ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - فوايد ذكر «سبحان القدّوس، سبحان القدّوس ربنّا القدّوس»
«سبحان القدّوس سبحان القدّوس ربنّا القدّوس» را تكرار كنيد. تسبيح و ذكر، غذاى روح و مايه آرامش انسان در هنگام خوف شديد است. تسبيح، غذا و دواى مؤمن است و تنها غذاى جسم در هنگام سجده و نماز است همان طور كه گفته شده، تسبيح، غذاى فرشتگان در آسمانهاست. تسبيح موجب تقويت جسم است و همان طور كه پيامبر اكرم (ص) به حضرت فاطمه (س)، هنگامى كه از ضعف جسمى و خستگى در انجام امور منزل شكايت كردند، فرمودند: «بهترين خدمتكار و كمك براى تو را معرفى كنم؟ وقتى به رختخواب مىروى ٣٣ بار سبحان الله و ٣٣ بار الحمد لله و ٣٤ بار الله اكبر بگو.»
علما بر اين نكته اتّفاق نظر دارند كه تسبيح موجب تقويت جسم و تقويت قدرت تحمّل جسم هنگام خوف و حوادث شديد مىشود. حتّى در ماه مبارك رمضان نيز وقتى ضعف روزه بر جسم غلبه پيدا مىكند، ذكر و ياد خدا و نماز و تلاوت قرآن نشاط خاصّى به انسان مىدهد.
در روايتى ديگر از پيامبر اسلام (ص) داريم كه مىفرمايند: «در سه سال قحطى و گرسنگى هنگام خروج دجّال، طعام و غذاى شما تسبيح و تقديس است و اين مؤمنان را كفايت مىكند از غذا و آب و در آن روز تكبير و تسبيح و تحميد به جاى غذا، خواهد بود.»
امّا اينكه بر اين موضوع تأكيد شده كه نماز صبح را در مسجد و به جماعت بخوانند، علّت آن مصون ماندن از وسوسههاى شيطان است، زيرا در جماعت، انسان اعتماد به نفس بيشترى داشته و شيطان بر او مسلّط نمىشود و در حالت ترس و خوف شديد شيطان بر انسان مسلّط مىگردد؛ بنابراين توصيه شده كه نماز را به جماعت و در مسجد برگزار كنيد و همين اتّحاد در جماعت، ايمان را در دلها محكم كرده و اعتماد به نفس داده و از شدّت خوف و ترس انسان مىكاهد. در نهايت چنانچه عمر انسان به آخر رسيده باشد، بهترين حالت لقاى پروردگار، سجده است و در ادعيه آمده است كه: «خدايا مرگ ما را در نماز و سجده قرار بده» و سجده برترين و زيباترين حالت عبوديت انسان و خضوع و خشوع او به درگاه حق است.
بنابراين مىبينيم كه در روايت تأكيد شده كه اگر هر كسى اين كارها را در موقع شنيدن صيحه انجام بدهد، مصون مىماند و در غير اين صورت هلاك خواهد شد.
با توجّه به اينكه نحوه مصون ماندن از ستاره «طارق» تنها در روايات و احاديث اسلامى و شيعى آمده است، احتمال زيادى دارد كه اين واقعه عظيم و صيحه شديد، بسيارى از كافران را نابود گرداند يا دچار عوارض بعدى گردند، همان طور كه در روايت شريف ذكر شده است.
در حديثى ديگر از معصوم آمده كه فرمودند: «در آخرالزّمان دو سوم مردم روى زمين از بين مىروند و تنها يك سوم باقى مىمانند»، عرض شد: تكليف مسلمانان چه مىشود؟ فرمودند: «آيا دوست نداريد يك سوم باقيمانده باشيد؟»
اين روايات و احاديث نشان مىدهد كه اطّلاع و آگاهى مسلمانان و اشتياق شيعيان منتظر، از اين احاديث و روايات و به خاطر سپردن آن و عمل به آن مانع از تلفات زياد در بين آنها شده و آنها را از بلاها و فتنههاى آخرالزّمان مصون نگه مىدارد.
شايد اين سؤال براى شما پيش بيايد كه آيا ستاره طارق همان سياره «ايكس» يا «نيبيرو» يا «آپوفيس» است كه دانشمندان علوم فضايى آن را رصد كرده و احتمال برخورد آن را با زمين دادهاند؟ و اگر چنين است، آيا با محاسبات مىتوان تاريخ ظهور را تعيين كرد و از برخورد آن با زمين جلوگيرى كرد؟
اگر در سوره طارق دقّت كنيم، مىبينيم كه خداوند معلومات اندك انسان را با طرح سؤال «وَما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ» به چالش مىكشد و به او مىگويد: «اى انسان تو چه مىدانى كه طارق چيست؟»؛ يعنى وقتى انسان به موضوعى علم ندارد چگونه مىتواند با آن برخورد نمايد؟ پس انسان نمىتواند با طارق، اين آيه و نشانه الهى مبارزه نمايد. در آيات پايانى سوره، به صراحت عجز انسان را در مقابله با طارق بيان مىكند و مىفرمايد: «كافران مىخواهند مكر كنند و ما هم مكر مىكنيم و چند صباحى به آنان مهلت داده شده است.»
بنابراين نتيجه مىگيريم كه اراده خداوند بر اين تعلّق دارد كه ستاره طارق تا زمان طلوع و ظهور، همانند ظهور قائم آل محمّد (عج) مخفى و به صورت راز باقى بماند و معلومات كافران هرگز به آن راه نيابد، زيرا خداوند طارق و صيحه را عذابى براى كافران قرار داده است. (والله اعلم و اعلى) همان گونه كه تعيين تاريخ براى ظهور كاملًا غلط و مردود است و زمان ظهور را كسى جز خدا نمىداند. فيلمهايى نيز كه اخيراً ساخته شده و به پايان دنيا در ٢٠١٢ م. و تحديداً ٢١ دسامبر اشاره مىكند، عارى از حقيقت است.
پىنوشتها:
منبع:http ://saramomeni .blogfa .com /
[١]. الفتن، ص ١٣٦، جزء ٣، ح ٦١٩.
[٢]. الفتن، ص ١٤٨، جزء ٣، ح ٦٠٧
[٣]. علّامه حلّى: نگاهى بر زندگى دوازده امام. ترجمه محمّد محمّدى اشتهاردى.
[٤]. عقد الدّرر، صص ٤٠- ١٣٩، ب ٤، ف ٣.
[٥]. الاختصاص، ص ١٦٢.
[٦]. الغيبة، ص ٢٨٠، ب ١٤، ح ٤٦.
[٧]. الفتن، ج ١، ص ٢٣٠، جزء ٣، ح ٦٤٣.
[٨]. الفتن، ص ١٤٨، جزء ٣، ذيل ح ٦٠٩.
[٩]. بحار الأنوار، ج ٥٥، ص ٨٩، ب ٩، ح ٤.
[١٠]. سوره دخان (٤٤)، آيات ١٠- ١١.
[١١]. ارشاد، ج ٢، ص ٣٨٧.
[١٢]. سوره توبه (٩)، آيه ١٢٨.