ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - هاليوود و مهدويت فيلمسازان آمريكايى مهدويت را نشانه گرفته اند
كنيد. يعنى با چهار مورد استقراء وقتى آزمايش كرديد و به يك نتيجه رسيديد قانون مىسازيد كه پس در اين شرايط اگر چنين بشود، چنان مىشود. اين «مىشود» امرى آيندهاى است، امر زمانى فراحال و فراگذشته است. در ذات تمدنهاى بشدت علمگرا متاثر از آيندهنگرى و پيشبينى علم فىنفسه روانشناسى وجامعهشناسى و سياست و ... آن جامعه هم آيندهنگر مىشود و دنبال سيستمهايى مىگردد كه به آينده نفوذ كند. فيلمى دارند آمريكائيها كه بسيار هم قوى هستبه اسمGoast (روح) كه ترجمه دقيقش در فارسى مىشود «شبح». اين فيلم چند اسكار گرفت و خيلى مطرح شد و در ميان دبيرستانيهاى خود ما هم خيلى سر و صدا كرد، چون خيلىها از آنها مىگفتند ما كلام معلم را وقتى سر كلاس راجع به روح حرف مىزد متوجه نشديم، اين را ديديم و فهميديم نبايد گناه بكنيم. اينقدر اين فيلم تاثير داشت. شما اگر كتاب «سياحت غرب» آقا نجفى قوچانى را خوانده باشيد و اين فيلم را ببينيد، مىبينيد كه يكى هستند. اين فيلم در ابتدايش يك تصوير وجود دارد (نمادشناسى در سينما) كه سهچهار نفر دارند ديوارى را تخريب مىكنند. ديوار تاريخ است و پشت ديوار رمز و راز زياد است فضاهاى مهآلود و مبهم زياد داريم. مىگويد انسان معاصر شيداى شكستن اين ديوار و ادراك اتفاقات آن طرف ديوار است. در عالم روح، مىخواهم بگويم عين اين ادراك را نسبتبه آينده دارند. غرب خيلى جالب است كه مىخواهد به آينده نفوذ كند و بهيك عبارت چون قدرت علمى دارد مىخواهد آينده را خودش بسازد. اينكه مىبينيد اينها گرايش به آينده دارند بخشى از آن تاثير ذاتى علم تجربى است و بخش ديگر آن توجه به اهداف سياسى است. يعنى اگر بتوانيد آينده را پيشبينى كنيد مىتوانيد خودتان هم آن را بسازيد، چيزى كه در «نوسترآداموس» آن را ترويج مىكنند. مىگويند يك چنين چيزى محقق خواهد شد، اما ما مىتوانيم تغييرش بدهيم. لذا يكى برمىگردد به ذات علم كه من خيلى مختصر عرض كردم و درجاى خودش واقعا بحثبلندى دارد، بخش دوم اينكه آيندهنگرى در ذهنيت انديشمندان غربى جدى است، مساله مذهب است. شما به كاركرد افرادى مثل «جرى فالول» در غرب نگاه كنيد. مؤسسه كلوپ اخلاقى. گرچه در موردخود فالول بحث هست كه خودم ديدهام بهنحوى دارد صهيونيسم را توجيه مىكند. ولى آمارگيرىهايى كه اينها مىكنند مثلا در كتاب «اراده خداوند» بخشى از اين آمارگيرىها آمده استبهنحوى دارد بهطور غيرمستقيم براى ما كه مىخواهيم از غرب اطلاعاتى داشته باشيم پرده برمىدارد، از افكار عمومى غرب. مثلا من طى بررسيهايى كه كردهام (سالهاى پايان هر هزاره در اكثر تمدنها اتفاق براين است كه يكسرى تحولاتى رخ مىدهد) ٦١ فرقه منتظر ظهور عيسى مسيح در سال ٢٠٠٠ بودند، يهوديها آمده بودند در دروازه شرقى بيتالمقدس دوربين گذاشته بودند كه حضرت مسيح اگر نزول اجلال كردند از آنجا فيلمش را بگيرند. پس اين خيلى برايشان ملموس است. يعنى يكى از بعد مذهبى، يكى از بعد علمى مساله آينده و انتظار و اتفاقاتى كه در آينده مىافتد براى اينها خيلى مهم است. يك نكته ديگر را هم خدمتتان عرض كنم: ما دو جور تمدن در جهان داريم. مىخواهم آيندهنگرى غرب را كه در حقيقت هويت فكرى غرب را تشكيل مىدهد
ادامه در صفحه ٦٤