دجال بصره - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٠١
در اوست ! غير از او افراد ديگرى نيز بودند كه خود را به حوزه نجف منسوب ميكردند و همچون او ، خوى خشونت و درندگى داشتند . آنان نيز جنايتهاى بسيارى مرتكب شده و بسيارى از علما را به شهادت رساندند .
٣ . ميگويد : « دو روز مانده به پايان ماه رمضان همين سال ١٤٢٤ ، امام مهدى به من فرمان داد تا بنا بر دستوراتى كه از جانب خود امام صادر مىشود ، دعوتم را به تمام جهانيان برسانم و در سومين روز از شوال ، امام مهدى به من دستور داد كه عليه ظالمان قيام كرده و بهسرعت گروهى تشكيل دهم . من نيز مردم را براى يارى حق و اهل آن و تلاش براى برپا كردن حق و برافراشتن كلمه لا إله الّا الله ، فراخواندم . . . آيا كسى هست كه دين خدا را يارى كند ؟ آيا كسى هست كه قرآن يارى كند ؟ آيا كسى هست كه ولى خدا را يارى كند ؟ »
او خيال مىكند كه مامور مبارزه با ظالمين است و بايد از نجف شروع كند ! و بر مردم واجب است كه او را يارى كنند تا او بر زمين و زمينيان حكومت كند ! اساس حركت و حماقت او همين است . . . !
٤ . ميگويد : « و من از علماى دين هيچ انتظارى ندارم ، چگونه انتظار يارى از آنان داشته باشم و حالآنكه امام صادق بارها تأكيد كرده كه بسيارى از آنان با دست و زبان با امام ميجنگند تا اينكه دولت امام برقرار شود و امام هفتاد نفر از بزرگان و سه هزار نفر از كوچكان آنان را خواهد كشت ! چگونه از آنان انتظار يارى داشته باشم درحاليكه امام صادق ميگويد : خداوند اين امر را بهوسيله كسانى يارى ميكند كه هيچ نصيبى [ در دنيا ] ندارند و هنگاميكه امر ما فرارسد ، آنانى كه امروزه بتپرست هستند از آن خارج خواهند شد » ( ١ ) ( ١ ) - در كتاب الغيبة شيخ طوسي ، ص ٤٥٠ ، حديثى شبيه اين مضمون ذكر شده است اما تفاوتهايى اساسى با حديث موردادعاى احمد دجال دارد . اصل حديث چنين است : لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ هَذَا الْأَمْرَ بِمَنْ لَا خَلَاقَ لَهُ وَ لَوْ قَدْ جَاءَ أَمْرُنَا لَقَدْ خَرَجَ مِنْهُ مَنْ هُوَ الْيَوْمَ مُقِيمٌ عَلَى عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ . خداوند دينش را به وسيله كسانى يارى خواهد كرد كه نصيبى در دين ندارند ، و زمانى كه هنگام ظهور فرا رسد بسيارى از كسانى كه امروزه بت ميپرستند از دين خارج خواهند شد . [ ترجمه اين روايت بسيار مورد اختلاف است و ترجمه هاى مختلفى براى آن گفته شده ؛ آنچه در اينجا نوشته شد ، ترجمه مورد تاييد خود استاد كورانى است ] . .