دجال بصره - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٦٠
در پايان به او گفتم : اى شيخ حيدر ! در آنچه گفتم دقت كن ! من از گرفتن نامه تو معذورم ! اگر يكبار ديگر امام زمان ( ٧ ) را ديدى و ايشان از تو خواستند كه نامهاى به من برساني ، به ايشان بگو : فلانى نامههاى شما را نميپذيرد مگر اينكه معجزهاى ببيند ، معجزهاى شاهد بر راستگويى من و راستى نامه شما !
حيدر فورا جواب داد : چه معجزهاى ميخواهي ؟
گفتم : همان معجزهاى كه پدر شيخ صدوق از حلاج خواست ! ريشهاى مرا كه سفيد شده به رنگ اوليه زمان جوانى برگرداند !
حيدر ساكت شد ، سپس گفت : خب ، آيا قبول ميكنى كه شب خوابى ببيني ؟
گفتم : هرگز ! حتى اگر بيست خواب هم ببينم قبول نميكنم . مگر ميتوان دين را از راه خواب گرفت ؟ اى شيخ حيدر ! دين خداوند متعال ، بزرگتر از آن است كه از راه خواب گرفته شود ! دين نياز به برهانى منطقى دارد كه عقل آن را بپذيرد و يا معجزهاى كه انسان را وادار به قبول كند .
امام كاظم ( ٧ ) ميفرمايند : خداوند دو حجت بر مردم دارد ، يك حجت نمايان و يك حجت پنهان ؛ حجت نمايان همان پيامبران و امامان هستند و حجت پنهان همان عقل است .
حيدر دقايقى سكوت كرد ، سپس خداحافظى كرد و رفت . . . !
قطعا شيخ حيدر ، شريكش احمد دجال را از ديدار و دعوايش با من آگاه كرده بود . احمد دجال نيز پسازاينكه ادعاى يمانى بودن را از حيدر خريد ، تلاشهايى كرد كه من را هم با خود همراه كند ! او نامهاى براى من نوشت و در آن از من خواسته بود كه به او ايمان بياورم ! نامهاى هم براى حضرت آيتالله خامنهاى ( حفظه الله ) نوشته و از ايشان خواسته بود كه رهبرى ايران را به او بدهد ؛ چراكه او فرستاده امام زمان بهسوى جهانيان است !
آنان ميخواستند من اين نامه را به ايشان برسانم كه من از گرفتن نامه خوددارى كردم .
در آن ديدار ، فرستاده احمد دجال به من گفت : تو نزد عموم مردم ، شخص