ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - ٣ ريشه كفر
دست برداشته، راه گمراهى را در پيش گيرند: «وَدَّكَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمانِكُمْ كُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ؛[١]
بسيارى از اهل كتاب، از روى حسد [كه در وجود آنها ريشه دوانده] آرزو مىكردند كه شما را بعد از اسلام و ايمان، به حال كفر باز گردانند؛ با اينكه حق براى آنها كاملًا روشن شده است.»
و متأسّفانه همان دشمنىها و حسادتها در اين دوران از طرف دشمنان بيشتر شده است.
و در «آيه پنجم»، در ستايش انصار چنين مىفرمايد:
«وَالَّذِينَ جاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونا بِالْإِيمانِ وَ لا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ؛[٢]
كسانى كه بعد از آنها (مهاجران) آمدند، مىگويند: پروردگارا! ما و برادرانمان را كه در ايمان آوردن بر ما سبقت گرفتند، بيامرز و در دلهايمان حسد و كينهاى نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا! تو مهربان و رحيمى.»
آيه فوق؛ تنها خواسته پيشگامان اسلام را دورى و رها شدن از حسد و كينه مىداند؛ زيرا جامعه اسلامى آنگاه پا مىگيرد كه از حسد و كينه دور باشد.
و در «آيه ششم»، برترين صفات بهشتيان را اين مىداند كه از حسد و كينه منزّه اند: «وَنَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ؛[٣]
هر گونه غل (حسد و دشمنى) را از سينههاى آنها برگرفتيم [و آنها را پاكيزه ساختيم؛ لذا] همه برادروار بر تختهايى [در بهشت] رو به روى يكديگر قرار دارند.»
غل را بسيارى از مفسّران، همچون فخر رازى در «تفسير الكبير» و مراغى در تفسيرش و قرطبى در «الجامع لاحكام القرآن» به حسد تفسيركردهاند.[٤]
وسرانجام در «سوره فلق»، از سورههاى پايانى قرآن، به پيامبر اعظم (ص) با آن عظمتش دستور مىدهد كه از خطر حسد حسودان به خدا پناه بَرد:
«وَمِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ؛[٥]
و [بگو] از شر هر حسودى، هنگامى كه حسد مىورزد [به خدا پناه مىبرم].»
خطر حسد به بيان روايات
در روايات معصومان (ع) تعبيرات هشدار دهندهاى درباره خطرناك بودن حسد وارد شده كه به نمونههايى اشاره مىشود:
١. ريشه تمامى رذايل
على (ع) مىفرمايد:
«رأس الرذائل الحسد؛[٦]
ريشه تمامى رذيلتها [و صفات ناپسند] حسادت است.»
برخى گناهان حالت توليدى و زايش گناه دارد كه يكى از آنها حسادت است و توسط آن، تهمت، دروغگويى، نفاق، غيبت، اهانت، كتك زدن، قتل و نابودى ديگران و ... به وجود مىآيد از اينرو مىتوان آن را امّ الرّذائل و ريشه صفات رذيله خواند. به همين جهت است كه پيامبر اكرم (ص) از حسد بر امّتش چنين احساس خطر مىكرد:
«اخوف ما اخاف على امتى ان يكثر لهم المال فيتحاسدون و يقتتلون؛[٧]
بدترين چيزى كه بر امتم ترس دارم، اين است كه مال آنها فراوان شود. پس بر همديگر حسودى كنند و به جنگ و قتال بپردازند.»
٢. آفت دين
در «صحيفه» معاويه بن وهب آمده است كه امام صادق (ع) فرمود:
«آفه الدين الحسد و العجب و الفخر؛[٨]
آفت دين [و ايمان سه چيز:] حسد، خودبزرگبينى و فخرفروشى است.»
وقتى ريشه رذايل در جان و روح انسان جا گرفت و دين و ايمان را آفت زده كرد، انسان دنيا و آخرتش را از دست مىدهد.
٣. ريشه كفر
اگر انسان حسادت را درمان نكند، ممكن است به كفر دچار شود؛ چنانكه در ضمن آيات قرآن اشاره شد كه يهوديان با اينكه منتظر