ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٤ - نواب خاص امام عصر
رسيدم، پس شيخ ابوالحسن على بن محمد سمرى، قدس الله روحه، آغاز به سخن كرد و گفت: خداوند على بن حسين بن بابويه قمى (پدر شيخ صدوق) را رحمت كند. بزرگان تاريخ اين روز را نگاشتند. پس خبر رسيد كه على بن حسين در اين روز وفات يافته است.[١]
در روايتى ديگر آمده است كه:
على بن محمد سمرى از بزرگان شيعه درباره على بن حسين بن بابويه پرسيد؛ آنان پاسخ دادند.
پس از ايشان پرسيد. آنان نيز همين جواب را به او گفتند: آنگاه سمرى گفت: خدا شما را در مورد او اجر دهد! او در همين ساعت وفات يافت. حاضران تاريخ را يادداشت كردند. پس از هفده يا هجده روز خبر آمد كه على بن حسين در همان ساعت دنيا را وداع گفته است.[٢]
همچنين شيخ طوسى در همان كتاب به سند خود از سمرى نقل كرده است كه وى چند روز پيش از وفات خود توقيعى از سوى امام زمان عليه السلام براى مردم آورد كه در آن چنين آمده بود:
بسم الله الرحمن الرحيم. اى على بن محمدسمرى؛ خداوند پاداش برادرانت را در مرگ تو بزرگ گرداند. تو تا شش روز ديگر مى ميرى. پس كارت را سامان ده و به كسى به عنوان جانشين پس از خود، وصيت مكن كه ديگر غيبت تامه واقع شده است. ديگر ظهورى نيست مگر به اذن خداوند و آن پس از مدتى دراز و بعد از آن كه دل ها سخت شد و زمين از ستم پر شد، به وقوع خواهد پيوست. به زودى از شيعيانم كسانى خواهند آمد كه ادعاى ديدار مرا مى كنند. آگاه باشيد هر كس پيش از خروج سفيانى و صيحه آسمانى ادعاى ديدار مرا كرد، دروغگو و مفترى است. و لاحول و لاقوة الا بالله العلى العظيم.
راوى گويد: چون روز ششم فرا رسيد نزد على بن محمد رفتيم ديديم نزديك است جان بدهد از او پرستش شد: چه كسى جانشين تو خواهد بود؟ گفت: خدا را امرى است كه خود رساننده آن است.[٣]
وفات على بن محمد سمرى در نيمه شعبان سال ٣٢٨ يا ٣٢٩ ق. رخ داد و پيكر وى در خيابانى معروف به شارع خلبخى در جنب باب المحول نزديك نهر آب ابو عتاب، به خاك سپرده شد. [٤]
با وفات چهارمين نايب خاص امام عصر، دوران غيبت صغرى به سر آمد و شيعيان بيش از پيش از فيض وجود امام خود محروم گشتند. باشد تا پرده هاى غيبت به كنار رود و جمال دل آراى حجت حق آشكار شود.[٥]
پى نوشت ها:
[١]. ر. ك: امين، سيدمحسن، سيره معصومان، ص ٢٥٩.
[٢]. الصدوق، محمدبن على بن الحسين، كمال الدين و تمام النعمة، ج ٢، ص ٤٧٥- ٤٧٦، ترجمه با استفاده از ترجمه فارسى كتاب به قلم آية الله كمره اى.
[٣]. ر. ك: الصدر سيد محمد، تاريخ الغيبة الصغرى، ص ٢٩٨.
[٤]. ر. ك: امين، سيدمحسن، همان، ص ٢٧٢.
[٥]. الطوسى، ابوجعفر محمدبن الحسن، كتاب الغيبة، ص ٢١٤- ٢١٥.
[٦]. همان، ص ٢١٥.
[٧]. مؤلف كتاب سيره معصومان اظهار مى دارد كه: دستيابى به تاريخ وفات «عثمان بن سعيد» براى ما ميسر نشد.
[٨]. الطوسى، محمدبن الحسن، همان، ص ٢٢١.
[٩]. همان، ص ٢١٦.
[١٠]. همان، ص ٢١٨.
[١١]. همان، ص ٢١٦.
[١٢]. همان، ص ٢١٩.
[١٣]. همان، ص ٢٢٢- ٢٢١.
[١٤]. اين روايتى است كه شيخ طوسى در كتاب الغيبة از ابونصر هبة الله بن محمدبن احمد كاتب نقل كرده است. پوشيده نيست كه اين مدت از زمان ولادت امام زمان عليه السلام يعنى سال ٢٥٥ ق. تا هنگام وفات محمدبن عثمان در سال ٣٠٥ ق. بوده است. علاوه بر اين بايد يادآور شد كه محمدبن عثمان از هنگام ولادت امام زمان عليه السلام عهده دار سفارت آن حضرت نبوده است بلكه وى پس از مرگ پدرش عثمان، اين مسؤوليت را بر عهده گرفته است. و بايد از اين ٥٠ سال كه شيخ طوسى ذكركرده پنج سال نخست زندگى امام قائم عليه السلام تا وفات امام عسكرى عليه السلام و نيز مدت سفارت پدرش، عثمان، را تا هنگام مرگش كم كرد و مدت باقى مانده همان مدتى است كه محمدبن عثمان سفارت آن حضرت را به عهده داشته است.
[١٥]. همان، ص ٢٢٧.
[١٦]. ر. ك. همان، ص ٢٣٨.
[١٧]. همان، ص ٢٤٢.
[١٨]. همان، ص ٢٤٣.
[١٩]. همان، ص ٢٤٣- ٢٤٢.
[٢٠]. همان، ص ٢٤٣.
[٢١]. براى مطالعه بيشتر در مورد زندگى نواب خواص ر. ك: امين، سيد محسن، همان، ص ٢٧٢- ٢٢٧.