ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و دوازده
١ ص
(٢)
فهرست
٢ ص
(٣)
زنجيرهاى نامرئى يهود
٤ ص
(٤)
حوادث قريب و ادعيه غريب
٨ ص
(٥)
اكتشافات علمى جديد، بيانگر نشانه هاى غيبى ظهور است
١٢ ص
(٦)
نغمه هاى كوى دوست
١٩ ص
(٧)
پروژه اى به نام 2012
٢٢ ص
(٨)
مقدّمات پروژه 2012
٢٣ ص
(٩)
زمينه سازى هاليوودى براى پروژه 2012
٢٣ ص
(١٠)
مستندسازى براى 2012
٢٤ ص
(١١)
بازار نشر و پروژه 2012
٢٥ ص
(١٢)
2012 و جريان فراماسونرى
٢٦ ص
(١٣)
امامت، عهد الهى
٢٧ ص
(١٤)
جفر على (ع)
٣٠ ص
(١٥)
چشم در راه
٣٣ ص
(١٦)
سجاياى اخلاقى امام عصر (عج)
٣٤ ص
(١٧)
دو هديه، دو نعمت
٣٦ ص
(١٨)
خرمشهر
٣٨ ص
(١٩)
مادر گل هاى عالَم
٣٨ ص
(٢٠)
آينه حُسن
٣٨ ص
(٢١)
به انگيزه سالروز ارتحال ملكوتى حضرت امام (ره) ادامه
٣٩ ص
(٢٢)
بى جمال تو
٣٩ ص
(٢٣)
نجابت قُم
٣٩ ص
(٢٤)
اگر درياقلى نبود
٤٠ ص
(٢٥)
حقّ بيمار
٤٤ ص
(٢٦)
توسعه طلبى انجيلى ايوانجليك ها و جهان اسلام
٤٦ ص
(٢٧)
نمك
٥٠ ص
(٢٨)
چرا كف دست مو ندارد!
٥٤ ص
(٢٩)
كيمياى كرامت
٥٦ ص
(٣٠)
پرسش شما، پاسخ موعود
٥٨ ص
(٣١)
مقام امام در آستان حلّه عراق
٦٠ ص
(٣٢)
مقام حلّه
٦٠ ص
(٣٣)
معناى لغوى حِلّه
٦٠ ص
(٣٤)
موقعيّت حلّه
٦١ ص
(٣٥)
حلّه، شهر نور
٦١ ص
(٣٦)
با خوانندگان
٦٤ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - حوادث قريب و ادعيه غريب

چنين است كه مثلًا، پذيرايى عمومى از ميهمان همين چاى و شيرينى و ميوه است، امّا ميزبان مى‌گويد، اگر ناهار هم طلب كرد، به او بدهيد. حال در سفره زمينى نيز، چه دشمن، چه دوست از نعمت‌هاى عمومى خداوند بهره‌مند مى‌شود، امّا خداوند اراده فرموده است كه، اگر كسى نيمه شبى دستى برآورد و دعايى كرد به او عطا مى‌نمايد. بنابراين خود دعا هم يكى از مقدّرات است.

\* يعنى اگر فرد نخواهد، به او عطا نمى‌شود؟ مثلًا در موضوع گفت‌وگوى ما، اگر از خداوند طلب امان و پناه از بلا نكند، بهره‌اى نمى‌گيرد؟

\* بله، در صورتى كه طلب كند، آن هم با شرايط ويژه استجابت دعا به درگاه خدا رود، چون خود دعا هم شرايطى دارد. حتّى در شرايطى برخى از اعمال ما دعا را حبس مى‌كند. در دعاى شريف كميل مى‌خوانيم: «اللهّم اغفرلى الذّنوب الّتى تحبس الدّعاء؛[١] خدايا گناهانى را كه من مرتكب شده‌ام و دعا را حبس مى‌كند، بيامرز.» از امام سجّاد (ع) پرسيدند: يابن رسول الله اينها چه گناهانى است كه موجب حبس دعا مى‌شود؟ فرمود: «اوّل كسى كه كينه برادر مسلمانش را در دل داشته باشد، دعايش مستجاب نمى‌شود» پس اوّل بايد برود دلش را پاك نمايد و بعد خدا را بخواند والّا با اين كيفيت هرچه خدا را بخواند، دعايش اصلًا بالا نمى‌رود و مستجاب نمى‌شود. در تعقيبات نماز ظهر هم مى‌خوانيم: «خدايا به تو پناه مى‌برم از دعايى كه شنيده نمى‌شود.»

امام سجّاد (ع) در ادامه فرمودند: «دوم، كسى كه با همسر بداخلاق و تندخو باشد، دعايش مستجاب نمى‌شود.» يا اينكه فرمودند: «كسى كه بد زبان است، دعايش مستجاب نمى‌شود.» اينها مواردى است كه مانع استجابت دعا مى‌شود.

البتّه چنانچه با رعايت همه شرايط دعا كرديم ولى مستجاب نشد، صلاح و منفعت بلند مدّت ما در آن بوده است.

در دعاى افتتاح مى‌خوانيم: «شايد آنچه از دست من بازداشته شده است [آن را به دست نياوردم‌] براى من بهتر [از آنچه كه طلب مى‌كردم‌] است زيرا تو سرانجام و پايان امور را مى‌دانى.»

اميرالمؤمنين (ع) در حسّاس‌ترين لحظات زندگيشان كه در حال ارتحال از اين دنيا بودند، چشم‌هاى مبارك خود را گشودند و به حسنين (ع) فرمودند: «شما دو نفر را و هر كس را كه وصيّتم به او برسد سفارش مى‌كنم كه ... امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد زيرا موجب مى‌شود افراد شرور بر شما مسلّط گردند، آنگاه خوبان شما هم كه دعا كنند، مستجاب نمى شود.»

\* بعضى اين طور مى‌گويند كه دعا در اين موارد چه ضرورتى دارد؟ اگر مقدّر باشد، مى‌ميريم و اگر نباشد، زنده مى‌مانيم؟ شما چه مى‌فرماييد؟

\* البتّه همه عالم سرنوشتى دارد و ما منكر آن سرنوشت نيستيم. حضرت على (ع) از كنار ديوار خميده‌اى كه احتمال مى‌رفت فرو بريزد، به كنارى رفتند، برخى از اصحاب عرض كردند: آيا از تقدير و سرنوشت فرار مى‌كنى؟ فرمودند: خير، از «قضا» ى خدا به «قَدَر» او پناه مى‌برم.

اين مطلب شرح و توضيح دارد كه فرصت مبسوطترى مى‌طلبد اجمالًا يعنى اينكه قضاى خدا اين است كه اين ديوار خميده در اين حالت فرو ريزد و كسى كه آنجا ايستاده در اثر اين كار بميرد و از اين قضا به قدر خدا پناه مى‌بريم كه اگر از زير ديوار به كنار رود زنده مى‌ماند. كه بحث قضا و قدر در تمام مراحل هستى جريان و حضور دارد. خداوند متعال مى‌فرمايد: «إِنَّاكُلَّ شَيْ‌ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ[٢]؛ ما ييم هر چيزى راى به اندازه آفريديم.»، «وَ إِنْ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ‌؛[٣] و هيچ چيز نيست مگر آنكه گنجينه‌هاى آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه‌اى معيّن فرو نمى‌فرستيم.»، يعنى همه عالم داراى سرنوشت و «قضايى» است و اين به معنى حكمى مسلّم است، ولى «قدر» به معنى اندازه آن حكم است. به عنوان مثال خداوند مى‌فرمايد: «وَقَضى‌ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ‌؛[٤] و پروردگار تو مقرّر كرد كه جز او را نپرستيد» اين قضا و حكم الهى است، امّا قدر آن چگونه است قدر آن حكم كلّى، مصاديق احكام؛ مانند: نماز، روزه، زكات، حج و ... است كه در آيات ديگر به تفصيل بيان شده است اين از جهت [احكام‌] تشريعى، از جهت تكوينى نيز به عنوان مثال، قضاى الهى آن است كه: «كُلُّنَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ\*،[٥] هر نفسى چشَنده [طعم‌] مرگ است.» امّا قدر و اندازه آن اين است كه هر كس روزى با يك حادثه‌اى از دنيا مى‌رود؛ يكى توسط سيل، ديگرى توسط زلزله، در بيمارى، در جنگ و .... اينها اندازه‌ها و قدر آن قضا (مردن) است. بنابراين قضا يعنى حكم اجتناب ناپذير و قدر، اندازه و مقدار و ميزان آن حكم است.

\* توسّلات به وجود مقدّس امام زمان (عج) چه جايگاهى دارد؟

\* وقتى ما به امام زمان (ع) متوسّل مى‌شويم، به عنوان مثال، براى سلامتى ايشان صدقه مى‌دهيم يا براى سلامتى وجود مباركشان دعا مى‌كنيم، يك وسيله و يك مقدّمه براى ايجاد ارتباط با آن حضرت (ع) است وگرنه امام على (ع) مى‌دانند چه بخورند، چه وقت بخورند و چقدر بخورند. بنابراين بيمارى براى حضرت (ع) مطرح نيست. اصلًا بقا و سلامتى وجود ما به بركت وجود آن‌