ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - ٣ مشوّه كردن چهره اسلام
است.[١] اين توبيخ و تشديد او به نوشتن روايات اهلكتاب مربوط بود؛ چنانكه در نوشتن روايات پيامبر نيز همين سرسختى را نشان مىداد؛ امّا درباره نقل شفاهى اينگونه نبود.
اين حرفه در زمان معاويه گسترش بيشترى يافت و وى نخستين زمامدارى بود كه داستانسرايان را براى اهداف سياسى به خدمت گرفت. او براى اين كار، افرادى را منصوب و براى آنان كارمزد معيّنى قرار داد[٢]، چنانكه از وجود برخى صحابه پيامبر (ص) نيز براى جعل حديث بر ضدّ مخالفان خود استفاده مىكرد.[٣]
٥. ممنوعيّت نگارش حديث:
ممنوعيّت نگارش حديث پيامبر (ص) كه در صدر اسلام پديد آمد و تا يك قرن بعد ادامه يافت، به دستور خلفا، به ويژه خليفه دوم بود. خلأ حاصل از نگارش حديث و نشر آن، زمينه مناسبى را براى بدعتهاى يهودى و ياوههاى مسيحى و افسانههاى زرتشتى، به ويژه از سوى يهود و نصارا پديد آورد تا اينان احاديث فراوانى را جعل كنند و آن را به پيامبران الهى، از جمله پيامبر اكرم (ص) نسبت دهند.[٤] محمود ابوريه مىنويسد:
«از جمله پيامدهاى تأخير تدوين حديث تا پس از قرن اوّل، باز شدن درهاى جعل حديث و رونق گرفتن آن بود، به حدّى كه احاديث موضوعه فراوانى در منابع اسلامى وارد شد.»[٥]
٦. مسامحه در نقل و بررسى روايات:
از ديگر زمينههاى نشر و گسترش اسرائيليات، تسامح صحابه، تابعان و ديگر مفسّران و راويان حديث است كه بدون توجه به موثّق بودن راويان اين احاديث و سازگار بودن مضمون اين روايات با كتاب خدا، سنّت پيامبر و عقل، آنها را براى ديگران نقل يا در كتابهاى تفسيرى خود ثبت مىكردند و بدين وسيله، كتابهاى تفسيرى را ازاين روايات انباشتند.[٦]
آثار و پيامدهاى اسرائيليات:
ورود و نفوذ اسرائيليات به فرهنگ اسلامى، آثار سوء فراوانى را در پى داشت كه عمدهترين آنها عبارت است از:
١. آميخته شدن تفسير و حديث صحيح اسلامى با خرافات:
روايات اسرائيلى چون به طور عمده، ساخته دست يهود و جاعلان حديث بود، هيچگونه تطبيقى با واقعيّت نداشت و اين امر سبب آميختگى روايات صحيح و غير صحيح شد[٧] كه خود زمينههاى تضعيف يا از بين رفتن اعتماد عمومى به تفسير و حديث و دور كردن مردم از معارف صحيح اسلامى را فراهم ساخت، به گونهاى كه احمد بنحنبل مىگويد:
سه چيز اصل و واقعيّتى ندارد و يكى از آنها تفسير است.[٨]
٢. فساد و انحراف در عقايد مسلمانان:
نقل عقايد باطل اسرائيلى و انتساب آن به پيامبر (ص) و ديگران باعث شد تا برخى از مذاهب اسلامى، بدون تحقيق اين روايات را پذيرفته و آنها را به صورت عقيده و مذهب خود برگزينند. عقيده به جسم بودن خداوند، معصوم نبودن پيامبران و ... را مىتوان رهاورد اينگونه روايات دانست.
٣. مشوّه كردن چهره اسلام:
ورود اسرائيليات به فرهنگ اسلامى، باعث شد تا عدّهاى اسلام را دينى خرافى جلوه دهند و بگويند: اسلام مىكوشد پيروانش را با تعاليم پوچ و واهى كه با هيچ معيار عقلى سازگارى ندارد، سرگرم سازد؛ چنانكه برخى مستشرقان، بعضى ازاين روايات را از منابع اسلامى استخراج كرده و با ترويج آنها درصدد بدنام كردن اسلام و ضربه زدن به آن هستند.[٩]
پى نوشتها:
[١]- دائرةالمعارف مصاحب، ج، ص؛ الاسرائيليات فى التفسير والحديث، ص.
[٢]- التفسير والمفسرون، ذهبى، ج ١، ص ١٦٥؛ الاسرائيليات و اثرها فى كتب التفسير، ص.
[٣]- التفسير والمفسرون، ذهبى، ج، ص، ١٦٩.
[٤]- اسرائيليات در تفاسير، ص.
[٥]- التفسير والمفسرون، ذهبى، ج، ص؛ التفسير والمفسرون، معرفت، ج، ص.
[٦]- الخصال،، ص.
[٧]- مروج الذهب، ج، ص.
[٨]- الارشاد، ج، ص.
[٩]- الاسرائيليات فى التفسير والحديث، ص.
[١٠]- سوره نحل (١٦) آيات ٤٣ و ٤٤؛ سوره اسراء (١٧) آيه ١٠١
[١١]- التفسير و المفسرون، ذهبى، ج، ص.
[١٢]- همان، ص.
[١٣]- همان، ص.
[١٤]- تفسير ابنكثير، ج، ص.
[١٥]- اضواء على السنة المحمديه، ص؛ مقدمه ابنخلدون، ج، ص.
[١٦]- اضواء على السنة المحمديه، ص.
[١٧]- التفسير و المفسرون، ذهبى، ج، ص.
[١٨]- الاسرائيليات، ص ٨٩-؛ التفسير والمفسرون، معرفت، ج، ص.
[١٩]- التفسير والمفسرون، معرفت، ج، ص.
[٢٠]- المصنف، ج، ص ٢١٩؛ سير اعلامالنبلاء، ج، ص ٤٤٧-.
[٢١]- تفسير ابنكثير، ج، ص.
[٢٢]- همان، ج، ص.
[٢٣]- فجرالاسلام، ص؛ التفسير و المفسرون، معرفت، ج، ص.
[٢٤]- اضواء على السنة المحمديه، ص؛ شرح نهجالبلاغه، ج، ص ٢٨٣.
[٢٥]- الملل و النحل، ج، ص، ٧٧.
[٢٦]- اضواء على السنة المحمديه، ص.
[٢٧]- التفسير والمفسرون، ذهبى، ج، ص؛ الميزان، ج، ص.
[٢٨]- التفسير والمفسرون، معرفت، ج، ص.
[٢٩]- الاسرائيليات و اثرها فى كتب التفسير، ص.
[٣٠]- همان، ص.