دجال بصره

دجال بصره - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٨٦

مثلا اگر كسى در خواب ديد كه ادعاى احمد دجال باطل است و او دروغ‌گوست ، بايد اين را هم بپذيريد و اگر در خواب ديد كه امام شما دجال است و بايد او را كشت ، بايد بپذيريد و او را در كشتن امامتان يارى كنيد !

اما آنان ميگويند : اين غيرممكن است ، چون خواب از جانب خداوند است و هميشه به نفع ماست .

به آنان ميگوييم : قبول ، ده نفر را بياوريد و ذكرتان را به آنان ياد دهيد تا در طول روز تكرار كنند و شب خواب ببينند ، برخى در خواب ميبينند كه ادعاى امام شما حق است ، اما اگر كسى از آن‌ها در خواب ديد كه احمد ، دجال است و او را بايد كشت ، چطور ؟ پس بايد خواب او را هم قبول كنيد !

ميگويند : نه قبول نميكنيم ، ما فقط خوابى را قبول داريم كه با ادعاى ما سازگار باشد ، غير آن را نميپذيريم !

و با اين حرف ، حرف قبلى خودشان را نقض ميكنند ، چون خودشان اول گفتند كه تمام خواب‌ها حق و حجت هستند !

پس اين استدلالشان هم مانند بقيه استدلالهايشان ، باطل و بي‌اساس است .

از دوست عزيزم ، دانشمند بزرگوار ، آقاى سيد محمدرضا شرف‌الدين ، نوه حضرت آيت‌الله سيد عبدالحسين شرف‌الدين ، خواستم كه براى احتجاج عليه اين دجال‌ها ، چيزى برايم بنويسد . او هم اين‌چنين نوشت :

خداوند متعال فرموده است : ( أَ فَمَنْ يَمْشى مُكِبًّا عَلى وَجْهِهِ أَهْدى أَمَّنْ يَمْشى سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقيم ( ؛ آيا كسى كه به رو افتاده [ واژگون ] حركت مي‌كند به هدايت نزديك‌تر است يا كسى كه راست قامت در صراط مستقيم گام برمي‌دارد ؟ ( ١ ) ( ١ ) - مُلك / ٢٢ .

هنگامى كه ماه مبارك رمضان براى انجام وظيفه شرعى خود ، در حرم مطهر حضرت زينب ( بودم . برخى از طلابى كه فريفته حيلههاى احمد حسن بصرى ( وارث شلمغانى گمراه ) شده بودند ، نزد من آمدند و از من خواستند كه با آنان صحبت