ماهنامه موعود
(١)
شماره سى و نهم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
از عالم پندار تا عالم ديدار
٢ ص
(٤)
مبارك باد
٥ ص
(٥)
ويژگى هاى عصر ظهور
٦ ص
(٦)
ميزگرد مسيحيت صهيونيستى
١٤ ص
(٧)
غرب، سينما و آخرالزمان
٢٤ ص
(٨)
آخرالزمان
٢٩ ص
(٩)
امنيت روانى و اجتماعى در زمان حضرت ولى عصر (عج)
٣٠ ص
(١٠)
رجعت امام حسين (ع) در قرآن و روايات
٣٤ ص
(١١)
تازه ها
٣٧ ص
(١٢)
انا المهدى
٣٨ ص
(١٣)
گلبانگ
٤٠ ص
(١٤)
فرياد سكوت
٤٠ ص
(١٥)
آهِ جامد
٤٠ ص
(١٦)
ديوانه عشق تو
٤١ ص
(١٧)
جور خار و مهر يار
٤٢ ص
(١٨)
يادگارى هاى موعود
٤٨ ص
(١٩)
مسجد سهله
٤٨ ص
(٢٠)
فضايل مسجد سهله
٤٩ ص
(٢١)
آداب و اعمال مسجد سهله
٥٢ ص
(٢٢)
معرفى كتاب
٥٣ ص
(٢٣)
مهربان بى دريغ
٥٤ ص
(٢٤)
شوق وصال
٥٦ ص
(٢٥)
فجر مقدس
٥٨ ص
(٢٦)
قرن هاى انتظار
٦٤ ص
(٢٧)
اربعينيات درباره مهدى موعود (ع)
٦٦ ص
(٢٨)
فراوانى و شمارگان اربعينيات
٦٦ ص
(٢٩)
ريشه ها و انگيزه ها
٦٦ ص
(٣٠)
اربعينيات درباره امام مهدى (ع)
٦٧ ص
(٣١)
نظرسنجى
٧٢ ص
(٣٢)
پايگاه هاى شيعى در اينترنت
٧٣ ص
(٣٣)
به كدام نام بخوانمت؟
٧٧ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - امنيت روانى و اجتماعى در زمان حضرت ولى عصر (عج)

«امنيت» جزو نيازهاى اساسى انسان و فصل مشترك همه مشكلات انسان از بيماريهاى روانى گرفته تا خودكشى، اعتياد و بزهكارى است. مبحث امنيت از نظر روان شناسى به خصوص در بهداشت روانى و در آسيب شناسى روانى اهميت بسيار دارد. آرامش، رشد، شكوفايى انسان، بروز همه استعدادها و خلاقيتها و نيل به همه كمالات انسانى در سايه امنيت به دست مى آيد.

روان شناسان بر اين باورند كه انسان نياز دارد در سايه احساس امنيت، دنيا و حوادث دنيا را قابل پيش بينى، قانونمند، منظم و قابل اعتماد و اطمينان تصوير كند.

امنيت در لغت مقابل ترس و اضطراب و مترادف با آرامش قلب است. دانشمندان علوم سياسى از زواياى ديگرى به امنيت نگاه مى كنند. «لورنس مارتين» امنيت را تضمين رفاه مادى مى داند. «جان مورس» آن را رهايى از تهديدات زيان بخش تعريف مى كند. «والتر ريتمن» از نظريه پردازان مسائل سياسى اجتماعى معتقد است: هر ملتى تا جايى داراى امنيت است كه در صورت عدم توسل به جنگ مجبور به رها كردن ارزشهاى خود نباشد و چنانچه در معرض چالش قرار بگيرد بتواند با پيروزى آنها را حفظ بكند. صاحبنظر ديگر علوم سياسى «آرنولد ولفرز» معتقد است كه امنيت در معناى عينى آن يعنى فقدان تهديد نسبت به ارزشهاى كسب شده و در معناى ذهنى آن يعنى فقدان هراس از اين كه ارزشهاى مزبور مورد حمله قرار گيرد.

در كتاب گرانسنگ غررالحكم و دررالكلم، كه در آن حدود يازده هزار روايت از على (ع) جمع آورى شده، روايات بسيار جالب و سازنده اى درباره امنيت به خصوص از بعد روان شناسى آمده است.

على (ع) در آنجا مى فرمايد كه:

لانعمة أهنأ من الأمن.

هيچ نعمتى گواراتر از امنيت نيست.

جاى ديگرى مى فرمايد كه:

ماهية العيش فى الأمن.

اصل و اساس زندگى امنيت است.

و يا

شرّ البلاد بلد لا أمن فيه ولا خضب.

بدترين شهرها جايى است كه امنيت و سرسبزى در آن نباشد.

باز در همين كتاب داريم كه:

شرّ الأوطان مالم يأمن فيه القطّان.

بدترين وطنها جايى است كه اقامت كنندگان در آن احساس امنيت نكنند.

خلاقيت و استعدادهاى انسان در پرتو امنيت شكوفا مى شود و نيل به كمالات انسانى براى او ميسر مى گردد. براى مسئله‌

امنيت و اين كه چه بكنيم تا انسان يا انسانها داراى امنيت روانى باشند؛ بايد در نظر بگيريم كه عوامل مهم امنيت بر دو دسته اند: «عوامل فردى» و «عوامل اجتماعى- حكومتى».

در زمينه عوامل فردى بايد توجه داشت كه اگر انسان مقهور تكانه هاى نفسانى خود باشد؛ اگر خشم، شهوت، حرص، طمع، بخل و ... بر او حكومت كند، هرگز به امنيت و آرامش دست نمى يابد.

در زمينه عوامل اجتماعى- حكومتى هم بايد گفت كه: يك دولت با ثبات و مشروع و مقتدر بهترين منبع ايجاد امنيت است، ولى اگر خود دولت دچار مشكلاتى باشد؛ امنيت افرادش را دچار مخاطره مى سازد.

تهديدات دولت يا ناشى از وضع و اجراى قوانين داخلى يا ناشى از اقدامات سياسى- ادارى مستقيم، عليه بعضى از افراد و گروه‌هاست و يا ناشى از روابط خارجى دولت است. در هر صورت حكومت بايد به جاى اعمال قدرت و اختناق و ديكتاتورى، عامل اقتدار باشد و با تكيه بر مردم و مشروعيت و مقبوليت خودش نه تنها ناامنى براى افراد ايجاد نكند بلكه موجد امنيت فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و سياسى باشد. آنچه كه ما در تجربه تاريخى ديده ايم و آنچه كه در ديدگاه‌هاى دينى به خصوص اسلام و برنامه هاى دقيق مربوط به حكومت امام عصر (ع) در شيعه مطرح شده بنا به دلايل مفصلى كه من فقط يك اشاره كوتاهى مى كنم نشان مى دهد كه امنيت در قبل از زمان حكومت امام عصر (ع) به اين جامعيت و فراگيرى و گستردگى محقق نمى شود.

اگر دو زمينه عمده فردى و اجتماعى را به معناى حكومتى و دولتى كه عرض كردم در نظر بگيريم انسانهاى تربيت نشده، انسانهايى كه ناامنى درونى دارند، انسانهاى اسير وابستگيها و تكانه ها، مى توانند عامل ناامنى باشند.

اسلام معتقد است كه كمترين عامل امنيت تربيت انسان است. در آيات ٨١ و ٨٢ سوره‌