دجال بصره - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٠
شهيد صدر و هم پس از شهادتش با او دشمن بودند و از چيزهايى كه شهيد صدر درباره آن عالمان گفته بود ، يا آن عالمان درباره شهيد صدر ميگفتند ، چشمپوشى كردند .
او درباره جريان صدر ميگويد :
اينان نام شهيد صدر را فقط براى اهداف خود به كار بردهاند ؛ براى جمع كردن حقوق شرعى همچون خمس و زكات تا بهعنوان جانشين شرعى شهيد صدر اين اموال را به دست آورند . . . درحاليكه شهيد صدر از اينان بيزار است .
. . . شيخ يعقوبى و همه كسانى كه مردم را گمراه كرده و آنان را از حق دور ميكنند ، تقوا داشته باشند و از عذاب الهى در دنيا و آخرت بترسند . . . همانا سيد احمد حسن ، وصى و فرستاده امام مهدى است . با سخنانش مردم را به پيروى از قرآن امر مىكند اما يعقوبى و همانندهايش ، مردم را به پيروى از هواى نفس و راى شخصى خود ، فرمان ميدهند .
. . . اى حائري ! دليل اين جنگ عليه امام مهدى چيست ؟ چرا بدون علم و بدون دليل ، وصى و فرستاده امام مهدى را تكذيب ميكني ؟
( بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْويلُهُ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمينَ ( ؛ بلكه چيزى را تكذيب كردند كه آگاهى از آن نداشتند و هنوز واقعيتش بر آنان روشن نشده است ، پيشينيان آنها نيز همينگونه تكذيب كردند پس بنگر عاقبت كار ظالمان چگونه بود ! ( ١ ) ( ١ ) - يونس / ٣٩ .
ياوران امام مهدى تو را به مناظره علمى و علنى درملأعام دعوت ميكنند ؛ در هر مكانى كه تو مشخص كني ! چون ما ميدانيم كه تو ميترسى وارد عراق شوى وميدانيم كه سيد صدر در كتاب السفير الخامس تو را اينگونه خوانده است : « ترسوى ترسو ! »