ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - مهدويت و مسيحيت صهيونيستى
طبق همان سخن است كه شما فرموديد و من لازم است كه عميق تر به اين جريان انحرافى بپردازم. در دهه هاى ماقبل سنوات ١٩٧٠ م ما شاهد يك بنيادگرايى مسيحى و انجيلى بوديم كه نام خود را «مورال مامازولتى» گذاشت و مورد توجه امريكا و صهيونيستها بود. اينها انجمنى بودند كه هدفهاى اخلاقى را تعقيب و خودشان را با شناسنامه مسيحيت عرضه مى كردند و در پى سنتها و ارزشها مى گشتند اما تا بدين پايه امروز مطرح نبودند. اما از دهه هفتاد ميلادى به بعد توسعه يافته و داراى رسانه هاى تبليغاتى شده و تقويت يافتند و به صورت قدرت بزرگى درآمدند.
آقاى دكتر! آيا در اينجا شما يك رابطه اى در ميان ظهور امام زمان و بازگشت مسيح مى بينيد؟
دكتر: خير! من نمى بينم البته آنچه كه حضرت شيخ گفته است يك ديدگاه اسلامى است اما مسيحيت اشاره اى به اين معنا كه مهدى و يا احمد ظهور مى كند ندارد.
در اناجيل چهارگانه و رسمى كه در قرن اول ميلادى مدوّن شده است چنين چيزى را نداريم اما نام احمد و آنچه به اصطلاح انجيل برنابا ناميده مى شود اين يك قرائت اسلامى از آن است و ما به آن احترام مى گذاريم ولى كارى به آن نداريم.
با تشكر، سؤال ديگرى را مطرح مى كنم: با توجه به فتوحات حضرت مهدى و جنگهاى ايشان چگونه تصور ميكنيد كه غرب به ايشان التفات كرده و ايمان بياورند؟ همچنين با توجه به اين كه غرب منتظر ظهور و بازگشت مسيح (ع) هستند و نه حضرت مهدى چگونه عقلا تصور مى شود كه آنها تابع حضرت مهدى شوند؟
شيخ شفيق جرادى: با تشكر، كلماتى كه در متون دينى آمده است يك الفاظ رمزى و سمبليك است كه نياز به تعمق و تأويل و تفسير دارد و نمى شود صرفا با شكل ظاهرى آن مواجه شد.
در اين موارد قرائتهاى متعددى است و ما با يك بحث روش شناسى و روش شناخت متون و نحوه برداشت از آن مواجه هستيم. در اين گونه موارد كه متون به ظاهر همخوانى با مقتضيات زمان نمى كند ما به روشهاى زير روى مى آوريم:
١- آيا با ميزان عقلى مى توان اين متون را بازخوانى كرد؟
٢- تا چه حدى مى توان در برابر نقلهاى تاريخى ايستاد؟