ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - مسيح يهودى و فرجام جهان
با شروع قرن شانزدهم، تأثيرات مسيحيت يهود منجر به انتشار «ايده هزاره»[١] گرديد و تفسيرهاى جديد و نوينى از سفر دانيال (در عهد قديم) و رؤياى يوحنا (در عهد جديد) شد وبدين ترتيب يهوديان در نقشه خداوند جهت پايان تاريخ، كه شامل بازگشت يهود به فلسطين آنهم قبل از آمدن مسيح مى شد، جايگاه مهمى پيدا كردند. امّا حركت بزرگ مسيحيت يهود با جنبش اصلاح طلبانه پروتستانها در قرن شانزدهم ارتباط پيدا مى كند، به طورى كه پروتستانها اعتبار و آبروى يهوديان را به آنها باز گرداندند و عهد قديم (يهوديان) بالاترين منبع اعتقادى پروتستانها شد. با انقلاب پورتانى ها در قرن هفده يهودى شدن مسيحيت به اوج خود رسيد، پورتانى ها در گرامى داشت عهد قديم سنگ تمام گذاشتند و از دولت بريتانيا خواستند، قوانين تورات را به عنوان قانون اساسى كشور اعلام كند و آداب و رسوم يهوديت را جايگزين مسيحيت نمودند و حتى پا را از اين هم فراتر نهاده برخى از آنها نماز و كتاب مقدس را به زبان عبرى مى خواندند.
هنگامى كه مهاجران پورتانى اوّليه به دنياى جديد (آمريكا) رسيدند، اسطوره هاى ملّت برگزيده، سرزمين موعود و سرزمين اسرائيل چراغ راه و راهنماى ايشان بود، آنها نماز را به زبان عبرى مى خواندند و برفرزندان خويش نامهايى از داستانهاى تورات مى گذاشتند و اوّلين كتابى كه در آمريكا چاپ كردند، كتاب «مزامير داوود» (سرودهاى مذهبى داوود) بود.
به اين ترتيب، مسيحيتى كه با دومين گروه از مهاجران وارد آمريكا شد، مسيحيتى يهودى بود به عبارت ديگر «مسيحِ» يسوع ناصرى كه در رأس دين مسيحيت قرار دارد، تبديل به مسيحى يهودى يا يكى از پيامبران بى شمار قوم يهود شد. با تأثيرپذيرى از مسيحيت يهودى و با آغاز قرن هجدهم، اعتقاد به برانگيختگى يهود در فلسطين تبديل به يكى از اصول لاهوتى مهم پروتستانهاى آمريكايى شد، به طورى كه اعتقاد به مسيح منتظر و عصر هزاره خوشبختى جايگاه مهم و بارزى در اعتقادات اين مسيحيان پيدا كرد.
با ورود آمريكا به دوره رشد و بيدارى بزرگ مذهبى در دهه ٤٠ قرن نوزدهم، مسيحيت صهيونيسم از مسيحيت يهود زاده شد و با هدف قراردادن فرهنگ و سياست آمريكا آنها را ملزم كرد به فريضه برپايى اسرائيل (برانگيختگى يهود) و حمايت از آنها، به عنوان فريضه اى الهى و فرهنگى و در نهايت سياسى. به اين ترتيب صهيونيسم آمريكايى دهه ها پيشتر گوى سبقت را از صهيونيسم هرتزلى در زمينه برپايى اسرائيل ربود و اين يكى از دلايل تفسير كننده حمايت آمريكا از برپايى اسرائيل در سال ١٩٤٨ وسپس پشتيبانى آمريكا از اسرائيل است. اين حمايت و جانبدارى، الهى و فرهنگى است كه در جان و روح و سياست آمريكاييها، سالها قبل از ظهور صهيونيسم يهودى و لابى يهودى- كه هر روز بيش از پيش بر قدرت و نفوذ آن افزوده مى شود، بى آن كه به احساسات مسيحيان صهيونيست آمريكايى توجه كند- نفوذ كرده است.
بنابراين براى بحث و گفت وگو پيرامون مذهبى شدن و يهودى شدن آمريكا مى بايست، بر جنبش احياى مذهبى در آمريكا كه در بيست و پنج سال آخر قرن بيستم به وقوع پيوست تمركز نمود و به آن توجه كرد. از سال ١٩٧٦ ايالات متحده آمريكا شاهد به قدرت رسيدن مسيحيت سياسى و مسيحيت اصولگرا بود كه اصطلاحاً «راست مسيحى» يا «مسيحيان راستگرا» ناميده مى شدند. اين مسئله باعث شد تا هزاران نفر از جوانان آمريكايى به «مسيحيان دوباره زاده شده» تبديل شوند و نظرسنجى مؤسسه «گالوپ» آشكار ساخت كه پنج و يك سوم آمريكاييها غسل تعميد را دوباره انجام دادند. (مسيحيان دوباره زاده شده) و پيروان كليساهاى افراطى و تندرو افزايش يافت و شبكه هاى تلويزيونى مذهبى يا «كليساهاى تلويزيونى» تأسيس شدند ... اين موج به كاخ سفيد نيز كشيده شد، به گونه اى كه رئيس جمهور وقت آمريكا