ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٥ - چگونه منتظر باشيم
فضاست.
شما مىدانيد دليل حجيت اجماع در شيعه برخلاف اهل سنتحضور معصوم، عليهالسلام، است. اين را اگر از لحاظ روانشناسى مذهب با ديدگاه «ميرچاالياده» و اصول دينشناسى معاصر نگاه كنيم مىشود حضور زنده، يعنى معتقد است كه اين موجود زنده در اين قلمرو كمكش مىكند. خيلى مهم است از لحاظ روانشناسى.
درمورد فقهش ما چقدر حديث داريم كه حضرت وارد شدند دست گرفتند، منجمله آن جريان شيخ مفيد و آن شخصى كه زن باردارش فوت كرده بود.
در مساله سياست هم همينطور. شما ببينيد حضور امام زمان، عليهالسلام، در پيروزى انقلاب اسلامى ايران. بحثهايى كه مثلا ميشل فوكو و كلر برير و ديگران دارند، امام حسين، عليهالسلام، و بعد امام زمان، عليهالسلام، را مطرح مىكنند، بعد در كنفرانس تلآويو افرادى مثل برنارد لوئيس، مايكل ام. جى. جنشر، برونبرگ، مارتين كرامر روى اين بحثخيلى تكيه مىكنند، اصلا ويتسياسى شيعه بهدليل اعتقاد به منجى است. جمله بسيار مشهورى دارند كه «اينها به اسم امام حسين، عليهالسلام، قيام مىكنند و بهاسم امام زمان، عليهالسلام، قيامشان را حفظ مىكنند».- به اين مثال توجه كنيد- در ١٩ بهمن سال ٥٧ كه رژيم شاه حكومت نظامى را از ساعت ٤ بعد از ظهر اعلام كرده بود، مرحوم طالقانى با مدرسه رفاه تماس مىگيرد كه بهامام بگوييد: «چه بايد كرد؟» امام مىفرمايند: «به ايشان بگوييد كه به مردم بگويند به خيابانها بيايند.» مرحوم طالقانى شروع مىكند به گريه كردن كه آيا اين سيد مىداند چه مىكند؟ رژيم مردم را قتلعام مىكند و ... امام مىگويد بهايشان بگوئيد: «اين حكم مال من نيست». من در مساله سياسى، بهعنوان كسى كه سعى مىكند با مبانى دينىاش برخورد استدلالى بكند، وقتى به اين قضيه نگاه مىكنم مىتوانم بپذيرم كه امام، با يك بعد ديگر مساله را حل مىكند و آن جمله مهم كه «بگوئيد حكم من نيست»، يعنى حضور امام زمان، عليهالسلام، براى ما در بطن سياست، فقه و اصول ما يك حضور واقعا زنده و عينى است. اما اين را فقط اهل فن مىدانند. شيعه در ترجمه معانى خودش به زبان روز مشكل دارد.
من يك بحثى داشتم در جمع حوزويان و مبلغانى كه مىرفتند براى كشور. گفتم شما بيان را عرض بر معنا نگيريد، جزء ذات بگيريد. يعنى بيان معنا جزئى از ذات معناست. فلذا روى چگونگى معنا هم ما بايد كار كنيم، ما به يك سيستمى نياز داريم، همين كارى كه شما به دنبالش هستيد. يعنى من واقعا وقتى شنيدم كه يك مجله تخصصى دارد اينكار را مىكند كه جايش واقعا خالى بود خيلى خوشحال شدم، مىدانيد هويتشيعه به امام زمان، عليهالسلام، است، تنها معصوم زنده كه اميد و هويت ماست. اين مساله خيلى احتياج به كار كردن دارد. حوزه و دانشگاه و سيستم اجرايى كشور كه امكانات دارند بايد اينكاررا بكنند و اين را مبدل به قاعده بكنند يعنى آنچه كه در بطن شيعه جريان دارد اين را يكجورى دربياوريم كه شخص عامى هم بداند حضور امام زمان، عليهالسلام، در سياست چقدر است. غرب اين را فهميد. كنفرانس تلآويو را براى چه گذاشت؟
رسما مارتين كرامر مىگويد: ما اين را گذاشتيم كه ريشهها و مبانى انقلاب ايران را و آثار و نتايج آن را در جهان بررسى كنيم، به نگاه سرخ شيعيان يعنى عاشورا و نگاه سبزشان يعنى انتظار مىرسند. ما برخلاف غربيها اين معنا و مفهوم را به زبان عامه و برهان عامه ترجمه نكردهايم. ما نياز به حكيم داريم، فعل حكيم ترجمه و تنزيل و تمثيل معناست. ما الان بزرگانى را داريم كه خيلى عالى مىفهمند، ولى نمىتوانند با عوام رابطه ايجاد كنند، ما به يك واسطه نياز داريم كه هم حامل و جامع معنا باشد و هم قدرت تبيين معنا را براى بىسوادان داشته باشند. يعنى شيعه بايد روى مساله عرضه معانى و مبانى خودش بايد خيلى كار كند. غرب قدرتش به بيانش است نه محتوايش. باور كنيد بزرگترين متفكران غرب را بياوريد يكساعتبهطور جدى با متفكران مابنشينند و بحث كنند شكستخواهند خورد. چرا گفتگوى تمدنها