ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و دوازده
١ ص
(٢)
فهرست
٢ ص
(٣)
زنجيرهاى نامرئى يهود
٤ ص
(٤)
حوادث قريب و ادعيه غريب
٨ ص
(٥)
اكتشافات علمى جديد، بيانگر نشانه هاى غيبى ظهور است
١٢ ص
(٦)
نغمه هاى كوى دوست
١٩ ص
(٧)
پروژه اى به نام 2012
٢٢ ص
(٨)
مقدّمات پروژه 2012
٢٣ ص
(٩)
زمينه سازى هاليوودى براى پروژه 2012
٢٣ ص
(١٠)
مستندسازى براى 2012
٢٤ ص
(١١)
بازار نشر و پروژه 2012
٢٥ ص
(١٢)
2012 و جريان فراماسونرى
٢٦ ص
(١٣)
امامت، عهد الهى
٢٧ ص
(١٤)
جفر على (ع)
٣٠ ص
(١٥)
چشم در راه
٣٣ ص
(١٦)
سجاياى اخلاقى امام عصر (عج)
٣٤ ص
(١٧)
دو هديه، دو نعمت
٣٦ ص
(١٨)
خرمشهر
٣٨ ص
(١٩)
مادر گل هاى عالَم
٣٨ ص
(٢٠)
آينه حُسن
٣٨ ص
(٢١)
به انگيزه سالروز ارتحال ملكوتى حضرت امام (ره) ادامه
٣٩ ص
(٢٢)
بى جمال تو
٣٩ ص
(٢٣)
نجابت قُم
٣٩ ص
(٢٤)
اگر درياقلى نبود
٤٠ ص
(٢٥)
حقّ بيمار
٤٤ ص
(٢٦)
توسعه طلبى انجيلى ايوانجليك ها و جهان اسلام
٤٦ ص
(٢٧)
نمك
٥٠ ص
(٢٨)
چرا كف دست مو ندارد!
٥٤ ص
(٢٩)
كيمياى كرامت
٥٦ ص
(٣٠)
پرسش شما، پاسخ موعود
٥٨ ص
(٣١)
مقام امام در آستان حلّه عراق
٦٠ ص
(٣٢)
مقام حلّه
٦٠ ص
(٣٣)
معناى لغوى حِلّه
٦٠ ص
(٣٤)
موقعيّت حلّه
٦١ ص
(٣٥)
حلّه، شهر نور
٦١ ص
(٣٦)
با خوانندگان
٦٤ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - زنجيرهاى نامرئى يهود

فست‌فودها يا همان غذاهاى آماده و ....

اين زنجيره غذاى جسم مردم است، آميخته با چاشنى گزنده حرام و شبهه و ربا و ... كه بحث مستقلّى مى‌طلبد.

زنجيره دوم مربوط به خوراك جان مردم است. همان كه مجموعه‌اى از كمپانى‌هاى رؤياساز هاليوودى، خبرگزارى‌هاى جهانى، شبكه‌هاى ماهواره‌اى، اينترنت و دست آخر روزنامه‌ها و نشريّات زرد و كتب ترجمه و منتشر شده، آزاد از هر امر و نهى آنها را تدارك مى‌بينند.

چند سال قبل در سفرى كه به «فرانسه» داشتم، از نزديك ناظر عملكرد سازمانى بودم كه وظيفه‌اش كنترل كامل رسانه‌هاى شنيدارى و ديدارى فرانسه و پالايش برنامه‌هاى آنها از آثار آمريكايى بود. شبانه روز در اين سازمان بزرگ توسط كارشناسان خبره و دستگاه‌هاى مدرن، برنامه‌هاى كلّيه شبكه‌هاى شنيدارى و ديدارى كنترل مى‌شد تا مبادا كه آنان لحظه‌اى از قوانين و مقرّرات وضع شده درباره پخش آثار آمريكايى كه بسيار هم محدود كننده بود، عدول كنند. اين برنامه‌ها شامل موسيقى، فيلم، خبر و ... مى‌شد.

در حالى كه همه جهان از آثار غربى و اروپايى مى‌نالند، فرانسوى‌ها از آثار آمريكايى و هاليوودى مى‌نالند و با تمهيداتى دست به كنترل و تصفيه آنها مى‌زنند.

ساكنان كشورهاى شرقى و مسلمان، محصولات كمپانى‌هاى رؤياساز هاليوود و امثالهم را تنها وسيله سرگرمى و تفنّن مى‌شناسند، از همين رو تماشاى فيلم در ميان آنها تداعى كننده تخمه و ساندويچ بوده و همه اسباب بى‌خيالى، بى‌وضعى و انفعال. درست در همين اوقات بى‌وضعى، محصولات سينمايى، كتب داستانى، موسيقى و غيره كار خود را مى‌كنند.

همه تعاريف از بودن، زيستن و نحوه گذران حيات را جابه‌جا مى‌كنند و تمامى نمونه‌ها و نمادهاى دلخواه رؤياسازان را جايگزين مى‌سازند تا همه ساكنان زمين، آن چنان كه آنها مى‌خواهند و مطلوب خود و حافظ منافع مى‌شناسند، عمل كنند. بينديشند و در مسير تعيين شده، مشى كنند. در نقاط عطف مهم، همين آموزه‌هاى جاى‌گير شده در ناخودآگاه، كار خود را مى‌كند.

همه اهداف و خاستگاه صليب و صهيون را كه دستگاه‌هاى سياسى و نظامى دنبال مى‌كنند. بسترساز اجزاى كلّيه استراتژى‌هاى سياسى نظامى غرب و رسانه‌هاى غربى‌اند. اين اسباب به ظاهر فرهنگى، همه مستضعفان را براى راحت‌تر خورده شدن و با پاى خويش به دام فرو غلطيدن را مهيّا مى‌سازند.

كمتر كسى از جايگاه، اهمّيت و نقش تعيين كننده «فرهنگ» و فعّاليت‌هاى فرهنگى آگاهى كامل دارد. مديران اجرايى، محصولات فرهنگى را به مثابه فرهنگ مى‌گيرند. از اين رو سخت بسته صورت محصولاتند. به همين دليل هماره در انديشه وارد ساختن اين محصولات به قيمت ارزان از فروشگاه بزرگ غربى‌اند.

گاه ديگر در وقت تصميم‌سازى نيز، همه همّت خود را مصروف كپى‌بردارى محصولات چند رسانه‌اى غربى در صورت و محتوا مى‌سازند.

گاهى نيز اين عمل نابخردانه را با اين توجيه همراه مى‌كنند كه، چون مردم از موسيقى و آثار لوس‌آنجلسى استقبال مى‌كنند و از بازار آزاد كالاى مورد نيازشان را مى‌خرند، خود با توليد مشابه اين آثار بازار و ذهن مردم را تحت كنترل مى‌گيريم. از همين جا «موسيقى مشابه، خوانندگان مشابه و فيلم‌هاى مشابه» فراوان داريم. همگى با پروانه و آرم و نشان اسلامى توليد مى‌شوند و از آنجا كه اين آثار بسيار بد و كليشه‌اى ساخته مى‌شوند، باعث مضحكه و خنده نيز مى‌شوند. در جايى يا اثرى با خبر شدم كه «شجاع الدّين شفا» فراماسونر و سرسپرده دستگاه ماسونى پهلوى گفته بود كه ما مأموران خود را چنان پرورده و در دستگاه كاشته‌ايم كه خلاصى از دست ما و اهداف ما به اين سادگى ممكن نيست. سخنى با اين مضمون نقل شده بود. درست يا غلط بودن اين نقل قول مهم نيست. مهم آن است كه بسيارى از محصولات فرهنگى ما، ردّ و نشان اين مأموران دانسته يا ندانسته را برملا مى‌سازند.

انتشار عناوين بى‌شمارى از كتب ضالّه و مضلّه فرق و نحله‌ها، رمان‌ها و داستان‌ها و ... را كه قفسه‌هاى كتابفروشى را مملوّ ساخته‌اند از كجا و چگونه سر بر آورده‌اند. انتشار آثارى شناخته شده از نويسندگانى چون «دون براون» كه توسط چندين ناشر به طور هم زمان ترجمه و منتشر مى‌شود، حاصل يك اتّفاق ساده است؟

ترجمه و دوبله آخرين آثار روز سينمايى هاليوود كه جملگى با جهت‌گيرى خاصّ فرهنگى و حتّى سياسى- اجتماعى عليه مستضعفان ساخته شده‌اند را بايد بر عنوان يك سوءتفاهم شناخت؟