دجال بصره - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٨٣
است كه با همه دشمن هستند و سينهشان در آتش كينه مراجع و علماى نجف ميسوزد ! به همين خاطر با بدترين نامها و القاب آنان را ياد ميكنند و حتى خون آنان را نيز
مباح ميدانند ! چون معتقدند كه مراجع و علما ، بزرگترين سد در برابر دعوت احمد دجال هستند .
او حتى در برخورد با ادبيات و معانى كلمات نيز ، با روش خشونت و استبداد برخورد ميكند و آيات را با تفسيرهاى محالى كه خودش ميخواهد ، تفسير مىكند !
اينان درواقع باقيماندهاى از خوارج ، در روزگاران ما هستند و اساس سرشتشان ، با قاتلان و تكفيريها يكى است و تفاوتشان فقط در ابزارها و روشهاست . برخى با حيله مهدويت و يمانى بودن و برخى ديگر با حيله توحيد و دفاع از اصحاب پيامبر ، به قتل و تكفير مسلمانان پرداختهاند . خداوند مسلمين را از شر اينان در امان بدارد .
٩ - حيله استدلال به استخاره
يكى از ياران او ، درحاليكه اصرار داشت مرا به ايمان آوردن به او وادار كند ، به من گفت : آيا به قرآن ايمان نداري ؟
گفتم : بله ! دارم .
گفت : پس خير را از خداوند بخواه و قرآن را بازكن ، آنگاه به آيه نگاه كن ، اگر آيه خوب بود از او پيروى كن ، اگر هم بد بود كه هيچ !
پيش از آنكه من جوابش را بدهم ، يكى از دوستان فرهيخته كه در مجلس ما حاضر بود به او گفت : تو ازدواج كردهاي ؟
گفت : بله ! گفت : اين دوستت چطور ؟ او هم ازدواج كرده است ؟ گفت : نه !
دوست فرهيخته ما برخاست و قرآن را به او داد و گفت : اين قرآن است ! استخاره كن كه اگر خوب آمد ، همسرت را طلاق داده و او را به اين دوستت بده !
آن دو نفر ، نفس در سينهشان حبس شد !
دوست ما گفت : مگر به قرآن ايمان نداري ؟ زود باش استخاره كن . . . ! تو براى