دجال بصره - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٤٠
بيارزش و خندهدار هستند . [ به استدلالهاى پوچ او توجه كنيد ] :
١ . او فرد موثقى است پس بايد سخنش را قبول كرد !
- آيا اگر فرد موثقى ادعاى امامت يا نبوت كرد ، بايد سخن او را پذيرفت ؟
٢ . او از علومى بهره دارد كه ديگران از آنها بيبهرهاند !
- اما ما چيزى از او نديدهايم !
٣ . علما به نامههاى او جواب ندادهاند . او از آنان خواسته كه در تكذيبش فتوايى صادر كنند اما اين كار راه نكردهاند . آنان را به مباهله دعوت كرده اما نيامدهاند . او حاضر است قسم بخورد اما آنان هيچ پاسخى ندادهاند .
- دروغ ميگويد ! چون در تنومه با شيخ عبدالحسين حلفى قرار مباهله گذاشتند و خود او بود كه وعدهاش را زير پا گذاشت و در مباهله حاضر نشد . سپس به همراه وكيلش صالح الصافي ، كتبا توافق كرديم كه در شهر بصره جلوى دوربينها باهم مباهله كنند و بازهم حاضر نشدند !
همانگونه كه در آوردن معجزه نيز دروغ گفتند . وكيلش به من گفت : چه معجزهاى ميخواهي ؟ از او خواستم كه به امام دجالش بگويد كه از خدا بخواهد شارون بميرد ، او نيز با دجال تماس گرفت و گفت فردا به شما جواب ميدهيم . فرداى آن روز آمد و گفت : امام مهدى اجازه اين كار را نداد !
٤ - يكى ديگر از تحريفهاى او ، در حساب كردن جملههاست ؛ [ به اين صورت كه براى هر حرفي ، عدد متناظر با آن را در جدول درج ميكند و با اين كار ، نتيجه دلخواه خود را استخراج ميكند ! ] آنچنانكه براى ستاره اسرائيل ، جدول حساب تراشيد ! اينها همه خيالهايى باطل و بيارزش است كه در شرع هيچ اعتبارى ندارد .
بطلان استدلالش به روايت وصيت پيامبر
احمد دجال و يارانش ، پيوسته هياهو به راه انداختهاند كه روايت وصيت پيامبر ، نص بر امامت احمد اسماعيل است !