ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - زنجيرهاى نامرئى يهود
پوشيده نيست كه امام منتظَر براى مردم منتظِر و همراه با اهل انتظار، به اذن الله مراتب و مراحل ظهور تا تأسيس دولت كريمه را پيش مىبرند. مردمى كه مستعدّ استماع كلام امام خود و اجراى فرمان ايشان هستند.
بىترديد عموم شيعيان در ماجراى جان گداز عاشورا خوانده يا از قول سخنرانان شنيدهاند، كه امام حسين (ع) در دومين سخنرانى خود در روز عاشورا مردم را مخاطب خود ساخته و پرده از راز شگفتى برداشتند. آن راز، راز مُهر شدن قلبهاى مردم و از دست دادن استعداد شنيدن و پذيرش كلام امام زمان و حاضر در ميدان بود. كلام كوبنده امام با عبارت «ويلكم ما عليكم؛ واى بر شما» آغاز مىشود.
در اين باره خوارزمى مىگويد: دومين سخنرانى امام (ع) در روز عاشورا بدين صورت بود:
پس از آنكه هر دو سپاه كاملًا آماده گرديد و پرچمهاى لشكر عمر سعد برافراشته شد و صداى طبل و شيپورشان طنين افكند و سپاه دشمن از هر طرف خيمههاى حسين بن على (ع) را احاطه كردند و مانند حلقه انگشترى در ميان خود گرفتند، آن حضرت از ميان لشكر خويش بيرون آمد و در برابر صفوف دشمن قرار گرفت و از آنان خواست تا سكوت كنند و به سخنان وى گوش فرا دهند، ولى آنان همچنان سر و صدا و هلهله مىكردند كه حسين بن على (ع) با اين جملات به آرامش و سكوت دعوتشان كرد و فرمود:
«ويلكم ما عليكم أن تنصتوا الى فستمعوا قولى ...؛
واى بر شما! چرا گوش فرا نمىدهيد تا گفتارم را بشنويد كه هر كس از من پيروى كند، خوشبخت و سعادتمند است و هر كس عصيان و مخالفت ورزد از هلاكشدگان است و همه شما سركش هستيد و با دستور من مخالفت مىكنيد و به گفتارم گوش فرا نمىدهيد. آرى؛ در اثر هداياى حرامى كه به دست شما رسيده و در اثر غذاهاى حرام و لقمههاى نامشروعى كه شكمهاى شما از آنها انباشته شده، خدا اين چنين بر دلهاى شما مهر زده است! واى بر شما چرا ساكت نمىشويد!»[١]
دشمنان حق، به خوبى دريافته بودند، سادهترين طريق دور ساختن مردم از امام و قفل ساختن دلها و گوشهايشان از شنيدن حق و تأثير پذيرفتن از آن، آلوده ساختن غذاى آنهاست. شايد تأكيد كلام وحى كه فرموده است: «فَلْيَنْظُرِالْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ؛ پس انسان به غذايى كه مىخورد نظر كند.»[٢] ناظر بر همين معنا باشد.
آنچه كه به خورد جسم و جان خلق عالم داده مىشود، سرنوشت آنان را هم رقم مىزند، به عبارت ديگر اين تأمين كننده خوراك جسم و جان مردم است كه سرنوشت آنها را معلوم مىسازد. بگرديد تا دريابيد سرنوشت مردم و حتّى زمينهسازى يا سدسازى در مقابل حادثه شريف ظهور را چه كسى يا چه كسانى تعيين مىكنند. اين خوراك تنها «غذاى جسم» را شامل نمىشود. خوراك جان كه همان علم و معرفت است، مهمتر است.
رسول خدا (ص) در تقسيم علم فرمودند:
«العلم علمان، علم الأبدان و علم الأديان؛ علم دو گونه يا دو دسته است، علم بدنها و علم اديان.»؛ [٣] يعنى آنچه كه مربوط به جسم مىشود و ديگرى آنچه مربوط به جان مىشود. «خوراك جسم و جان» مردم را بايد دريافت.
در حديث ديگرى مىفرمايند: «العلم اكثر من أن يحصى فخذ من كلّ شىء أحسنه؛[٤] علوم بيشتر و گستردهتر از اين است كه احصاء شود، پس وظيفه شماست كه از هر چيزى دنبال بهترين آن باشيد.»
گمان مىكنيد آنچه كه يهود و تابعان و ياران دانسته و ندانسته يهود در انبان جسم و جان مردم و مستضعفان سراسر جهان ريختهاند و همچنان نيز مىريزند، دلى و گوشى براى كسى باقى گذاشته كه در هنگامه خوف و خطر مثل روز سخت عاشورا، مستمع كلام امام زمان (ع) باشد؟ همراهى و رزم در ميدان پيشكش!
در هنگام شادى و برخوردارى و امنيّت، همه خلق عالم شجاع و سخى و عفيف مىنمايند.
اگر كسى يا كسانى قصد گفتوگوى مهدوى و انتظار دارند، لاجرم بايد همه همّت خود را صرف تطهير جسم و جان مردم از غذاى آلوده كنند، تا گوشها و دلها آزاد و رها شود و مستعدّ شنيدن دعوت امام و اعلام لبّيك به ايشان.
در عصر ما، دو صنعت بزرگ «خوراكسازى» براى جسم و جان مردم را يهوديان در اختيار گرفتهاند و با كنترل كامل به آن جهت مىدهند.
اگر چيزى هم از دست آنها خارج مانده، عوامل بىجيره و مواجب منفعل آنها در كشورهاى مستضعفنشين، آنها را در مسير و راستاى خواست يهود قرار مىدهند.
از دستكارى ژنتيكى دانهها و موادّ غذايى كه به صورت جدّى و سازمان يافته انجام مىشود، بگيريد تا حلقههاى آخر آن يعنى