دجال بصره

دجال بصره - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٥

مقدمه چاپ اول

سپاس خداوند متعال را سزد و سلام‌وصلوات بر پيامبر و آل پاك ايشان ، به‌ويژه امام مهدى ( ٧ ) كه براى برپا كردن دولت عدل الهى در زمين ، ذخيره شده است .

ادعاى مهدويت از همان صدر اسلام شروع شد ، زمانى كه عده‌اى مي‌خواستند احاديث پيامبر ( ٦ ) را در اين زمينه مصادره كرده و براى معاويه ادعاى مهدويت كنند !

حديثى نيز براى او جعل كردند با اين مضمون كه پيامبر ( ٦ ) دعا كرده‌اند كه معاويه ، مهدى باشد ؛ درحالي‌كه خود علماى اهل سنت ، اين حديث را تضعيف كرده‌اند . ( ١ ) ( ١ ) - تهذيب التهذيب ، ج ٦ ، ص ٢٢٠ ؛ مجمع الزوائد ، ج ٩ ، ص ٣٥٧ . پس از معاويه براى موسى بن طلحه چنين ادعايى شد . ( ٢ ) ( ٢ ) - تاريخ دمشق ، ج ٦٠ ، ص ٤٣١ ؛ سِير اعلام النبلاء ، ج ٤ ، ص ٣٦٥ .

اما در روزگار ما ادعاى مهدويت بسيار زياد شده و در اين ميان چند جنبش و ادعا سهم عراق بوده است ، ازجمله دو حركت مسلحانه :

اول : جنبش « جُند السماء » به رهبرى ضياء القرعاوي ؛ همو كه در كوفه از پادگانى كه افرادش را جمع كرده بود قيام كرد و هدفش اين بود كه بر نجف مسلط شود و علما و مراجع را به قتل رسانده و مانند روش القاعده ، نجف را به‌عنوان پايتخت امارت اسلامى معرفى كند ! اما حكومت عراق با وى درگير شد و او و جماعتش ، همگى به هلاكت رسيدند .

دوم : جنبش « احمد حسن » كه خيال مي‌كرد آن يمانى موعود ، خود اوست ! سپس ادعاى سفارت امام زمان ( ٧ ) كرد و پس‌ازآن مدعى شد كه فرزند امام ( ٧ ) است .