ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - مهدويت و مسيحيت صهيونيستى
ظهور حضرت مهدى (ع) را بشارت مى دهد. احمد بن حنبل در مسند خودش در حديثى از ابوسعيد حذرمى چنين روايت مى كند:
قال رسول اللّه (ص) «أبشّركم بالمهدى (ع)»؛ شما را به مهدى بشارت مى دهم.
ما احاديث زيادى راجع به حضرت مهدى (ع) داريم، اما اين حديث مخصوص است كه عنوان بشارت دادن دارد. مى گويد زمانى كه زمين پر از بلاهاى طبيعى و زلزله و ... مى شود و فتنه ها اوج مى گيرد حضرت امام مهدى (ع) ظهور مى كند كه عدل و داد را برپا مى كند و همه ساكنان زمين و آسمان از او راضى هستند و مال را عادلانه در ميان مردم تقسيم مى كند. پيامبر مى گويد: «يقسّم المال صحاحا» مردى از رسول خدا مى پرسد: معناى «صحاحا» چيست؟ حضرت مى فرمايد: «بالسوية بين الناس».
لذا خروج امام مهدى (ع) ارتباط با حوادث آخرالزمان دارد كه عصر هرج و مرج است؛ يعنى ضديت و كشتار و گردنكشى است كه امير يا خليفه و يا سلطان كشته مى شود و در اين وقت مردمان به ستوه آمده و به دنبال مردى صالح مى گردند تا با او بيعت نمايند و او همان مهدى است كه در بيت الحرام است يا در شهر مكه است اما او از مردم مى خواهد كه وى را رها كنند؛ چون امر مهمى است كه بر عهده او گذاشته مى شود اما مردم اصرار مى كنند تا اين كه با او بيعت مى نمايند و اين مسئله را مردم شام و عراق و مصر هم خبردار مى شوند و نماينده هاى آنان هم براى بيعت با امام مهدى (ع) بيعت مى كنند.
چگونه مى توانيم در ميان حوادث سرزمين قلسطين و قيام حضرت مهدى (ع) ارتباط قايل شويم؟
دكتر شيخ محمد صيام: ذكر شده كه امام مهدى (ع) در زمانى مى آيد كه مسلمين حال بدى مانند امروز و يا بدتر از آن دارند و ديگر ساكنان زمين حال شان بدتر از مسلمانها است.
همين مردم اعم از مسلمان و مسيحى ساكن فلسطين هستند. در فلسطين ظلم از همه جاى ديگرى بيشتر است اما در ساير جاها مانند مصر اوضاع در حدى معمولى است. اما مشكل جارى در آنجا برعكس فلسطين اشغال شده نيست اما در فلسطين يك ظلم و ستم آشكار است. اگر امام مهدى پس از ظهور اوضاع كنونى نظير عراق را مشاهده كند مسلما با آن مقابله مى كند.
امروزه ما شاهد دو گونه ظلم هستيم يك ظلم فعلى و جارى در فلسطين اشغالى است و ديگر ظلم استعدادى و بالقوه صورت تهديدهاى مداوم متوجه ساير كشورهاى مسلمان مانند سوريه و يا جمهورى اسلامى ايران است.
[در ادامه حوادث عصر حضور] حضرت عيسى با امام مهدى ملاقات مى كند و هر دو به جنگ دجال رهبر يهوديان مى روند و پيروز مى شوند و اين حوادث كلًا مربوط به فلسطين است و خداوند از همه آگاه تر است.
آقاى دكتر! در اين سخنان ما عيساى مسيح را در نقش يك سردار جنگى مى بينيم كه در پى شكست دادن دشمن و دستيابى به اهدافش از راه جنگ است اما مسيحيت از عيساى مسيح يك سيماى مهربان و ضد جنگ حكايت مى كند. شما چگونه اين دو نقش متضاد را تفسير مى كنيد؟
دكتر جيروم شاهين: بحمداللّه اين جا تضادى نيست و بازگشت دوم مسيح براى اينست كه شر را سرنگون نمايد و خير را حاكم سازد و اين جنگهايى كه اكنون صحبت شد ناشى از شرايط محيط و تاريخ است و نه اين كه رسالت مسيح (ع) جنگ باشد و اينها همه رواياتى است كه معطوف به اوضاع فعلى است اما مسلم اينست كه ظرف ظهور مهدى (ع) خاورميانه خواهد بود و پايان تاريخ جهان در همين نقطه رقم زده خواهد شد. اما استراتژى مسيح در رابطه با بن بستهاى اجتماعى و سياسى اينست كه به نحو مسالمت آميزى حل و فصل شود و نه با جنگ و خونريزى و من معذرت مى خواهم از شما و اشاره مى كنم كه در غرب يك سيماى ساختگى از مسيح ترويج مى شود كه دقيقا