دجال بصره - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٥٩
البته عدهاى هم با تسبيح استخاره ميكنند ؛ اين گونه كه ابتدا دعا كرده و سپس مشتى از تسبيح را برميگيريم و دوتادوتا از آن كم ميكنيم ، اگر يكى باقى ماند ، خوب است و انجام ميدهيم و اگر دوتا باقى ماند ، بد است و نبايد انجام داد .
مردم معمولا نزد عالمى كه به او اعتماد دارند ، استخاره ميگيرند . البته برخى هم در استخاره گرفتن افراط كرده و براى هر كارى استخاره ميگيرند كه اين امر اشكالى ندارد ؛ چون استخاره براى كارهاى مباح است و انسان از بين كارهاى مباحش يكى را انتخاب مىكند . پس انتخاب كردن همان كار مباح با استخاره ، بهتر از انتخاب بدون استخاره است .
اما مشكل در جايى است كه استخاره براى انجام كار حرام يا ترك واجب
انجام شود ، يا آنقدر استخاره بگيرد كه مطابق ميلش درآيد ! كه اين استخارهها قطعا باطل هستند .
استخارهاى هم كه اين دجال مردم را بدان دعوت مىكند از همين نوع اخير است ! [ او به مردم ميگويد ] : ابتدا دعا كرده و سپس قرآن را باز ميكني ؛ اگر آيه ، دستور به كار خوب ، مدح پيامبران و مؤمنان و يا توصيف بهشت بود ، پس واجب است كه عمل كرده و به او ايمان بياورى و اگر آيات نهى يا مذمت و يا توصيف جهنم آمد ، مشكل از دجال نيست ، بلكه مشكل از نيت كسى است كه استخاره گرفته ! او بايد نيتش را خالص كند و آنقدر استخاره بگيرد تا خوب بيايد !
اين استخاره كاملا غيرشرعى است ؛ به چند دليل :
يكم : همانگونه كه گفته شد ، استخاره حتى در احكام شرعى هم جايز نيست ، چه رسد به عقايد كه در آنها جاى تقليد هم نيست چه رسد به استخاره . . . !
دوم : آنچه اين شخص گمراه از مردم ميخواهد اين است كه با او بيعت كرده و كارهاى حرامى انجام دهند و واجباتى را ترك نمايند ! چگونه ميشود بر انجام كار حرام استخاره گرفت ؟ !