ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - حرف آخر- مفيد همواره مفيد است
يادماندهها- شاگردان
تربيت شاگردانى كه هريك، خود بزرگ مردى در ميدان علم و دين بودند، تلاشى ديگر در زندگى اين عالم شيعى است. از جمله شاگردان وى مىتوان به سيّد مرتضى علم الهدى، سيّد رضى، شيخ طوسى، نجاشى و ابو الفتح كراجكى اشاره كرد.
خواب استاد- آغاز آشنايى
وقتى استاد، شيخ مفيد است و شاگردان سيّد رضى و سيّد مرتضى، اوّلين ديدارشان هم حكايت از مقامى علمى و منزلتى معنوى دارد.
«شبى شيخ در خواب مىبيند كه دريكى از مساجد بغداد نشسته است و حضرت زهرا (س) وارد مىشود؛ در حالى كه دست عزيزان خود امام حسن و امام حسين (ع) را در دست داشته و خطاب به شيخ فرمود: «يا شيخ! علّمهما الفقه» اى شيخ! به اين دو فقه بياموز.»
ساعاتى بعد حيرت مرحوم مفيد برطرف شد؛ چرا كه مادر سيّد مرتضى و سيّد رضى را ديد كه دست دو فرزند خود را در دست داشته و به شيخ گفت:
اى شيخ! به اين دو فقه ياد بده.
اختلاف استاد و شاگرد
حكميّت امير المومنين (ع)
در مسئلهاى فقهى بين استاد و شاگرد (شيخ مفيد و سيّد مرتضى) اختلاف نظر پيشآمد و با بحث و ارائه دليل مشكل حل نشد. هر دو راضى به قضاوت امير المؤمنين، على (ع) شدند. مسئله را بر كاغذى نوشته و بالاى ضريح مقدّس حضرت گذاشتند. صبح روز بعد كه كاغذ را برداشتند، دستخطّى مزيّن به چنين نوشته اى ديدند كه:
«انتَ شَيخى وَ مُعتَمَدى وَ الحَقُ مَعَ وَلَدِى عَلَم الهُدى؛
(اى شيخ) تو مورد اطمينان من هستى و حق با فرزندم سيّد مرتضى، علم الهدى است.»
ياد ماندهها- كتابها
مگر مىشود از سبك شيوا و دل و جانپذير محمّد بن محمّد نعمان در بيان اصول و كلام و عقايد و فقه واخلاق و امامت، ياد نكرد؟
قلم شيخ در صراط حق، بىهيچ درنگى پيش مىرفت.
شمار آثار او را بالغ بر دويست عنوان ذكر كردهاند.
در عرصه كلام، كتبى مانند «اوائل المقالات»، «شرح عقايد صدوق» و ... را نگاشت.
در فقه آثارى چون «المقنعه»، «الاعلام»، «جوابات الرقة فى الاهله و العدد» و ... را به رشته تحرير درآورد.
«ارشاد»، «امالى»، «الافصاح فى الامامه»، «الفرائض الشرعيه»، «أحكام النساء»، «الكلام فى دلائل القرآن»، «وجوه إعجاز القرآن»، «النصرة فى فضل القرآن»، «أوائل المقالات»، نقض فضيلة المعتزلة، «جمل»، «تفصيل امير المؤمنين على (ع) بر ساير صحابه»، برخى ديگر از آثار ارزنده و ناب مفيد در حوزههاى گوناگونند.
امّا آثار شيخ مفيد پيرامون حضرت بقيّة الله (عج) نشانى ديگر از شيفتگى وى به مولايش است كه از آن جمله مىتوان به كتاب «الفصول العشرة فى الغيبه» و «الجوابات فى الخروج المهدى (ع)» اشاره كرد.
آنان كه شيخ و آثار او را مىشناسند، بر اين باورند كه آزاد انديشى و بلندنگرى، نورانيّتى خاص به نوشتههاى كوتاه و روان مرحوم مفيد بخشيده است.
رمضان سال ٤١٣ هجرى- بغداد
اشكها بىامان مىبارند و دلها پر شده از اندوهى بيكران.
ازدحامى چنين، بىنظير است ...
همه جمع اند.
هشتاد هزار تن از شيعيان، جنازه شيخ را تشييع مىكنند ...
سيّد مرتضى بر او نماز مىگذارد و چه كسى شايستهتر و نزديكتر به او، براى نماز؟
شيخ را در حرم مطهّر امام جواد (ع)، پايين پاى ايشان در نزديكى استادش ابن قولويه دفن مىكنند.
علم الهدى زير لب زمزمه مىكند:
در اين ديار چه كسى ساكن شده است، جامه جاودانگى پوشيده و هميشه باقى مانده است؟ ...
آخرين توقيع- نگاشته بر سنگ قبر
از ناحيه مقدّسه، سوگ سرودهاى برقبر شيخ مفيد نقش بسته است:
لا صوت الناعى بفقدك انّه
يوم على آل الرّسول عظيم
ان كنت قد غيبت فى جدث الثرى
فالعدل و التوحيد فيك مقيم
و القائم المهدىّ يفرح كلما
تليت عليك من الدّروس علوم؛
صداى آنكه خبر مرگ تو را اطّلاع داد، به گوش نرسد كه رحلت تو روزى است كه بر آل رسول مصيبت بزرگى است.
اگرچه در زير خاك پنهان شدهاى، حقيقت عدل و توحيد در تو همواره برپاست.
قائم مهدى (عج) خوشحال مىشد هرگاه تو از انواع علوم تدريس مىكردى.
حرف آخر- مفيد همواره مفيد است
وشايد اگر همه مفيد بوديم، خورشيد، زياد هم پشت ابر نمىماند!