دجال بصره

دجال بصره - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٩٢

بر طرف شود و به‌وسيله او حق آشكار شود و اموال را ميان مردم به‌طور مساوى تقسيم نمايد ، آنگاه شمشير در غلاف كند و ديگر خون كسى را نريزد .

پس‌ازآن مردم در شادى و سرور زندگى كنند ؛ و با آب پاكى و عدالتش چشمه زندگانى [ روزگار ] را از ناپاكي‌ها بشويد و حق را به اهل زمين برگرداند و مهمانى و سفره انداختن را در ميان مردم افزون گرداند و با عدل خود گمراهيها را از ميان ببرد ، گوئى غبارى بود كه از بين رفت ، پس زمين را پر از عدل و داد كند . ( ١ ) ( ١ ) - بحار الانوار ، ج ٥١ ، صص ١٦٢ و ١٦٣ .

آنچه از مجموع روايات به دست ميآيد اين است كه سيف بن ذى يزن ( پادشاه يمن ) و جناب عبدالمطلب ( ٧ ) ، مي‌دانستند كه ظهور پيامبر اسلام نزديك است و حتى جناب عبدالمطلب ( ٧ ) ، ظهور مهدى ( ٧ ) از نسل خود را هم بشارت داده بود .

همچنين به دست ميآيد كه سطيح ، پيشگويى برجسته بوده كه پيشگوييهايش معمولا درست بوده است .

اما اين روايت ، علاوه بر ضعيف بودن سندش ، در متن هم مشكوك است و مطالبى از احاديث پيامبر ( ٦ ) و ائمه ( دارد كه نشان ميدهد اين روايت پس از اسلام ، جعل و به سطيح كاهن نسبت داده شده است .

و ديديم كه احمد دجال گمراه ، چگونه از اين روايت ، آن‌هم با دستبرد ، براى فراخواندن به بدعتش استفاده كرد .

جالب اينجاست كه نماينده او اصرار داشت در كتاب بشارة الاسلام ، كلمه « النبي » وجود ندارد !

من هم به او پاسخ دادم كه كتاب بشارة الاسلام يك كتاب جديد است و اگر كلمه « النبي » در عبارت آن وجود ندارد ، معنايش اين است كه در تايپ و چاپ اشتباه شده است . آيا شما براى اثبات امامتان به يك غلط چاپى استناد مي‌كنيد ؟ !

١٢ - استفاده از ستاره اسرائيل !

آنان در تمامى مراكز و كتابهايشان از نشانه ستاره اسرائيل استفاده مي‌كردند !