دجال بصره - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٢٩
را ذليل كرده و آنان را به اين فتنه بزرگ فراخواندهاند ، بدون هيچ دليل شرعى از قرآن يا عترت !
اين فقيهانِ شما هستند كه بار ديگر شما را به پرتگاهى جديد فراخواندهاند ؛ پرتگاه قانون اساسياى كه با دستانى نوشته شده كه هيچ بهرهاى از دين و آخرت ندارند . گويا اكنون ميخواهند پس از توهين انتخابات ، يكبار ديگر به امام حجت توهين كنند . اينان با قانون اساسى ميخواهند شما را از قرآن دور كنند ، همانگونه با انتخاب كردن يك عده در مجلس ، شما را از امام دور كردند .
نقد و بررسى
اين بيانيه به حدى عجيب است كه گويا همه آن را يك وهابى براى او نگاشته است ؛ چون هر شيعهاى ميداند ماجراى خلافت با ماجراى انتخابات ( در عراق و . . . ) كاملا متفاوت است .
دليل مخالفت ما با ماجراى خلافت به خاطر تأكيد صريح و آشكار پيامبر ( ٦ ) [ دراينباره ] است .
ما پس از پيامبر ( ٦ ) به خلافت اميرالمؤمنين ( ٧ ) معتقد هستيم ؛ چون دستور پيامبر ( ٦ ) وجود داشت ؛ اما جايى كه دستورى از معصوم نرسيده باشد ، حق انتخاب داريم .
انتخابات چه ربطى به خلافت ابوبكر دارد ؟ خلافتِ بدون مشورتى كه فقط با بيعت چند نفر صورت گرفت ، آنهم درحاليكه هنوز جنازه پيامبر ( ٦ ) روى زمين بود !
بيعت گرفتن با زور و شمشير در كوچههاى مدينه ، چه ارتباطى با انتخابات دارد ؟ !
براى خلافت عمر چه انتخاباتى صورت گرفت ؟ مگر خلافت عمر به دستور و وصيت ابوبكر نبود ؟ !