دجال بصره - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٥٣
شاهدانى داريم كه اين را با چشم خود ديدهاند و حاضرند بر آن قسم بخورند ؛ چون خود در آن زمان از ياران حيدر مشتت بودهاند و بعدازآنكه دروغگو بودن حيدر برايشان اثبات شده ، او را ترك كرده و اكنون از ياران سيد احمد حسن هستند .
در همان زمان بود كه خبرهايى به پليس عراق و نيروهاى آمريكايى رسيد مبنى بر اينكه در اين مكان ، مقدار زيادى اسلحه و افراد تروريست وجود دارند . سپس جنگندههاى آمريكايى به حيدر و يارانش حمله كرده و مكان آنان را به آتش كشيدند . آنان نيز پا به فرار گذاشته و نزد مردم ، بيآبرو شدند ؛ تا جايى كه مردم ، آنان را لعن ميكردند ! خداوند شر آنان را از سر مردم كم كرد .
در حديثى قدسى آمده است : « ستمگر شمشير من است ، هم بهوسيله او انتقام ميگيرم و هم از خودش انتقام ميكشم . »
پسازآنكه آبروى شيخ حيدر رفت و آرزويش براى جمع كردن مردم نيز به بادرفت ، به يارانش دستور داد كه به ايران هجرت كنند و به آنان گفت بهمحض اينكه وارد ايران شوند ، مقتدى صدر و تمام اهالى عراق كشته خواهند شد و شما در ايران گروهى تشكيل ميدهيد و عراق را فتح خواهيد كرد !
اما تمام اين پيشگوييها دروغ از آب درآمد و دقيقا برعكس آن اتفاق افتاد ؛ چون بهمحض ورود به ايران ، نيروهاى امنيتى ايران آنان را دستگير كرده و آنان را به همراه خود شيخ حيدر زندانى كردند و آنگونه كه براى ما نقل شده ، زنان و كودكانشان ، در ايران از زبالهدانها تغذيه ميكردند !
آنان چند ماهى را در زندانهاى ايران بودند تا اينكه در دادگاه ايران اعتراف كردند ما گروهى باطل هستيم و شيخ حيدر ، يمانى نبوده و دروغگوست و ازاينپس چنين كارى را تكرار نميكنيم و از شيخ حيدر نيز بيزاريم . . . .