ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - چهارم سجده كردن فرشتگان به آدم (ع)
نخست: خلقت حضرت آدم (ع) و آفرينش او
آدم (ع) از دو بعد تشكيل شده است: جسم و روح. خدا نخست جسم او را آفريد، سپس از روح خود در او دميد و به صورت كامل او را زنده ساخت. از آيات مختلف قرآن و تعبيرات گوناگونى كه درباره چگونگى آفرينش انسان آمده، به خوبى استفاده مىشود كه انسان در آغاز، خاك بوده است.[١]
[از پيامبر (ص)] سؤال شد كه آيا سرشت آدم (ع) از تمام انواع گل بوده است، يا نوعى خاص از آن؟ حضرت فرمود: «سرشت وى از تمام گل بوده است و اگر غير اين مىبود انسانها يكديگر را باز نمىشناختند و تمام آنها به يك شكل و صورت مىبودند و همچنانكه خاك كره زمين در رنگهاى مختلف از سفيد و سرخ و بور و زرد متنوّع است و نيز به جهت شرايط آب و هوايى به صورت حاصلخيز و شورهزار درآمده است، به همان شكل، انسانها نيز به صورت نژادها و رنگهاى مختلف در سراسر جهان پراكنده شدهاند.)[٢]
سپس با آب آميخته شده و به صورت گل درآمده است،[٣] وبعد به گل بدبو (لجن) تبديل شده[٤]، سپس حالت چسبندگى پيدا كرده[٥]، و بعد به حالت خشكيده درآمده و همچون سفال گرديده است.[٦]
فاصله زمانى اين مراحل كه چند سال طول كشيده روشن نيست. اين قسمت نشان دهنده مراحل تشكيل جسم آدم (ع) است كه همچنان تكميل شد تا به صورت يك جسد كامل درآمده آنگاه خداوند تبارك و تعالى به هنگام غروب روز جمعه از روح خويش در آدم (ع) دميد[٧] وبه صورت كامل او را زنده ساخت.»
دوم: انتخاب آدم (ع) از جانب خداوند به پيامبرى
قرآن در اين خصوص مىفرمايد:
«إِنَّاللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ ...؛[٨]
همانا خداوند برگزيد (از ميان جهانيان وقت) آدم و نوح (ع) و ...»
هنگامى كه خداوند اراده كرد تا در زمين خليفه و نمايندهاى كه حاكم زمين باشد، قرار دهد، اين موضوع را به فرشتگان خبر داد؛ ولى فرشتگان از اين خبر شگفتزده شدند و با خود گفتند: كسى كه جانشين خدا در زمين او خواهد شد، هرگز نمىتواند عالمى برپا سازد كه از نظر پاكى و رحمت برابر با ملكوت آسمان باشد؛ زيرا خداوند پيش از آدم (ع) انسانهايى را آفريده بود و آنان در زمين به فساد و تباهى پرداختند. فرشتگان به خداى خود چنين عرضه داشتند: «آيا در زمين انسانى را قرار مىدهى كه با گناه و معصيت در آن، فساد كند و به خونريزى بپردازد؛ در حالى كه ما آن گونه كه در شأن توست، تو را منزّه دانسته و به شكرانهات تو را مدح و ستايش مىكنيم!» فرشتگان بدين جهت اين سخن را به خداى خويش عرضه كردند كه خويشتن را برتر از آفريدهاى مىدانستند كه قرار بود جانشين قرار گيرد و خود را به جانشينى در زمين سزاوارتر از او مىپنداشتند؛ امّا خداى متعال با اسرار غيبى كه بر آنان پوشيده و حكمتى كه خاصّ آفرينش آدم (ع) بود به آنان پاسخ داد: «خداوند چيزى را مىداند كه آنان از آن آگاهى ندارند.»[٩]
سوم: تعليم اسماء به آدم (ع)
پس از آنكه خداوند، حضرت آدم (ع) را آفريد، اسماء[١٠] را به وى آموخت تا در زمين توان يافته و به نحوى بايسته از آنها بهرهمند گردد. از طرفى خداى سبحان اراده فرموده بود عيناً به فرشتگان بنماياند كه اين آفريده جديدى كه به ديده حقارت بدان مىنگريستند، داراى دانش و شناختى برتر از آنان است و به همين دليل از آنان خواست كه اگر به گمان خود راست مىگويند و به جانشينى در زمين از آدم (ع) سزاوارترند، به وى خبر دهند از آن اسمائى كه به آدم (ع) تعليم داده شد؛ ولى فرشتگان از پاسخ درمانده و با عذر و پوزش، خداى خويش را مخاطب قرار دادند: «خدايا! ما تو را آنگونه كه سزاوارى، منزّه مىدانيم و بر اراده تو معترض نيستيم؛ چرا كه ما از علم و دانش جز آنچه به ما بخشيدهاى، بهرهاى نداريم و تو از هر چيز آگاهى و كارهايت بر اساس حكمت است.»
سپس خداوند به آدم (ع) فرمود: «اى آدم! خبر بده به آن فرشتگان از آن اسماء كه به تو تعليم داده شده است». وقتى كه آدم (ع) فرشتگان را از آن اسماء خبر داد، فرشتگان در شگفتى فرو رفتند. خداوند به آنها فرمود: «آيا به شما نگفته بودم كه من (خداوند) عالم به غيب و پنهانىهاى آسمانها و زمين هستم و آگاهم به آنچه آشكارا مىگوييد و آنچه را نهان مىداريد».[١١]
چهارم: سجدهكردن فرشتگان به آدم (ع)
موضوع تكامل انسان، تا به درجهاى رسيدكه فردى از آنان، به نام آدم (ع)، برگزيده خداوند قرار گرفت و اين خلقت و تكامل آن و اختيار كردن برگزيدهاى از آنان، تا جايى پيش رفت كه به فرشتگان دستور رسيد چنين سمبل خلقتى را مورد تكريم و احترام فوقالعادهاى قرار دهند؛ به قسمى كه او را براى كمال خلقت و برگزيدگى وى، مورد سجده تكريم و تعظيم نه عبوديّت قرار دهند. اين حقيقت در پنج آيه مختلف مطرح شده و تكرار آن مستوجب عظمت يك چنين سمبلى واقع گشته، كه بدانند نه يكبار و نه دوبار، بلكه پنج بار در سوره گوناگون قرآن، آن هم با عبارات و كلمات مختلف، عنوان گرديده است.[١٢]
چنانكه مىفرمايد: «به ياد آور اى محمد! هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم سجده كنيد به آدم و همه سجده كردند، جز ابليس كه سرپيچى كرد و تكبّر ورزيد و از كافران محسوب گشت.»[١٣]
همه فرشتگان- براى امتثال امر خداوند- بر آدم (ع) سجده كردند، مگر شيطان كه از سر عناد و تكبّر، از سجده كردن سرباز زد. خداوند سبب سجده نكردن او را مىدانست، با اين همه، علّت را از او جويا شد. ابليس برترى خود را بر آدم (ع) و اينكه وى از آتش و آدم (ع) از