرنها به طول انجامد. اما رهبران سياسى و مبلغان راست مسيحى؛ مانند «پاتريك رابرتسون» و «جرى فالول» و در واقع اكثر مبلغان تلويزيونى و نيز ميليونها تن از پيروانشان معمولًا داراى اعتقادات افراطى هستند.
يكى ديگر از مبانى اعتقادى كليساى انجيلى اعتقاد به حضرت مسيح به عنوان تنها منجى است. اين در حالى است كه پيروان ديگر فرقه هاى ليبرال تر پروتستانيسم؛ مانند «پرسبيتريين ها» و «متوديست ها» حضرت مسيح را يكى از راههاى نجات مى دانند. اين امر به ويژه يكى از مبانى اعتقادى مهمى است كه باعث گرايش شديد انجيلى ها به دعوت پيروان ديگر اديان بلكه پيروان ديگر فرقه هاى مسيحى به كليساى انجيلى شده است.
برنامه هاى عامه پسند تلويزيونى كشيشان پروتستان در آمريكا كه حدود ٦٠ ميليون بيننده دارند، پيوسته مى كوشند مردم را متقاعد سازند كه به جاى «صلح» بايد در پى «جنگ» باشند. آنها با نقل آيات انجيل سعى مى كنند ثابت كنند كه ما در دوره آخرالزمان هستيم. اينان چون اعتقاد دارند اسرائيل بايد «مقر فرود آمدن» دومين ظهور مسيح باشد، سعى دارند پرستش سرزمين اسرائيل را به يك آيين مذهبى بدل سازند. آثار سياسى قرارگرفتن معتقدان به «مشيت الهى گرايى» در سمتهاى حساس ايالات متحده مى تواند بسيار نگران كننده باشد. به عنوان مثال، «جيمس وات» به عنوان وزير كشور اسبق ايالات متحده، در كميته مجلس نمايندگان اظهار داشت:
«به علت ظهور دوباره و قريب الوقوع مسيح، نمى توانم خيلى در بندِ نابودى منابع طبيعى خودمان باشم».