ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣
ميان مردم و خدا در هدايت مردم باشد و مردم را به ترك گناه سفارش كند؟ چقدر سخن چنين فردى در ديگران تأثير دارد؟ آيا وى به گفته خود از عمق جان عقيده دارد؟ اگر عقيده دارد، چرا گناه مىكند؟ و اگر عقيده ندارد، چگونه ديگران را به آن دعوت مىكند؟
بيشتر اهل سنّت نه تنها عصمت را شرط امام نمىدانند[١]؛ بلكه عدالت به معناى گناه نكردن يا ستم نكردن را نيز شرط نمىدانند و تصريح مىكنند كه امام با فسق و ظلم از امامت خلع نمىشود. باقلانى مىگويد:
جمهور از اهل اثبات و حديث گفتهاند: امام با فسق و ظلم به خاطر غصب اموال و ... خلع نمىشود.[٢] همچنين بيشتر اهل سنّت عقيده دارند پيروى از امام تا زمانى كه با حكم شرع مخالفت نكند، واجب است، چه امام عادل باشد و چه جائر[٣]. البتّه برخى از اهل سنّت عدالت را شرط امام مىدانند.[٤]
مبناى اختلاف ميان شيعه و اهل سنّت را بايد در تعريف «امامت» جست. شيعه بر اساس آنكه امامت را ادامه رسالت مىداند، عدالت در بالاترين مرتبه (عصمت) را شرط مىداند و اهل سنّت، چون سطح امامت را تنزّل مىدهد و آن را در حدّ حكومت ظاهرى مىداند، امام را از افراد عادى تلقّى مىكند يا عدالت (حتّى در مرتبه گناه نكردن يا ستم نكردن) را شرط نمىداند يا در حدّ اندك شرط مىداند.
برخى از روايات نقل شده از امام رضا (ع) كه بر عصمت پيامبر و امام دلالت دارند، عبارتند از:
١. على بن محمد بن جهم و مأمون شبهاتى درباره عصمت پيامبران مطرح كردند و امام (ع) به آنها جواب دادند. على بن محمد بن جهم به امام رضا (ع) گفتند:
آيا شما به عصمت پيامبران عقيده داريد؟
امام رضا (ع) فرمودند: بله.
سپس على بن محمد بن جهم آيات گوناگونى درباره شبهاتى نسبت به عصمت پيامبران مطرح مىكند و امام رضا (ع) پاسخ آنها را مىدهند[٥]. امام رضا (ع) در آغاز خطابه به او مىفرمايند:
كتاب خدا را با رأيت تأويل مكن. خداوند عزّوجلّ فرموده است: «وَما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ[٦]» ...[٧].
بر اساس حديث ديگر، مأمون به امام رضا (ع) مىگويد:
آيا شما به عصمت پيامبران عقيده داريد؟
امام رضا (ع) مىفرمايند: «بله». سپس مأمون آيات فراوانى درباره شبهاتى نسبت به عصمت پيامبران مطرح مىكند و امام رضا (ع) پاسخ آنها را مىدهند.[٨]
٢. امام رضا (ع) مىفرمايند:
«خداى عزّوجلّ اطاعت كسى را كه مىداند او انسانها را گمراه و اغوا مىكند، واجب نمىشمارد ...[٩].»
٣. ايشان در حضور شيعيان، متكلّمان و دانشمندان «كوفه» كه در ميان آنان دانشمندان يهود و نصارا نيز حضور داشتند، فرمودند:
بدانيد امام بعد از محمّد (ص) تنها كسى است كه برنامههاى او را تداوم بخشد، هنگامى كه امر (امامت) به او مىرسد و امامت تنها شايسته كسى است كه بر تمام امّتها به وسيله برهان بر امامت احتجاج كند.
رأس الجالوت گفت:
«نشانه چنين امامى چيست؟ امام رضا (ع) فرمودند: به تورات و انجيل و زبور و قرآن حكيم آگاه باشد و براى اهل تورات با تورات خودشان و براى اهل انجيل با انجيل خودشان و براى اهل قرآن با قرآن خودشان حجّت آورد و دانا به همه زبانها باشد؛ حتّى يك زبان بر او پنهان نباشد و به هر قومى با زبان خودشان برهان آورد و افزون بر همه اين ويژگىها، باتقوا و پاكيزه از هر آلودگى و پاك از هر عيبى، عدالتپيشه، باانصاف، حكيم، مهربان، باگذشت، پرمحبّت، راستگو، نيكوكار، خيرخواه، امين، درستكار و مدبّر باشد»[١٠].
٤. امام رضا (ع) در تعريف امام اين اوصاف را به كار مىبرند:
«امام از همه گناهان پاك شده است و از همه عيبها بركنار است: «الْإِمَامُ الْمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبِ الْمُبَرَّأُ عَنَ الْعُيُوب.»[١١] كانون قداست و پاكى و پرستش و زهد و علم و عبادت است: «مَعْدِنُ الْقُدْسِ وَ الطَّهَارَةِ وَ النُّسُكِ وَ الزَّهَادَةِ وَ الْعِلْمِ وَ الْعِبَادَة»[١٢] امام معصوم است، تأييد شده، توفيقيافته، استوار گشته، از هر گونه خطا و لغزش و افتادنى در امان است: «وَ هُوَ مَعْصُومٌ مُؤَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ الْخَطَايَا وَ الزَّلَلَ وَ الْعِثَار»[١٣].
٥. امام رضا (ع) مىفرمايند:
«تنها امام از سوى خداى متعال است و به اين سبب امام است كه خدا او را در آغاز آفرينش برگزيده و در نسب شرافت داده و در منشأ، پاك و در آينده معصوم است ...»[١٤].