دجال بصره - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٦٩
پانصد نيروى مسلح با حقوق
او توانست حدود پانصد نفر از يارانش را مسلح كرده و دو مركز در بصره و ناصريه تأسيس كند . همچنين چند مركز كوچك ديگر در بقيه استانهاى عراق داير كرد .
او پسازآنكه نيروهايش را آموزش داد و ( به خيال خود ) آمادگى لازم را پيدا كرد ، اعلام نمود كه ساعت صفر [ لحظه موعود ] در روز عاشورا خواهد بود ؛ همان زمانى كه دستهها و هيئتهاى عزاداري ، خيابانها را پر كرده بودند . اينان خارج شدند تا بصره و ناصريه را از دست طاغوت آزاد كرده و دولت عدل را در آنها برپا كنند و سپس دولت خود را ازآنجا ، به تمام دنيا گسترش دهند !
در همان لحظات بود كه يكباره ميان هيئتهاى عزادارى فرياد سر دادند مهدى ظهور كرد ! مهدى ظهور كرد ! برخى از مردم نيز از آنان سؤال ميكردند كه مهدى كجاست ؟ ! و آنان فقط فرياد ميزدند : مهدى ظهور كرد ! مهدى ظهور كرد ! سپس شروع به تيراندازى كرده و با پليس بصره درگير شدند و درگيرى آنها تا ناصريه هم كشيده شد . اين درگيريها حدود يك هفته به طول انجاميد و در نهايت حدود صد نفر از آنان كشته و صدها نفر ديگر دستگير شدند . دجالِ فرستاده مهدى هم فرار كرد و مخفى شد !
جالب اينجاست كه نيروهاى آمريكايى به دولت عراق اعتراض كردند كه چرا با اين شدت با گروهك احمد دجال برخورد كرده است !
عبدالجليل ، جانشين فرمانده پليس بصره ، در گفتگو با سايت العربيه دات نت ، درباره شخصيت احمد حسن و گروهك او ميگويد :
وى در رشته مهندسى شهرى تحصيل كرده و پسازآن براى جذب