دجال بصره - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٤٢
دجال نگفته كه كدام بخش اين روايت محل استدلال اوست ؛ اما مشخص است كه او بخش پايانى روايت را مدنظر دارد ، يعنى همان بخشى كه پيامبر فرمودند : امام زمان ( ٧ ) هنگام وفاتشان بايد حكومت را به فرزند خود بدهند كه او سه نام داد و يكى از آن نامها احمد است . احمد دجال هم آن را بر خود منطبق كرده ، چون نامش احمد است !
اما اين يك فريبكارى خندهدار است ! چون اين روايت ، اگر صحيح باشد ، دستور پيامبر براى واگذارى حكومت ، براى بعد از ظهور و هنگام رحلت امام زمان ارواحنا فداه است ، نه اكنون كه هنوز نه ظهورى محقق شده و نه امام ( ٧ ) رحلت كردهاند !
پس نه اين زمان ، آن زمان موردنظر در روايت است و نه اين فرد ديوانه ، فرد نامبرده شده در روايت . . . .
اما اين دجال ، همهچيز را به هم ميبافد ! گاه ميگويد كه امام زمان جد من است و گاه ميگويد پدر من است ! و از همين الآن امامت و حكومت را به من سپرده و بر شما واجب است كه از من اطاعت كنيد !
همچنين ، اگر روايت صحيح باشد ، پيامبر دستور دادهاند كه امام زمان ( ٧ ) ، حكومت را به فرزند مستقيم [ بدون واسطهي ] خود بدهند ، حالآنكه دجال خود اعتراف ميكند كه فرزند مستقيم امام زمان نيست بلكه امام زمان جد اوست ! و چنانچه در ابتداى كتاب گفته شد ، او فرزند اسماعيل است .
صالح المياحى در تاريخ ٤ ربيعالثانى ١٤٢٦ درباره اين ادعا ، چنين پرسيده است :
آيا او [ احمد دجال ] مستقيم فرزند امام است ؟ امام زمان چگونه ازدواج كرده است ؟ نام مادر سيد چيست و اهل كجاست ؟
ناظم العقيلى [ سخنگو و رئيس دفتر دجال ] اين گونه پاسخ داده است :
سيد احمد حسن ، از نسل امام مهدى است و فرزند مستقيم او نيست و ازدواج امام مهدى را در كتاب الرد الحاسم على منكرى ذرية القائم اثبات كرده است . گاهى منظور از فرزند ، فرزند مستقيم است و گاهى