ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - هاليوود و مهدويت فيلمسازان آمريكايى مهدويت را نشانه گرفته اند
و احساس را با هم. در چنين قلمرويى احساس، جذابيت را، ادراك معناپذيرى را و جمع آنها سينما را مىسازد. من معتقدم و در حقيقت واقعيتهايى جهانى و هاليوود فرهنگسازى آن بيانگر اين است كه غرب دارد از سينما حداكثر استفاده را مىبرد، چون برايش استفاده دارد لذا جايگاه ويژهاى هم دارد.
\* با توجه به اهميت مساله فرهنگسازى كه فرموديد، نكتهاى كه معمولا در فرهنگها مطرح است مقولهاى بهنام «مدينه فاضله» و يا «آرمانشهر» است و قطعا غرب هم بهدنبال ترويج چيزى با اين عنوان است. براى عرضه الگوى مطلوب غرب دراين زمينه سينما و رسانههاى تصويرى چه نقشى را ايفا مىكنند؟
ما در دهه ٩٠ دو اتفاق جدى داشتيم در چارچوب همين آرمانشهرى كه غربيها تعقيب مىكنند: يكى كاربرد اصطلاح نظم نوين جهانى،(New World Order) توسط بوش و گفتند ما داريم اين را تعقيب مىكنيم و يكى هم نظريه پايان تاريخ فوكوياما. در نظريه پايان تاريخ فوكوياما مىگويد: دموكراسى ليبرال آرزوى نهايى است كه با فروپاشى رقيب سرسخت ليبرالها كه كمونيسم بود، ما داريم وارد اين فضا مىشويم و تاريخ دارد عملا پروسه تكاملى خودش را درحد نهايىاش طى مىكند. اين دو مساله بهنحوى از نيتسياسى غرب درGlobalization (جهانى شدن) و در ايجاد يك فرهنگ جهانى و تحميل آن بر جهان پرده برداشت. مىخواهم اين نكته را خدمتتان عرض كنم كه رسانهها مهمترين و اصلىترين ابزار تسلط فرهنگى غرب محسوب مىشوند چون اولا تصوير يك زبان بينالمللى است. ما در زبان مشكل داريم. مثلا يك آفريقايى اگر زبان انگليسى نداند نمىتواند با فرهنگ غرب ارتباط برقرار كند. ولى ازطريق تصوير چرا. اخيرا در يكى از روزنامهها گزارشى خواندم با عنوان مسجد و ماهواره كه بررسى كرده بود تاثير ماهواره را در فرهنگ مراكش بهعنوان يك كشور مسلمان، نتايجى كه گرفته بود وحشتناك بود، نسبتبه آن مبانى ارزشى كه ما داريم.
مىخواهم اين نكته را خدمتتان عرض كنم كه غرب مدينه فاضلهاى در ذهن خودش ساخته، گرچه در خود غرب هم اين مدينه فاضله منتقدان جدى خودش را دارد مثل «آلن دومينو»، «برژينسكى» و «روژه گارودى» هم بهعنوان يك مسلمان. ولى واقعيت قضيه اين است كه آن كسانى كه دارند برنامهريزى مىكنند در اين قلمرو اينها دنبال اهداف و منافع خاص خودشان هستند و سعى مىكنند كه اين مدينه فاضله را فقط و فقط ازطريق تصوير بهوجود بياورند. الان مقاله و سخنرانى جواب نمىدهد. سمينارهاى تخصصى شايد روشنفكران جهان سومى را مجاب كند اما غرب يكى از اهداف اصلىاش جلب افكار عمومى است. در فضايى كه دموكراسى اصل مىشود راى عمومى قدرتساز استبههمين دليل شما بايد روى راى عمومى كار بكنيد، روى جلب آراء عمومى بايد كار كنيد، لذا او هدف جدىاش را جلب افكار عمومى قرار داده و فيلمها دارند در اين قلمرو آنكار را مىكنند، شما اگر به مجموعه فيلمهايى كه در اين دو دهه بويژه پس از طرح نظم نوين ساخته شده نگاه كنيد اين مساله كاملا ملموس است. اجازه بدهيد من يك مثال مصداقى مشخص بزنم. آمريكايىها فيلمى ساختهاند به اسم