ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - حقّ بيمار
شده است: «پروردگار به چيزى بالاتر از عملى كه به واسطه آن مؤمنى خوشحال شده باشد، عبادت نشده است.»
٢. رازدارى و امين بودن پزشك: او بايد خود را مشاور امين بيمار بداند و نه رئيس لازم الاتّباع او و در نهايت، اين بيمار باشد كه درمان را انتخاب مىكند؛ به ارزشهاى اعتقادى او احترام گذارده و با رعايت عفّت از انجام معاينات و اقدامات
غير ضرورى كه خلاف ارزشهاى دينى بيمار بوده و موجب آزردگى روحى او شود، خوددارى كند.
٣. صبر، حوصله و بردبارى پزشك: اصرار و سؤالات مكرّر بيمار او را آزرده نكند و همواره با روى خوش پاسخگوى وى باشد، كه معصوم (ع) فرمود: «حاجات مردمان به شما نعمات خداوند هستند. از نعمتهاى خدا رويگردان نشويد.»
٤. ايثار و تلاش، درستكارى و صداقت، معاينه دقيق و وقت گذاشتن براى بيماران: پزشك بايد بداند كه هر بيمار نان آور يك خانواده، پدر فرزندانى، تنها فرزند پدر و مادرى يا اميد چشم انتظارى است كه در صورت بىتوجّهى ممكن است جانش را از دست بدهد و تمام تلاش خود را براى درمان كامل وى به كار گيرد.
٥. خرج تراشى نكردن براى بيمار: ترجيحاً پزشك ارتباط مستقيم مالى با بيمار نداشته باشد و بيمار را به چشم مشترى نگاه نكند، در انتخاب روشهاى درمانى همسان، رعايت وضعيت اقتصادى بيمار را بنمايد و او را تحت فشار مالى نگذارد، خداوند را روزىرسان دانسته و اجرت را از او بطلبد كه فرموده: «اهل علم را من ضامن ارزاقشان هستم.»
٦. توضيح دادن روش درمان و عوارض ناشى از آن: پزشك بايست از استفاده از روشهاى درمانى تأييد نشده خوددارى كند و آگاهى دادن به بيمار را حقّ او بداند و با زبان قابل فهم و در حدّ ضرورت بيمارى را براى مريض يا همراهانش شرح دهد. او بايد در مواقع ضرورى از مشورت ساير همكاران بهره گيرد و از درمان مواردى كه در آن حيطه تخصّص ندارد، خوددارى كند.
پزشك بايستى در همه حال خداوند را قادر مطلق بداند، با دورى از غرور و عُجب، شفا را از جانب پروردگار دانسته و خود را وسيلهاى بيش نداند «و اذا مرضت فهو يشفين.»
لطفاً درباره حقّ پزشك بر بيمار هم به اختصار نكاتى را بفرماييد.
در مقابل، طبيب نيز بر بيمار حقّى دارد كه رعايت آنها در آرامش فكرى، استقلال در تصميمگيرى و در نهايت درمان صحيح و شفاى بيماران به پزشك كمك مىكند، از آن جمله:
١. احترام متقابل و رعايت شأن اجتماعى و اعتماد به پزشك است؛ مريض نبايد چيزى را از پزشك پنهان كند و او را با اطّلاعات غلط به اشتباه بياندازد؛
٢. باور داشته باشد كه پزشكان نيز انسانهايى هستند همانند سايرين، با همان مشكلات روزمرّه كه ممكن است گاهى آنها را از خوش خلقى دور كند؛
٣. بيمار بايد بداند كه اگر پزشكى صادقانه از تشخيص بيماريش اعلام عجز كرد و او را به طبيب ديگرى ارجاع داد، نشانه صداقت اوست و از او بدگويى نكند؛
٤. بيمار يقين داشته باشد كه طبيب واقعى با بيمارش درد مىكشد، با او مىميرد و با او زنده مىشود و هيچ لذّتى را با حظّ شنيدن خبر حصول سلامتى بيمار بد حالش
عوض نمىكند. ما بايد بپذيريم كه اداى احترام به تمام صاحبان مشاغل و رعايت شئونات برخى از آنان كه از جمله طبيبان، تضمين كننده سلامت جامعه است.
خلاصه آنكه روابط بين بيمار و طبيب رفتارى دو سويه
و هر يك بر ديگرى تأثيرگذار است، كلام آرامبخش طبيبى حاذق و خداترس، خانوادهاى را از اضطراب و نگرانى مىرهاند و حتّى در صورتى كه عمر بيمارشان به دنيا نباشد، قدرشناس پزشكى كه تمام تلاشش را براى بهبود بيمار كرده است، هستند.
با تشكّر از قبول زحمتتان، لطفاً در آخر يكى از خاطراتتان را كه با موضوع ما مرتبط است، برايمان بيان كنيد.
چه بسيار مواقعى كه خود من خسته و بىحوصله بودهام و بيمار سليم النّفسى مرا به آرامش دعوت كرده و با درك حال