ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - پرسش شما، پاسخ موعود
پرسش شما، پاسخ موعود
يكى از خوانندگان گرامى مجله اين پرسش را مطرح كردهاند كه، حضور حضرت حجّت (ع) چه سودى براى جهان هستى دارد؟ ايشان كه غايبند و حكومتى هم كه تشكيل ندادهاند؛ درست است كه در آينده، حكومت تشكيل مىدهند، امّا در حال حاضر فايده ايشان در جهان هستى چيست؟ پرسش ايشان را بر اساس بيانات آيت الله جوادى آملى پاسخ مىدهيم.
براى پاسخ به اين پرسش ذكر چند مطلب ضرورت دارد:
١. انسان، طبق فرموده قرآن كريم به سوى خداى سبحان در حركت است و پايان سفرش ملاقات با خداست: «ياأَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ؛[١] اى انسان حقّاً كه تو به سوى پروردگار خود به سختى در تلاشى و او را ملاقات خواهى كرد.»
بشر براى رسيدن به اين هدف، به دو محور اصلى مُلكى (ظاهرى) و ملكوتى (باطنى) نياز دارد. انسان در محور مُلكى و ظاهرى به رهبرى نيازمند است كه همان موضوع امامت، يعنى اداره جامعه و كشوردارى و رهبرى نظام است. محور دوم كه بسيار مهمتر از اوّلى است و تكيهگاه آن به شمار مىرود، رهبرى باطنى و ملكوتى است. اين سير، سيرى عمودى و طولى است كه صيرورت نيز خوانده مىشود؛ يعنى انسان در درون خود سفرى با مراتب و منازل متعدّد دارد و براى پيمودن اين منازل، نيازمند رهبرى انكارناپذير است. سير يعنى حركتى (ظاهرى) كه در همه اجرام زمينى و آسمانى وجود دارد؛ امّا صيرورت؛ يعنى تحوّل و شدن و از نوعى به نوعى ديگر و از منزلتى به منزلت ديگر؛ يعنى تكامل يافتن.
يك خودرو كه شتابان در بزرگراه پيش مىرود و ميوهاى كه مرحلههاى گوناگون را پشت سر مىگذارد، هر دو حركت دارند، امّا اوّلى به نحو سير است و دومى به نحو صيرورت؛ يعنى ميوه از خاك حركت كرده، به مرحله شكوفه رسيده و پس از آن به ميوه خام و پخته تبديل شده است. اين شدن را كه حركتى درونى است، صيرورت مىنامند. انسانها نيز بدون استثنا، در تحوّل درونى و صيرورتى به سر مىبرند كه نهايت آن لقاى حق، تبارك و تعالى است.
٢. وقتى معلوم شد انسان در صيرورت است و به سوى خدا حركت مىكند، ناگزير بايد حركت دهندهاى داشته باشد؛ زيرا در هر حركتى وجود متحرّك، محرّك، مسير، ابتدا و انتها (هدف) ضرورت دارد و مهمتر از همه، وجود رهبرى است كه متحرّك را به هدف نهايى هدايت كند.
٣. افزون بر امور عادّى و مادّى انسان (زندگى روزمره) تمام اعمال عبادى و باطنى انسان نيز به رهبر نياز دارد؛ يعنى همانگونه كه