ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - جاهليت ثانى
ميان آغاز اسلام و آغاز دعوت پيامبر (ص) و اسلام در آخرالزّمان و دعوت امام مهدى (ع) شباهتهاى بسيار زيادى وجود دارد. عبدالله بن عطاء مىگويد: از اباعبدالله (ع) در مورد روش، رفتار و سيره مهدى سؤال كردم. فرمود: «همان كارهايى را انجام مىدهد كه پيامبر (ص) انجام داد. آنچه را پيش از ايشان است همانند پيامبر كه جاهليّت را نابود كرد، ويران مىكند و اسلام جديد را از سر مىگيرد.»[١] امام مهدى (ع) آن جاهليّت كه پيش از ظهورشان است، نابود مىكنند، دقيقاً همانند پيامبر (ص) كه جاهليّت را نابود كرد. فضيل از اباعبدالله (ع) نقل كرده است كه ايشان فرمودند: «قائم ما زمانى كه قيام كند، با جهل و نادانى مردم روبهرو مىشود. جهل و نادانى بسيار شديدتر و سختتر از جهالت زمان پيامبر (ص)» عرض كردم: آن چگونه خواهد بود؟ فرمود: «پيامبر گرامى اسلام (ص) زمانى به پيامبرى برانگيخته شد كه مردم، سنگ، صخره، چوب و مجسّمههاى چوبى مىپرستيدند، قائم ما زمانى كه قيام مىكند، به سوى مردم مىرود، در حالى كه مردم كتاب خدا را تأويل مىكنند و با كتاب خداوند سعى در ردّ دعوت ايشان دارند، سپس فرمود: به خدا سوگند، عدالت ايشان، همچون گرما و سرما وارد خانههاى آنها مىشود.»[٢]
از اين روايت شريف، درمىيابيم كه جاهليّت دوم، سختتر و مصيبت بارتر از جاهليّت اوّل و خطرناكتر از آن است. مردم در زمان پيامبر (ص)، بتهاى چوبى را مىپرستيدند، امّا مردم در زمان ظهور، بتهاى بشرى مىپرستند، همان بتهايى كه به مقابله با امام مىپردازند و با كتاب خداوند و با تفسير (به رأى) آيات آن، سعى در محكوم كردن امام و باطل نشان دادن ايشان دارند.
محمّد بن مسلم روايت كرده، از ابوجعفر (ع) در مورد قائم (ع) سؤال كردم و عرض كردم، ايشان چه رفتار و سيرهاى در ميان مردم دارند؟ فرمود: «رفتار و سيره پيامبر را دارند و به روش ايشان كار مىكنند تا اينكه اسلام غالب و چيره و نمايان شود.» عرض كردم: سيره پيامبر (ص) چگونه بوده است؟ فرمود: «بر آنچه در جاهليّت مرسوم بوده، قلم بطلان كشيد و با مردم با عدالت برخورد و رفتار كرد و قائم (ع) نيز چنين مىكند.»[٣]
حقيقت اين است كه در روايت پيشين، نكته عجيبى آمده و آن اين است كه «تا اينكه اسلام غالب و ظاهر شود» و اين سخن بدين معناست كه اسلام پيش از ظهور امام مهدى (ع) تقريباً محو، كهنه و بىنشان مىشود. البتّه خوان نعمت الهى با خروج امام گسترده مىشود و پيامبر (ص) فرموده است: «در آخرالزّمان از اسلام چيزى جز نام آن باقى نمىماند و از قرآن چيزى، جز نوشتههاى آن.»[٤]
پىنوشتها:
[١]. (تاريخ المعرفه)
[٢]. الامالى، ج ٢، ص ٢٧٧.
[٣]. سوره احزاب (٣٣)، آيه ٣٣.
[٤]. بحارالانوار، ج ١٣، ص ١٩٤.
[٥]. اثبات الهداة، ج ٣، ص ٥٣٩.
[٦]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٦٢؛ الغيبة نعمانى، ص ٣٠٧.
[٧]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٥٢، ح ١٠٨.
[٨]. بيان الائمّه، ج ٢، ص ٤٤٥؛ بحارالانوار، ج ٥٢، ص ١٩٠.