ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - راز بقاى ايران عنايات اهل بيت، عليهم السلام (٢)
است؟!
دكتر پديدار نيا مىگفت: مطلب برايم روشن نشد، توضيح بيشترى خواستم. وى گفت:
- با توجه به جريانات مختلفى كه هر روزه در كشور شما رخ داده و مىدهد، چه جاى رسيدن به قافله تمدن است؟! اصولا كشورى چون كشور شما كه يك روز دچار حمله وسيع مغول شده و پس از آن نيز تقريبا هميشه دچار كشمكشهاى سخت درونى و فشارهاى حاد خارجى بوده است و نوعا وضع ثابتى نداشته چطور مىتواند حيات و موجوديت اجتماعى سياسى خود را حفظ كند چه رسد به اينكه پيشرفت هم بكند؟! شما خيلى هم هنر كردهايد كه، با وجود اين همه بلاها و مصائب، باز زنده و باقى ماندهايد! پيشرفت پيشكشتان! ما كه مىبينيد امروز تازه به اينجا رسيدهايم، در سايه حدود دويستسال ثبات و امنيت در سياست داخلى و خارجى بوده است (و خلاصه اظهار مىداشت كه وضعيت ايران براى اوپيچيده مىنمايد).
حجةالاسلام والمسلمين حاج سيد عبدالرسول موسوى تهرانى، استاد محترم حوزه علميه قم، در اوايل شهريور ١٣٧٤ شمسى نيز نقل كردند:
در اوايل پيروزى انقلاب اسلامى ايران پيرمردى- كه اكنون نام وى را در خاطر ندارم- براى من نقل كرد كه، من با سفير انگليس دوستى و مراوده داشتم. يك روز سفير به من گفت: فلانى، من از كار ايران در حيرتم. با مطالعات دقيقى كه من در ادوار اخير تاريخ ايران داشتهام به اينجا رسيدهام كه، گذشته از مشكلات گوناگونى كه در مواقع مختلف گريبانگير اين كشور بوده است، ١٧ بار مسائل و پيشامدهاى مختلف (فشارهاى خارجى ومشكلات داخلى) كار را به جايى رسانده است كه نزديك بوده است كشور ايران اساسا از روى نقشه جغرافيا محو شود. ولى بزودى حوادثى رخ داده و اوضاع در داخل و خارج كشور به گونهاى پيش رفته كه اين خطر برطرف شده است! حال چه سرى در اين امر نهفته است معلوم نيست!
آرى، سر بقاى ايران در فضاى توطئهبار دو قرن اخير چيست؟
راز بقاى ايران چيست؟!
در پاسخ به سؤال فوق، نكات مختلفى به نظر مىرسد كه به مهمترين آنها اشاره مىكنيم:
١. مجاهدات و جانفشانيهاى مردم شجاع و غيور اين سرزمين به رهبرى علماى دين وهميارى برخى از رجال مستقل سياسى، كه نهضتهايى چون نهضت مبارزه با قرارداد رويتر، نهضت تحريم تنباكو، نهضت عدالتخواهى منتهى به مشروطيت، رستاخيز ملت ايران در جنگ جهانى اول، نهضت ملى كردن صنعت نفت، و ... انقلاب اسلامى اخير از آن جملهاند.
٢. بهرهگيرى رندانه رجال سياسى هوشمند (و احيانا علماى دين) از تضاد سياسى قدرتهاى خارجى در جهتحفظ منافع و پيشبرد مصالح ايران واسلام.
نقش آن مجاهدات ملى- اسلامى، و نيز اين بهرهگيريهاى رندانه از تضاد قدرتهاى خارجى، در خنثى كردن بسيارى از توطئهها و تجاوزها، امرى آشكار و انكارناپذير است، و بيگمان بايستى آنها را نيك شناخت و براى بهروزى حال و آينده كشور، از درسها و عبرتهاى بسيارى كه در آنها نهفته استبهره جست.
اما حقيقت اين است كه دو عامل فوق- با همه اهميت و تاثير تاريخى آن چنانكه بايد، گره از معماى فوق نمىگشايد، زيرا اولا، قدرتهاى مزبور، به رغم تضاد منافع با يكديگر، در محو اسلام و تشيع و سركوبى ايران شيعه با هم وحدت نظر دارند و عملا نيز درمواقع متعدد و بسيار حساسى نظير جنگ جهانى اول و دوم با هم بر سر تجزيهايران به توافق رسيدهاند. و ثانيا، در عرصه جنگ نابرابرى كه ملت و روحانيت اين كشور با استعمار داشتهاند، موارد مكررى پيش آمده است كه قشون بيگانه قوه مقاومت آنان را بسختى درهم شكسته وبه دلايل گوناگون داخلى و خارجى، سير حوادث به شكست فاحش دولت و ملت ايران انجاميده است.
شكستسخت ايران از روسهاى تزارى در عصر فتحعليشاه، زخم زبانها را بناحق- متوجه فقهاى صادر كننده حكم جهاد ساخت و سبب شد كه شخصيتى چون سيد