ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - مؤخره ها
به هر مردى از آنها، از جانب خداوند قوت چهل مرد داده مى شود.
مؤمنان در زمان حضور امام عليه السلام براى ارتباط با ايشان، نيازى به وسايلى چون تلفن و تلويزيون ندارند بلكه به صرف توجه امام عليه السلام مى توانند با او سخن بگويند.
گشوديم»، يعنى دولتشان در دنيا و آنچه براى آنها از امكانات و توانايى هاى مادى در آن گسترده شده است. و اما اين كه فرموده: «تا آنگاه كه به آنچه عطا شدند، شادمان و سرمست گشتند، به ناگاه آنها را گرفتار كرديم و در آن هنگام خوار و نااميد شدند»، منظور قيام حضرت قائم عليه السلام است به طورى كه گويى هيچ گاه سلطه و حكومتى براى آنها نبوده است.[١]
٢. حتى اذا اخذت الارض زخرفها و ازينت و ظن اهلها انهم قادرون عليها اتيها امرنا ليلا او نهارا فجعلناها حصيدا كان لم تغن بالامس، كذلك نفصل الايات لقوم يتفكرون.[٢]
تا آنگاه كه زمين پيرايش و آرايش خود را برگرفت و چون اهل آن گمان كردند كه مسلط بر زمين هستند، فرمان ما در شب يا روز به آن در رسيده و آن را چون محصول درو شده گردانديم، گويى كه ديروز هيچ چيز نبوده است، بدينسان آيات [خود] را براى انديشه وران، روشن و شيوا بيان مى داريم.
امام صادق عليه السلام در تاويل اين آيه فرمود:
درباره بنى فلان [كنايه از دشمنان على عليه السلام و كفار همدست آنان است] سه آيه نازل شد:
١. خداوند فرمود: تا آنگاه كه زمين پيرايش و آرايش خود را برگرفت و اهل آن گمان كردند كه مسلط بر زمين هستند، فرمان ما در شب يا روز به آن دررسيد، يعنى خروج حضرت قائم عليه السلام با شمشير، پس [آن همه زينت را] چون محصول درو شده قرار داديم كه گويى ديروز هيچ چيز نبوده است. ٢ و ٣- ...[٣]
مؤخره ها:
[١]- نكته اى را كه بايد در ارتباط با آيات قرآن و روايات معصومين، عليهم السلام، متذكر شويم اين است كه نمى توان بدون دليل مشخص و واضح، از معناى ظاهر يك آيه يا روايت، صرف نظر كرد و آن را بر خلاف ظاهر، تفسير و تاويل كرد، مگر در صورتى كه آيات قرآن و يا روايات ديگر، چنين تفسير و تاويلى را تاييد كنند و يا آن كه معناى ظاهر با دليل عقل بديهى و فطرى (و نه هر گمان و برداشت عقلى) منافات داشته باشد. فى المثل در آيه «يدالله فوق ايديهم»، به دليل آن كه آيات ديگر قرآن هرگونه تشابه بين خداوند و ديگر مخلوقات را نفى مى كنند (ليس كمثله شى) و او را منزه از تجسم مى دانند و ادله روشن عقلى نيز نافى جسم بودن خداوند است، واژه «يد» بر معناى قدرت، حمل مى شود.
با اين مقدمه، درباره اين روايت و ديگر روايات يادآور مى شويم كه نمى توان آنها را بدون دليلى روشن، برخلاف معناى ظاهريشان حمل كرد و مثلا ابر آسمانى و داراى رعد و برق را به معناى هواپيماهاى جنگنده، و شمشير را به معناى سلاح هاى جديد مثل ژ ٣ و كلاشينكوف گرفت.
[٢]- مؤلف «بيان الائمه» در ذيل اين روايت مى نويسد: «كرامت و معجزه ديگر براى حضرت عليه السلام و يارانش، اين است كه خداوند زمين را در زير پاى آنها درهم مى پيچد. آنان در چند لحظه از مشرق به مغرب مى روند بدون آن كه نيازى به ماشين يا هواپيما داشته باشند و همه اينها به بركت امام قائم عليه السلام و دانش هايى است كه به مردم مى آموزد» (بيان الائمه، ج ٣، ص ٢٥٣)
[٣]- ممكن است كسانى اين روايت را مربوط به رسانه تلويزيون بدانند اما سه نكته در متن روايت وجود دارد كه اين برداشت را رد مى كند:
١. روايت مى گويد هرگاه قائم عليه السلام قيام كند، اين اتفاق رخ مى دهد، در حالى كه تلويزيون قبل از دوران ظهور، اختراع شده و مورد استفاده قرار گرفته است.
٢. خداوند به چشم و گوش شيعيان، توانايى اى مى دهد كه هر كجا باشند