ماهنامه موعود
(١)
شماره بيست و پنجم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
شأن سياست
٢ ص
(٤)
مرثيه عاشورا
٤ ص
(٥)
هاليوود و مهدويت فيلمسازان آمريكايى مهدويت را نشانه گرفته اند
٦ ص
(٦)
شعر
١٣ ص
(٧)
سرآغاز زلالى ها
١٣ ص
(٨)
آخرين طوفان
١٣ ص
(٩)
بهار حضور
١٣ ص
(١٠)
حسين، تا به كى تنها ؟!
١٤ ص
(١١)
حكومت جهانى در عصر فن آورى
١٦ ص
(١٢)
همسفر با تو تا كربلا
٢٧ ص
(١٣)
راز بقاى ايران عنايات اهل بيت، عليهم السلام (2)
٣٢ ص
(١٤)
اشعار خوانندگان
٤٠ ص
(١٥)
چرا نمى شود بهار؟
٤٠ ص
(١٦)
غروبهاى بى كسى
٤٠ ص
(١٧)
خيال او
٤٠ ص
(١٨)
دست دعا
٤١ ص
(١٩)
معرفى دو كتاب در دفاع از انديشه مهدويت
٤٢ ص
(٢٠)
1 در انتظار ققنوس
٤٢ ص
(٢١)
2 شبهات و ردود
٤٤ ص
(٢٢)
مردم شناسى كوفه
٤٦ ص
(٢٣)
1- جمعيّت شناسى كوفه
٤٧ ص
(٢٤)
الف) جمعيت كوفه در زمان نهضت
٤٧ ص
(٢٥)
ب) تركيب جمعيتى كوفه
٤٨ ص
(٢٦)
روان شناسى جامعه كوفه
٥١ ص
(٢٧)
1- صفات و ويژگيهاى مثبت كوفيان
٥٢ ص
(٢٨)
2- صفات و ويژگيهاى منفى كوفيان
٥٤ ص
(٢٩)
باغبان باغستان توحيد
٥٨ ص
(٣٠)
چگونه منتظر باشيم
٦٣ ص
(٣١)
انسان كامل در شعر حافظ
٦٩ ص
(٣٢)
كربلا در زبان هاى شرقى باستانى
٧٠ ص
(٣٣)
احتمال اول تركيبى از كرب- ايلا باشد
٧١ ص
(٣٤)
احتمال دوم تركيبى از كار- بلات باشد
٧١ ص
(٣٥)
احتمال سوم تركيبى از كور- بلات باشد
٧١ ص
(٣٦)
نگاهى به واقعيت احتمالهاى سه گانه
٧١ ص
(٣٧)
كوه كشتى نوح در بابل است
٧٢ ص
(٣٨)
رباعيات عاشورايى
٧٥ ص
(٣٩)
اى كشتى نجات!
٧٥ ص
(٤٠)
حسينى ترين در زيارت حسين
٧٦ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٦

حسينى‌ترين در زيارت حسين‌

امام باقر، عليه السلام، فرمودند:

«لو يعلم الناس ما فى زياره الحسين، عليه السام، من الفضل لماتوا شوقا و تقطعت دنفسهم، عليهم، حسرات»

اگر مردم ثواب و فضيلت زيارت حسين، عليه السلام، را مى‌دانستند، از شدت اشتياق جان مى‌باختند و دلهاشان از حسرت و تمناى آن پاره مى شد.

كامل‌الزيارات، ص ١٤٣

امام صادق، عليه السلام، فرمودند:

«من أراد الله به الخير قذف فى قلبه حبّ الحسين، عليه‌السلام و حبّ زيارته.»

هركس كه خدا خير و سعادتش را خواهد، محبت حسين و زيارت حسين را در دلش افكند.»

كامل‌الزيارات، ص ١٤٢

«فلئن اخّرتم الدهور و عاقنى عن نصرك المقدور و لم اكن لمن حاربك محارباً و لمن نصب لك العداوه مناصباً، فلاندبنك صباحاً و مساءاً و لابكيّن لك بدل الدموع دما، حسره عليك و تأسفا على ما دهاك و تلهّفا حتّى أموت بلوعه المصاب و غصه الاكتياب.

اى جدّ بزرگوارم! اگر روزگاران، حيات مرا به تأخير افكنده و مقدرات الهى مرا از ياريت بازداشته است و در زمان تو نبودم تا با دشمنانت به ستيز و دشمنى برخيزم. پس هر صبح و شام بر تو ناله كرده و به جاى اشك برايت خون مى‌گريم؛ به خاطر حسرت به تو و اندوه و تأسف براى آنچه بر تو وارد آمد. و آنقدر در سوز و گداز و شعله‌هاى غم و اندوه مى‌سوزم تا از شدت مصيبت و غصه دق كرده و جان بسپارم.

فرازى از زيارت ناحيه مقدسه، كتاب «المزار» للشيخ‌المفيد (ره)